فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

وحدت و یکدلی مسلمانان در نگاه مقام معظم رهبری

نویسنده
چکیده
چکیده‏
بر اثر پیروزى انقلاب اسلامى ایران، فروپاشى ابرقدرت شرق و موج بیدارى اسلامى در کشورهاى عربى، گرایش به فرهنگ و اندیشه اسلامى در جهان غرب نیز فراگیر شده و تفکر سیاسى و اجتماعى اسلام، بسیارى از اندیشمندان و مردم آمریکا و اروپا را جذب خود کرده است. در چنین شرایطى، غرب براى پیشگیرى از نفوذ اسلام در جامعه خود و در راستاى کاستن از قدرت روزافزون کشورهاى اسلامى، به ایجاد تفرقه در میان مسلمانان و تأسیس فرقه‏هاى افراطى چون: وهابیت، طالبان، القاعده، سلفى‏ها و ... کرده است.
در چنین موقعیتى، حفظ وحدت و هم‏گرایى میان پیروان مذاهب اسلامى، مهم‏ترین وظیفه همه مسلمانان است. این نوشتار، ضمن توصیف وضعیت جهان کنونى، دیدگاه‏هاى مقام معظم رهبرى را در خصوص ضرورت وحدت و همدلى میان همه مذاهب اسلامى، در ده محور اصلى بازگو کرده است.
واژگان کلیدى: مقام معظم رهبرى، وحدت و همدلى، مذاهب اسلامى، تفرقه.
اوضاع و شرایط جهانى‏
جهان امروز با این گستره جغرافیایى، به واسطه وسایل ارتباط جمعى مانند: ماهواره، اینترنت و غیره، به یک دهکده کوچک تبدیل شده و کشورهاى اسلامى در یکى از محله‏هاى آن واقع شده‏اند و این حقیقتى غیر قابل انکار است. به جرئت مى‏توان گفت که انتقال اخبار و اطلاعات در دنیاى امروز، از انتقال آن در یک روستاى کوچک به مراتب سریع‏تر و دقیق‏تر انجام مى‏گیرد.
پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، موج اسلام‏گرایى، به ویژه گرایش به فرهنگ و تفکر سیاسى شیعى فراگیر و جهانى شده است. در واقع باید گفت که جوانان مسلمان و حتى غیر مسلمان، بدون این‏که خود خبر داشته باشند، از فرهنگ و تفکر شیعى تأثیر پذیرفته‏اند. این گرایش، به‏ویژه در کشور لبنان و سوریه نمود بیشترى دارد. بیدارى اسلامى در کشورهاى عربى نیز از جهاتى نشان از این تأثیرپذیرى دارد و نباید آن را امرى کوچک انگاشت.
آن‏گاه که با پیروزى انقلاب اسلامى، نظام دو قطبى شرق و غرب از هم گسست و چند سال بعد، اردوگاه شرق به کلى از هم فروپاشید، دنیاى غرب نیز در موضع انفعالى قرار گرفت؛ چنان‏که هر چه زمان مى‏گذرد، نشانه‏هاى ضعف و اضمحلال آن بیشتر آشکار مى‏شود.
از سوى دیگر به همان اندازه که اردوگاه غرب در حال فرو ریختن است، نظام و انقلاب اسلامى به سمت شکوفایى و بالندگى بوده و پیوسته در میان ملت‏ها محبوب مى‏شود. این‏که‏ نمایندگان شش کشور و شش قدرت آمریکایى و اروپایى در ژنو به مذاکره با ایران تن مى‏دهند، خود دلیل بر این مدعاست.
اینک غرب براى پیش‏گیرى از فروپاشى خود، به ترفندهاى گوناگونى پناه مى‏برد که از جمله مهم‏ترین آنها، تأسیس و پشتیبانى گروه‏ها و فرقه‏هاى افراطى مثل: وهابیت، طالبان، القاعده، سلفى‏ها و ... است که بدین طریق دامنه اختلاف، آتش درگیرى و کشتار در میان مسلمانان را شعله‏ور ساخته و امت اسلامى را پراکنده و در مقابل هم قرار دهد.
یکى از مهم‏ترین اهداف شوم آنها نفوذ به کشور عراق و ایجاد اختلاف و درگیرى و ناامنى در سرزمین علوى و حسینى است. فرقه ساختگى وهابیت که جنایات و کشتار فجیع در عتبات عالیات را از دو قرن پیش در سابقه خود دارد، اکنون نیز اگر فرصت و قدرت به چنگ آورد، همان جنایت‏ها را تکرار خواهد کرد؛ چنان‏که در سوریه مى‏کنند.
حال در چنین موقعیتى وظیفه مردم و خواص در برابر این پدیده شوم چیست؟ حفظ وحدت و همگرایى در میان پیروان مذاهب اسلامى به‏خصوص برادران شیعه و سنى، مهم‏ترین وظیفه همه دلسوزان اسلام و مسلمین است. در این نوشتار، دیدگاه‏هاى مقام معظم رهبرى حضرت آیت‏الله العظمى خامنه‏اى (مدظله العالى) درباره این موضوع را بازگویى و منعکس کرده‏ایم:

معناى وحدت اسلامى‏

مقصود این نیست که مذاهب، در یک مذهب حل شوند. برخى براى این‏که اتحاد مسلمین را تحصیل نمایند، مذاهب را نفى مى‏کنند. نفى مذاهب، مشکلى را حل نمى‏کند؛ اثبات مذاهب مشکلات را حل مى‏کند. همین مذاهبى که هستند، هر کدام در منطقه‏اى که خودشان امور خودشان را انجام دهند، اما روابطشان را با یکدیگر حسنه کنند.[1]
ما وقتى به وحدت دعوت مى‏کنیم، مقصود ما این نیست که فِرَق اسلامى- اعم از شیعه و سنى- یا فِرَقى که داخل تشیع و تسنن هستند، موظف و مجبورند که از عقیده خود دست بردارند و به عقیده سومى یا به عقیده طرف مقابل گرایش پیدا کنند. این چیزى است که به تحقیق وتفحص و مطالعه هر کسى وابسته است و بینه و بین الله تکلیف اوست. بحث ما این نیست. بحث ما این است که مى‏خواهیم به همه مسلمانان- از شیعه و سنى- بگوییم و تذکر بدهیم که شما یک نقاط مشترک و یک نقاط اختلاف و افتراق دارید ... حرف ما در هفته وحدت و به عنوان پیام وحدت این است که مسلمانان بیایند با هم متحد بشوند و با یکدیگر دشمنى نکنند. محور هم کتاب خدا و سنت نبى اکرم و شریعت اسلامى باشد. این حرف بدى نیست. این حرف حقى است که هر عاقل بى‏غرض و منصفى، آن را قبول خواهد کرد.[2]

اهمیت وحدت و همدلى‏

من از قدیم این اعتقاد و تفکر را داشتم و دارم و آن را یک مسئله استراتژیک مى‏دانم؛ یک مسئله تاکتیکى و مصلحتى هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاد مى‏کند که با مسلمین غیرشیعه ارتباطات داشته باشیم. مسلمانان به تدریج این اختلافات مذهبى و طایفه‏اى را کم کنند و از بین ببرند؛ چون در خدمت دشمن است. ما با این انگیزه صحیح، مسئله وحدت مسلمین را در جمهورى اسلامى، یک مسئله اساسى قرار داده‏ایم.[3]
دشمن در مقابل حرکت عظیم اسلامى احساس ضعف مى‏کند؛ لذا به انواع جنگ‏هاى روانى، تهاجمات گوناگون، ترساندن ملت‏ها و کشورهاى مسلمان از یکدیگر و تبلیغات علیه یکدیگر متوسل مى‏شود. راه این است که دنیاى اسلام وحدت خود را حفظ کند. من بار دیگر براى صدمین بار، هزارمین بار، از زبان ملت ایران خطاب به همه برادران مسلمان در اکناف عالم عرض مى‏کنم اتحاد خودتان را حفظ کنید. مبادا بازیچه دست دشمنان مشترکى‏ بشوید که به عنوان قومیت عرب و عجم، به عنوان مذهب شیعه و سنى، به عناوین گوناگون دیگر مى‏خواهند بین شما اختلاف بیاندازند.[4]
امروز دنیاى اسلام بیش از همه به اتحاد و یکدلى و تمسک به قرآن نیازمند است. از سویى ظرفیت‏هاى جهان اسلام براى توسعه و عزت و اقتدار، امروز بیش از گذشته آشکار شده و بازیابى مجد و عظمت امت اسلامى، امروز در سراسر جهان اسلام، انگیزه و فراست جوانان و فرزانگان شده است.[5]

