چکیده
بر اثر پیروزى انقلاب اسلامى ایران، فروپاشى ابرقدرت شرق و موج بیدارى اسلامى در کشورهاى عربى، گرایش به فرهنگ و اندیشه اسلامى در جهان غرب نیز فراگیر شده و تفکر سیاسى و اجتماعى اسلام، بسیارى از اندیشمندان و مردم آمریکا و اروپا را جذب خود کرده است. در چنین شرایطى، غرب براى پیشگیرى از نفوذ اسلام در جامعه خود و در راستاى کاستن از قدرت روزافزون کشورهاى اسلامى، به ایجاد تفرقه در میان مسلمانان و تأسیس فرقههاى افراطى چون: وهابیت، طالبان، القاعده، سلفىها و ... کرده است.
در چنین موقعیتى، حفظ وحدت و همگرایى میان پیروان مذاهب اسلامى، مهمترین وظیفه همه مسلمانان است. این نوشتار، ضمن توصیف وضعیت جهان کنونى، دیدگاههاى مقام معظم رهبرى را در خصوص ضرورت وحدت و همدلى میان همه مذاهب اسلامى، در ده محور اصلى بازگو کرده است.
واژگان کلیدى: مقام معظم رهبرى، وحدت و همدلى، مذاهب اسلامى، تفرقه.
اوضاع و شرایط جهانى
جهان امروز با این گستره جغرافیایى، به واسطه وسایل ارتباط جمعى مانند: ماهواره، اینترنت و غیره، به یک دهکده کوچک تبدیل شده و کشورهاى اسلامى در یکى از محلههاى آن واقع شدهاند و این حقیقتى غیر قابل انکار است. به جرئت مىتوان گفت که انتقال اخبار و اطلاعات در دنیاى امروز، از انتقال آن در یک روستاى کوچک به مراتب سریعتر و دقیقتر انجام مىگیرد.
پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، موج اسلامگرایى، به ویژه گرایش به فرهنگ و تفکر سیاسى شیعى فراگیر و جهانى شده است. در واقع باید گفت که جوانان مسلمان و حتى غیر مسلمان، بدون اینکه خود خبر داشته باشند، از فرهنگ و تفکر شیعى تأثیر پذیرفتهاند. این گرایش، بهویژه در کشور لبنان و سوریه نمود بیشترى دارد. بیدارى اسلامى در کشورهاى عربى نیز از جهاتى نشان از این تأثیرپذیرى دارد و نباید آن را امرى کوچک انگاشت.
آنگاه که با پیروزى انقلاب اسلامى، نظام دو قطبى شرق و غرب از هم گسست و چند سال بعد، اردوگاه شرق به کلى از هم فروپاشید، دنیاى غرب نیز در موضع انفعالى قرار گرفت؛ چنانکه هر چه زمان مىگذرد، نشانههاى ضعف و اضمحلال آن بیشتر آشکار مىشود.
از سوى دیگر به همان اندازه که اردوگاه غرب در حال فرو ریختن است، نظام و انقلاب اسلامى به سمت شکوفایى و بالندگى بوده و پیوسته در میان ملتها محبوب مىشود. اینکه نمایندگان شش کشور و شش قدرت آمریکایى و اروپایى در ژنو به مذاکره با ایران تن مىدهند، خود دلیل بر این مدعاست.
اینک غرب براى پیشگیرى از فروپاشى خود، به ترفندهاى گوناگونى پناه مىبرد که از جمله مهمترین آنها، تأسیس و پشتیبانى گروهها و فرقههاى افراطى مثل: وهابیت، طالبان، القاعده، سلفىها و ... است که بدین طریق دامنه اختلاف، آتش درگیرى و کشتار در میان مسلمانان را شعلهور ساخته و امت اسلامى را پراکنده و در مقابل هم قرار دهد.