امت اسلامى، قربانى توطئه‏ها و تفرقه‏ها

تفرقه و ستیزه‏جویى میان بخش‏هاى امت مسلمان، بیمارى خطرناکى است که باید با همه توان به درمان آن پرداخت. دشمنان ما از دیرباز در این عرصه نیز به تلاش گسترده و بى‏وقفه دست زده‏اند و امروزه که بیدارى اسلامى، آنان را وحشت زده کرده است، تلاش خود را شدت بخشیده‏اند.[6]
سیاستمداران استعمارگر به خوبى مى‏دانستند که اگر هویت یکپارچه جهان اسلام شکل بگیرد، راه بر سیطره سیاسى و اقتصادى آن بسته خواهد شد، پس در تلاشى همه‏سویه و بلندمدت، به اختلافات در میان مسلمانان دامن زدند و زیر چتر این سیاست خبیثانه، از غفلت توده‏هاى مردم و سست‏عنصرى زمامداران سیاسى و فرهنگى بهره‏بردارى کردند و کار خود را در تسلط بر کشورهاى اسلامى پیش بردند.[7]
امروز سرویس‏هاى جاسوسى امریکا و انگلیس در عراق، لبنان، در کشورهایى از افریقا و در جاهاى دیگرى که بتوانند، با همه قوا در حال پراکندن ویروس اختلاف مذهبى‏اند. اجتماع حج باید ما را در برابر این بیمارى مهلک مصون سازى کند و آیه شریفه (وَأَطِیعُواْ اللهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِینَ) را پیوسته در برابر چشم ما قرار دهد.[8]
نمى‏خواهیم بگوییم اختلافات شیعه و سنى همیشه مربوط به استعمار بوده، نه؛ احساسات خودشان هم دخیل بوده. بعضى از جهالت‏ها، بعضى از تعصب‏ها، بعضى از احساسات، بعضى از کج‏فهمى‏ها دخالت داشتند؛ لیکن وقتى استعمار وارد شده، از این سلاح حداکثر استفاده را کرد ... در این کار، انگلیسى‏ها از بقیه دشمنان استعمارى، متبحرترند. در ایران، ترکیه و کشورهاى عربى و در شبه‏قاره هند، این‏ها سال‏ها زندگى کرده‏اند و با رموز آشنا هستند که چگونه مى‏شود سنى را علیه شیعه و شیعه را علیه سنى تحریک کرد؟[9]

کج سلیقگى‏ها و کج فهمى‏ها، عامل نفوذ دشمنان‏

چند سال قبل از این، در منطقه کردى، یک عالم روشن‏بین در نماز جمعه سخنرانى کرد؛ گمانم قسم خورد- این‏جور به ذهنم است، چون سال‏ها گذشته است- گفت: والله آن کسانى که مى‏آیند، پیش شیعه، بغض و کینه سنى را در دل او وارد مى‏کنند و مى‏روند پیش سنى، بغض و کینه شیعه را در دل او وارد مى‏کنند، این‏ها نه شیعه هستند و نه سنى. نه شیعه را دوست دارند، نه سنى را دوست دارند؛ با اسلام دشمنند. البته نمى‏دانند؛ خیلى‏هاى‏شان نمى‏فهمند.[10]
ما که مسلمان هستیم، باید حواسمان جمع باشد. ما باید بفهمیم که پول نفت فلان کشورى که به نوکرى آمریکا و غرب در میان ملت‏هاى مسلمان شناخته شده و روسیاه است و به استکبار وابستگى دارد، اگر صرف انتشار کتابى در رد تشیع شد، محض رضاى خدا و علاقه به تسنن نیست و غرض خبیثى را دنبال مى‏کند. عکس قضیه هم صادق است. اگر دیدیم عواملى در جامعه شیعى، مشغول تحریک و برانگیختن حساسیت نسبت به برادران اهل سنت یا مقدسات آن‏ها هستند، اگر حمل بر کج‏سلیقگى و بدفهمى نکنیم، باید بدانیم که قطعا دست دشمن است. دشمن از کج‏سلیقه نیز بیشترین استفاده را مى‏کند.[11]
خیلى مراقب باشید که نفوذى‏هاى دشمن، پرچم‏هاى اختلاف را بلند نکنند. هر پرچم اختلافى که بلند شد، شما آن را متهم کنید که نفوذى دشمن است؛ هر چند خودش نداند.[12] براى هر فرقه‏اى بهانه‏اى درست مى‏کنند. ساده‏ترین و فریب‏خورترین افراد را در هر فرقه‏اى پیدا مى‏کنند و چیزى در دهانش مى‏گذارند تا برود آنچه را که او مى‏خواهد، برایشان تکرار کند. همه باید مراقب باشند.[13]