یکى از مهمترین اهداف شوم آنها نفوذ به کشور عراق و ایجاد اختلاف و درگیرى و ناامنى در سرزمین علوى و حسینى است. فرقه ساختگى وهابیت که جنایات و کشتار فجیع در عتبات عالیات را از دو قرن پیش در سابقه خود دارد، اکنون نیز اگر فرصت و قدرت به چنگ آورد، همان جنایتها را تکرار خواهد کرد؛ چنانکه در سوریه مىکنند.
حال در چنین موقعیتى وظیفه مردم و خواص در برابر این پدیده شوم چیست؟ حفظ وحدت و همگرایى در میان پیروان مذاهب اسلامى بهخصوص برادران شیعه و سنى، مهمترین وظیفه همه دلسوزان اسلام و مسلمین است. در این نوشتار، دیدگاههاى مقام معظم رهبرى حضرت آیتالله العظمى خامنهاى (مدظله العالى) درباره این موضوع را بازگویى و منعکس کردهایم:
معناى وحدت اسلامى
مقصود این نیست که مذاهب، در یک مذهب حل شوند. برخى براى اینکه اتحاد مسلمین را تحصیل نمایند، مذاهب را نفى مىکنند. نفى مذاهب، مشکلى را حل نمىکند؛ اثبات مذاهب مشکلات را حل مىکند. همین مذاهبى که هستند، هر کدام در منطقهاى که خودشان امور خودشان را انجام دهند، اما روابطشان را با یکدیگر حسنه کنند.[1]
ما وقتى به وحدت دعوت مىکنیم، مقصود ما این نیست که فِرَق اسلامى- اعم از شیعه و سنى- یا فِرَقى که داخل تشیع و تسنن هستند، موظف و مجبورند که از عقیده خود دست بردارند و به عقیده سومى یا به عقیده طرف مقابل گرایش پیدا کنند. این چیزى است که به تحقیق وتفحص و مطالعه هر کسى وابسته است و بینه و بین الله تکلیف اوست. بحث ما این نیست. بحث ما این است که مىخواهیم به همه مسلمانان- از شیعه و سنى- بگوییم و تذکر بدهیم که شما یک نقاط مشترک و یک نقاط اختلاف و افتراق دارید ... حرف ما در هفته وحدت و به عنوان پیام وحدت این است که مسلمانان بیایند با هم متحد بشوند و با یکدیگر دشمنى نکنند. محور هم کتاب خدا و سنت نبى اکرم و شریعت اسلامى باشد. این حرف بدى نیست. این حرف حقى است که هر عاقل بىغرض و منصفى، آن را قبول خواهد کرد.[2]
اهمیت وحدت و همدلى
من از قدیم این اعتقاد و تفکر را داشتم و دارم و آن را یک مسئله استراتژیک مىدانم؛ یک مسئله تاکتیکى و مصلحتى هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاد مىکند که با مسلمین غیرشیعه ارتباطات داشته باشیم. مسلمانان به تدریج این اختلافات مذهبى و طایفهاى را کم کنند و از بین ببرند؛ چون در خدمت دشمن است. ما با این انگیزه صحیح، مسئله وحدت مسلمین را در جمهورى اسلامى، یک مسئله اساسى قرار دادهایم.[3]
دشمن در مقابل حرکت عظیم اسلامى احساس ضعف مىکند؛ لذا به انواع جنگهاى روانى، تهاجمات گوناگون، ترساندن ملتها و کشورهاى مسلمان از یکدیگر و تبلیغات علیه یکدیگر متوسل مىشود. راه این است که دنیاى اسلام وحدت خود را حفظ کند. من بار دیگر براى صدمین بار، هزارمین بار، از زبان ملت ایران خطاب به همه برادران مسلمان در اکناف عالم عرض مىکنم اتحاد خودتان را حفظ کنید. مبادا بازیچه دست دشمنان مشترکى بشوید که به عنوان قومیت عرب و عجم، به عنوان مذهب شیعه و سنى، به عناوین گوناگون دیگر مىخواهند بین شما اختلاف بیاندازند.[4]
امروز دنیاى اسلام بیش از همه به اتحاد و یکدلى و تمسک به قرآن نیازمند است. از سویى ظرفیتهاى جهان اسلام براى توسعه و عزت و اقتدار، امروز بیش از گذشته آشکار شده و بازیابى مجد و عظمت امت اسلامى، امروز در سراسر جهان اسلام، انگیزه و فراست جوانان و فرزانگان شده است.[5]
امت اسلامى، قربانى توطئهها و تفرقهها
تفرقه و ستیزهجویى میان بخشهاى امت مسلمان، بیمارى خطرناکى است که باید با همه توان به درمان آن پرداخت. دشمنان ما از دیرباز در این عرصه نیز به تلاش گسترده و بىوقفه دست زدهاند و امروزه که بیدارى اسلامى، آنان را وحشت زده کرده است، تلاش خود را شدت بخشیدهاند.[6]
سیاستمداران استعمارگر به خوبى مىدانستند که اگر هویت یکپارچه جهان اسلام شکل بگیرد، راه بر سیطره سیاسى و اقتصادى آن بسته خواهد شد، پس در تلاشى همهسویه و بلندمدت، به اختلافات در میان مسلمانان دامن زدند و زیر چتر این سیاست خبیثانه، از غفلت تودههاى مردم و سستعنصرى زمامداران سیاسى و فرهنگى بهرهبردارى کردند و کار خود را در تسلط بر کشورهاى اسلامى پیش بردند.[7]
امروز سرویسهاى جاسوسى امریکا و انگلیس در عراق، لبنان، در کشورهایى از افریقا و در جاهاى دیگرى که بتوانند، با همه قوا در حال پراکندن ویروس اختلاف مذهبىاند. اجتماع حج باید ما را در برابر این بیمارى مهلک مصون سازى کند و آیه شریفه (وَأَطِیعُواْ اللهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِینَ) را پیوسته در برابر چشم ما قرار دهد.[8]
نمىخواهیم بگوییم اختلافات شیعه و سنى همیشه مربوط به استعمار بوده، نه؛ احساسات خودشان هم دخیل بوده. بعضى از جهالتها، بعضى از تعصبها، بعضى از احساسات، بعضى از کجفهمىها دخالت داشتند؛ لیکن وقتى استعمار وارد شده، از این سلاح حداکثر استفاده را کرد ... در این کار، انگلیسىها از بقیه دشمنان استعمارى، متبحرترند. در ایران، ترکیه و کشورهاى عربى و در شبهقاره هند، اینها سالها زندگى کردهاند و با رموز آشنا هستند که چگونه مىشود سنى را علیه شیعه و شیعه را علیه سنى تحریک کرد؟[9]
کج سلیقگىها و کج فهمىها، عامل نفوذ دشمنان
چند سال قبل از این، در منطقه کردى، یک عالم روشنبین در نماز جمعه سخنرانى کرد؛ گمانم قسم خورد- اینجور به ذهنم است، چون سالها گذشته است- گفت: والله آن کسانى که مىآیند، پیش شیعه، بغض و کینه سنى را در دل او وارد مىکنند و مىروند پیش سنى، بغض و کینه شیعه را در دل او وارد مىکنند، اینها نه شیعه هستند و نه سنى. نه شیعه را دوست دارند، نه سنى را دوست دارند؛ با اسلام دشمنند. البته نمىدانند؛ خیلىهاىشان نمىفهمند.[10]
ما که مسلمان هستیم، باید حواسمان جمع باشد. ما باید بفهمیم که پول نفت فلان کشورى که به نوکرى آمریکا و غرب در میان ملتهاى مسلمان شناخته شده و روسیاه است و به استکبار وابستگى دارد، اگر صرف انتشار کتابى در رد تشیع شد، محض رضاى خدا و علاقه به تسنن نیست و غرض خبیثى را دنبال مىکند. عکس قضیه هم صادق است. اگر دیدیم عواملى در جامعه شیعى، مشغول تحریک و برانگیختن حساسیت نسبت به برادران اهل سنت یا مقدسات آنها هستند، اگر حمل بر کجسلیقگى و بدفهمى نکنیم، باید بدانیم که قطعا دست دشمن است. دشمن از کجسلیقه نیز بیشترین استفاده را مىکند.[11]