با هم مهربان باشیم‏

به شما جوانان هم مى‏گویم: بدانید آن کسانى که شیعه را علیه سنى و سنى را علیه شیعه تحریک مى‏کنند، نه شیعه را دوست دارند و نه سنى را؛ با اصل اسلام دشمنند. (رحماء بینهم) یعنى برادران مسلمان، بین خود رحیم و مهربان باشند. دشمن از هر دو طرف تلاش مى‏کند. از یک طرف غالى‏گرى و ناصبى‏گرى را ترویج مى‏کند و شیعه را در چشم دشمن سنى، دشمن حقیقى معرفى مى‏کند- بعضى از متحجرین دینى هم متأسفانه باور مى‏کنند- از سوى دیگر شیعه را به اهانت به مقدسات و ارزش‏هاى سنى وادار مى‏کنند. توطئه دشمن آن است که این دو مکتب را در مقابل هم قرار دهد.[14]
ما به همه مى‏گوییم که احترام یکدیگر را حفظ بکنند و به عقاید و مقدسات هم اهانت نکنند. اگر کسى به بهانه عقیده بخواهد به مقدسات دیگران اهانت بکند، از نظر ما به هیچ وجه قابل دفاع نیست. محبت، طرفینى است. بایستى همه با هم کمک کنند تا محبت به وجود آید و دشمن نتواند سوء استفاده بکند. دشمنى که نه با شیعه رابطه خوبى دارد و نه با سنى، بلکه با اصل اسلام مخالف است و نسبت به آن کینه مى‏ورزد.[15]
فرمان (رحماء بینهم) در قرآن به معنى ریشه‏کنى این‏ ستیزه‏گرى‏هاست. شما در این روزهاى پرشکوه و در مناسک گوناگون حج، مسلمانان را از همه جا و از مذاهب گوناگون مى‏بینید که گرد یک خانه مى‏گردند؛ به سوى یک کعبه نماز مى‏گزارند؛ نماد شیطان رجیم را با هم سنگباران مى‏کنند؛ در نماد قربانى کردن تمنیات و هوس‏هاى نفسانى، به یک گونه رفتار مى‏کنند؛ در میعاد عرفات و مشعر در کنار یکدیگر به تضرع مى‏پردازند ... مذاهب اسلامى در اصلى‏ترین و بیشترین فرائض و احکام و عقائد، به همین اندازه به یکدیگر نزدیکند. با این حال، چرا باید تعصب‏ها و پیش‏داورى‏ها میان آنان آتش‏افروزى کند و دست خیانتکار دشمن به این آتش خانمان‏سوز دامن بزند.[16]

به اختلافات دامن نزنید

امروز اختلافات را نباید زنده کرد؛ نباید برجسته کرد؛ نباید فرق اسلامى، مقدسات یکدیگر را- که نقطه حساسیت‏زاى هر فرقه‏اى همان بخش مقدساتش است- مورد اهانت قرار بدهند. روى نقاط حساس یکدیگر انگشت گذاشتن و فشار آوردن، معلوم است تحریک کننده است. این به اختلاف دنیاى اسلام منتهى مى‏شود. این اختلاف نباید باشد؛ حرف ما این است.[17]
من خودم در نماز جمعه راجع به جنگ صفین و سایر جنگ‏هاى امیرالمؤمنین صحبت مى‏کنم، اما اهانت نمى‏کنم. تاریخ‏گویى یک حرف است، اهانت، حرف دیگرى است. تاریخ بیست‏وسه ساله بعد از رحلت پیامبر تا خلافت امیرالمؤمنین، یک تاریخ قابل بررسى است؛ باید بررسى شود، اما در آن اهانت و جسارت به خلفا به هیچ وجه نباید باشد.[18]
تفرقه و ستیزه‏جویى میان بخش‏هاى امت مسلمان، بیمارى خطرناکى است که باید با همه توان به درمان آن پرداخت. دشمنان ما از دیرباز در این عرصه نیز به تلاش گسترده و بى‏وقفه دست زده‏اند و امروزه که بیدارى اسلامى، آنان را وحشت‏زده کرده است، تلاش خود را شدت بخشیده‏اند. همه سخن دلسوزان آن است که تفاوت‏ها نباید به تضاد تبدیل شود و چندگونه‏گى نباید به ستیزه‏گرى بیانجامد.[19]
در بعضى از کشورهاى اسلامى، مثل ریگ پول مى‏ریزند براى این‏که در بین سنى‏ها اجتماع ضد شیعه درست کنند. این از این طرف. از آن طرف هم به یک گوینده به اصطلاح شیعى پول مى‏دهند که در تلویزیون به نام شیعه، امّ المؤمنین عایشه را متهم کند؛ قذف کند؛ اهانت کند. روش‏ها این‏هاست ... از کارهاى اینها گول نخوریم. اختلاف براى آنها بیشترین و بزرگ‏ترین نعمت است.[20]

نگاه به گذشته، اشتباه است‏

اگر بخواهیم احساس برادرى کنیم، اگر به گذشته برگردیم، دعواست. این‏قدر بحث و تکذیب و تغلیظ و درگیرى و خون‏ریزى و این‏طور چیزها اتفاق افتاده که اگر نگاهى به گذشته بکنیم، باز دعوا خواهد شد.[21]
اگر کسى مخلصاً لله احساس مى‏کند که باید امروز بین برادران، برادرى واقعى و عملى باشد، باید کوشش کند که گذشته را به یادها نیاورد؛ والّا او مى‏رود کتاب «احقاق الحق» را مى‏آورد و به رخ این مى‏کشد و این هم مى‏رود کتاب «تحفه اثناعشریه» را مى‏آورد و به رخ آن مى‏کشد. هر دو هم به قدر کافى کتاب پر از طعن و دفع علیه همدیگر نوشته‏اند. اگر ما بخواهیم گذشته را مطرح کنیم، نمى‏شود به وحدت رسید. باید نگاه کنیم بگوییم گذشته، گذشته است «رحم الله معشر الماضین». کارى به کار آن‏ها نداریم. اگر آن‏ها هر کارى کرده‏اند، ما امروز مى‏خواهیم تکلیف خودمان را- بینى و بین‏الله- نگاه کنیم؛ بینى و بین‏الله امروز ما باید با همدیگر توحید کلمه و رفاقت و برادرى داشته باشیم. اگر بخواهیم این را عمل بکنیم، باید از گذشته صرف نظر کنیم.[22]
سال‏ها پیش از انقلاب که با بعضى از برادران اهل سنت صحبت مى‏کردم، به آن‏ها مى‏گفتم که اگر ما بخواهیم وحدت اسلامى تحقق پیدا کند، باید خودمان را از گذشته جدا و قیچى کنیم.[23]
همیشه عقیده من بر این بود که امروز شیعه و سنى باید اختلافات دیرین خود را در تعامل روزمره خودشان کنار بگذارند؛ جنگ و دعوا را کنار بگذارند و مشترکات خود را بچسبند ... امروز هم عقیده‏ام همین است.[24]

تأسى به سیره اهل‏بیت (علیهم السلام)

این‏قدر ما در روایات، در ثواب شرکت در نماز جماعت اهل‏سنت در زمان ائمه: داریم که روایت دارد که در مسجدالحرام پشت سر این‏ها نماز بخوانید؛ مثل این‏که پشت سر پیامبر (صلى الله علیه و آله) نماز خوانده‏اید. این معنایش چیست؟ معلوم است امام صادق (علیه السلام) نماز آن امام‏ جماعت را با نماز پیامبر مقایسه نمى‏کند. مقایسه با نماز یک پیرو خودش هم نمى‏کند؛ اما مى‏گوید پشت سر او نماز بخوانید؛ این یعنى چه؟ این نمایش وحدت است. عملًا وحدت را نشان بدهید.[25]

از امام امت یاد بگیریم‏

روى همین فکر بود که امام بزرگوار ما (که رضوان خدا بر او باد) آن مرد بیدار، آگاه، به همه ماها، همه حاجى‏هاى ایرانى، توصیه کرد که در نماز جماعت‏ها در مسجدالحرام، در مسجد النبى شرکت کنید.[26]
امام بزرگوار ما که منادى اتحاد بین مسلمین بود، از همه این‏هایى که مدعى‏اند، ولایتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه (علیهم السلام) بیشتر بود. او بهتر مى‏فهمید ولایت را، یا فلان آدم عامى که حالا به اسم ولایت کارهاى خلاف مى‏کند، حرف‏هاى بى‏ربط مى‏زند در مجالس عام و خاص؟[27]