خیلى مراقب باشید که نفوذىهاى دشمن، پرچمهاى اختلاف را بلند نکنند. هر پرچم اختلافى که بلند شد، شما آن را متهم کنید که نفوذى دشمن است؛ هر چند خودش نداند.[12] براى هر فرقهاى بهانهاى درست مىکنند. سادهترین و فریبخورترین افراد را در هر فرقهاى پیدا مىکنند و چیزى در دهانش مىگذارند تا برود آنچه را که او مىخواهد، برایشان تکرار کند. همه باید مراقب باشند.[13]
با هم مهربان باشیم
به شما جوانان هم مىگویم: بدانید آن کسانى که شیعه را علیه سنى و سنى را علیه شیعه تحریک مىکنند، نه شیعه را دوست دارند و نه سنى را؛ با اصل اسلام دشمنند. (رحماء بینهم) یعنى برادران مسلمان، بین خود رحیم و مهربان باشند. دشمن از هر دو طرف تلاش مىکند. از یک طرف غالىگرى و ناصبىگرى را ترویج مىکند و شیعه را در چشم دشمن سنى، دشمن حقیقى معرفى مىکند- بعضى از متحجرین دینى هم متأسفانه باور مىکنند- از سوى دیگر شیعه را به اهانت به مقدسات و ارزشهاى سنى وادار مىکنند. توطئه دشمن آن است که این دو مکتب را در مقابل هم قرار دهد.[14]
ما به همه مىگوییم که احترام یکدیگر را حفظ بکنند و به عقاید و مقدسات هم اهانت نکنند. اگر کسى به بهانه عقیده بخواهد به مقدسات دیگران اهانت بکند، از نظر ما به هیچ وجه قابل دفاع نیست. محبت، طرفینى است. بایستى همه با هم کمک کنند تا محبت به وجود آید و دشمن نتواند سوء استفاده بکند. دشمنى که نه با شیعه رابطه خوبى دارد و نه با سنى، بلکه با اصل اسلام مخالف است و نسبت به آن کینه مىورزد.[15]
فرمان (رحماء بینهم) در قرآن به معنى ریشهکنى این ستیزهگرىهاست. شما در این روزهاى پرشکوه و در مناسک گوناگون حج، مسلمانان را از همه جا و از مذاهب گوناگون مىبینید که گرد یک خانه مىگردند؛ به سوى یک کعبه نماز مىگزارند؛ نماد شیطان رجیم را با هم سنگباران مىکنند؛ در نماد قربانى کردن تمنیات و هوسهاى نفسانى، به یک گونه رفتار مىکنند؛ در میعاد عرفات و مشعر در کنار یکدیگر به تضرع مىپردازند ... مذاهب اسلامى در اصلىترین و بیشترین فرائض و احکام و عقائد، به همین اندازه به یکدیگر نزدیکند. با این حال، چرا باید تعصبها و پیشداورىها میان آنان آتشافروزى کند و دست خیانتکار دشمن به این آتش خانمانسوز دامن بزند.[16]
به اختلافات دامن نزنید
امروز اختلافات را نباید زنده کرد؛ نباید برجسته کرد؛ نباید فرق اسلامى، مقدسات یکدیگر را- که نقطه حساسیتزاى هر فرقهاى همان بخش مقدساتش است- مورد اهانت قرار بدهند. روى نقاط حساس یکدیگر انگشت گذاشتن و فشار آوردن، معلوم است تحریک کننده است. این به اختلاف دنیاى اسلام منتهى مىشود. این اختلاف نباید باشد؛ حرف ما این است.[17]
من خودم در نماز جمعه راجع به جنگ صفین و سایر جنگهاى امیرالمؤمنین صحبت مىکنم، اما اهانت نمىکنم. تاریخگویى یک حرف است، اهانت، حرف دیگرى است. تاریخ بیستوسه ساله بعد از رحلت پیامبر تا خلافت امیرالمؤمنین، یک تاریخ قابل بررسى است؛ باید بررسى شود، اما در آن اهانت و جسارت به خلفا به هیچ وجه نباید باشد.[18]