ثمرات وحدت و یکدلى‏

مسلمانان براى این‏که بتوانند مسائل خود را به صورت جدى با جهان‏خواران حل کنند، باید خود را به مرز قدرت بزرگ جهانى برسانند و این جز با همکارى و همدلى و اتحاد کشورهاى اسلامى به دست نخواهد آمد. این وصیت فراموش نشدنى امام خمینى عظیم است.[28]
اگر میان ملت‏هاى مسلمان و میان فرقه‏هاى اسلامى و اقوام مسلمان با یکدیگر محبت و حسن ظن و همدلى، جاى بدگمانى و بدبینى را که خواسته دشمنان است، بگیرد، بخش اعظم توطئه و تدبیر بدخواهان را خنثى خواهد کرد و نقشه‏هاى شوم آنان را براى سیطره روزافزون بر امت اسلامى عقیم خواهد ساخت.[29]
این‏که امام بزرگوار توانست اسلام را عزیز کند، به برکت ایجاد احساس وحدت در بین مسلمین بود. مسلمان در اقصى نقاط عالم، به نام امام حرکت مى‏کرد؛ فکر نمى‏کرد که «مذهب من چیست؟» من سنى‏ام، او شیعه است؛ او سنى است و من شیعه‏ام.[30]
اگر امروز مسلمانان جهان و ملت‏هاى کشورهاى اسلامى، شعار ولایت اسلامى سر دهند، بسیارى از راه‏هاى نرفته و گره‏هاى ناگشوده امت اسلامى باز خواهد شد و مشکلات‏ کشورهاى اسلامى به حل نزدیک خواهد شد.[31]
باید به وحدت جهانى اسلام توجه بیشترى شود. آن حصن و حصار مستحکمى که اگر تشکیل بشود، هیچ قدرتى نمى‏تواند به حریم کشورها و ملت‏هاى اسلامى دست‏درازى کند.[32]
 
[1] . تاریخ 1/ 5/ 1376، بیانات در دیدار با مهمانان کنفرانس وحدت اسلامى..
[2] . تاریخ 19/ 7/ 1368، بیانات در دیدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت هفته وحدت..
[3] . تاریخ 26/ 1/ 1369..
[4] . تاریخ 10/ 7/ 1387..
[5] . تاریخ 29/ 10/ 1383، پیام به کنگره عظیم حج..
[6] . تاریخ 27/ 9/ 1386..
[7] . تاریخ 8/ 10/ 1385..
[8] . همان..
[9] . تاریخ 25/ 10/ 1385، در دیدار با شرکت کنندگان همایش بزرگداشت ابن میثم بحرانى..
[10] . تاریخ 22/ 2/ 1388، در جمع مردم کردستان، میدان آزادى سنندج..
[11] . تاریخ 5/ 7/ 1368، در جمع مردم استان‏هاى خراسان، اصفهان و تهران..
[12] . تاریخ 13/ 4/ 1368، در جمع مردم استان‏هاى کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربى..
[13] . تاریخ 13/ 5/ 1375، در جمع مهمانان کنفرانس وحدت اسلامى..
[14] . تاریخ 14/ 2/ 1374..
[15] . تاریخ 19/ 7/ 1368، در دیدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت هفته وحدت..
[16] . تاریخ 27/ 9/ 1386، پیام به مناسبت کنگره جهانى حج..
[17] . تاریخ 8/ 10/ 1368..
[18] . تاریخ 13/ 12/ 1370..
[19] . تاریخ 27/ 9/ 1376..
[20] . تاریخ 20/ 7/ 1390، در جمع علماى شیعه و سنى استان کرمانشاه..
[21] . تاریخ 5/ 10/ 1368، در دیدار با ائمه جمعه و روحانیون اهل سنت..
[22] . همان..
[23] . همان و 6/ 1/ 1379 در اجتماع زائران حرم امام رضا( علیه السلام).
[24] . تاریخ 6/ 1/ 1379، مشهد مقدس در اجتماع زائران حضرت رضا( علیه السلام)..
[25] . تاریخ 4/ 8/ 1388، در جمع کارگزاران و دست اندرکاران حج..
[26] . همان..
[27] . تاریخ 14/ 4/ 1386، در دیدار با مداحان و ذاکران به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا( علیها السلام)..
[28] . تاریخ 14/ 8/ 1390..
[29] . تاریخ 31/ 1/ 1373..
[30] . تاریخ 14/ 6/ 1372، در دیدار با مسؤولان و مردم به مناسبت میلاد پیامبر و امام صادق( علیه السلام)..
[31] . تاریخ 6/ 1/ 1379..
[32] . تاریخ 11/ 7/ 1369 در دیدار با آزادگان و اقشار مختلف و مردم..