تفرقه و ستیزهجویى میان بخشهاى امت مسلمان، بیمارى خطرناکى است که باید با همه توان به درمان آن پرداخت. دشمنان ما از دیرباز در این عرصه نیز به تلاش گسترده و بىوقفه دست زدهاند و امروزه که بیدارى اسلامى، آنان را وحشتزده کرده است، تلاش خود را شدت بخشیدهاند. همه سخن دلسوزان آن است که تفاوتها نباید به تضاد تبدیل شود و چندگونهگى نباید به ستیزهگرى بیانجامد.[19]
در بعضى از کشورهاى اسلامى، مثل ریگ پول مىریزند براى اینکه در بین سنىها اجتماع ضد شیعه درست کنند. این از این طرف. از آن طرف هم به یک گوینده به اصطلاح شیعى پول مىدهند که در تلویزیون به نام شیعه، امّ المؤمنین عایشه را متهم کند؛ قذف کند؛ اهانت کند. روشها اینهاست ... از کارهاى اینها گول نخوریم. اختلاف براى آنها بیشترین و بزرگترین نعمت است.[20]
نگاه به گذشته، اشتباه است
اگر بخواهیم احساس برادرى کنیم، اگر به گذشته برگردیم، دعواست. اینقدر بحث و تکذیب و تغلیظ و درگیرى و خونریزى و اینطور چیزها اتفاق افتاده که اگر نگاهى به گذشته بکنیم، باز دعوا خواهد شد.[21]
اگر کسى مخلصاً لله احساس مىکند که باید امروز بین برادران، برادرى واقعى و عملى باشد، باید کوشش کند که گذشته را به یادها نیاورد؛ والّا او مىرود کتاب «احقاق الحق» را مىآورد و به رخ این مىکشد و این هم مىرود کتاب «تحفه اثناعشریه» را مىآورد و به رخ آن مىکشد. هر دو هم به قدر کافى کتاب پر از طعن و دفع علیه همدیگر نوشتهاند. اگر ما بخواهیم گذشته را مطرح کنیم، نمىشود به وحدت رسید. باید نگاه کنیم بگوییم گذشته، گذشته است «رحم الله معشر الماضین». کارى به کار آنها نداریم. اگر آنها هر کارى کردهاند، ما امروز مىخواهیم تکلیف خودمان را- بینى و بینالله- نگاه کنیم؛ بینى و بینالله امروز ما باید با همدیگر توحید کلمه و رفاقت و برادرى داشته باشیم. اگر بخواهیم این را عمل بکنیم، باید از گذشته صرف نظر کنیم.[22]
سالها پیش از انقلاب که با بعضى از برادران اهل سنت صحبت مىکردم، به آنها مىگفتم که اگر ما بخواهیم وحدت اسلامى تحقق پیدا کند، باید خودمان را از گذشته جدا و قیچى کنیم.[23]
همیشه عقیده من بر این بود که امروز شیعه و سنى باید اختلافات دیرین خود را در تعامل روزمره خودشان کنار بگذارند؛ جنگ و دعوا را کنار بگذارند و مشترکات خود را بچسبند ... امروز هم عقیدهام همین است.[24]
تأسى به سیره اهلبیت (علیهم السلام)
اینقدر ما در روایات، در ثواب شرکت در نماز جماعت اهلسنت در زمان ائمه: داریم که روایت دارد که در مسجدالحرام پشت سر اینها نماز بخوانید؛ مثل اینکه پشت سر پیامبر (صلى الله علیه و آله) نماز خواندهاید. این معنایش چیست؟ معلوم است امام صادق (علیه السلام) نماز آن امام جماعت را با نماز پیامبر مقایسه نمىکند. مقایسه با نماز یک پیرو خودش هم نمىکند؛ اما مىگوید پشت سر او نماز بخوانید؛ این یعنى چه؟ این نمایش وحدت است. عملًا وحدت را نشان بدهید.[25]
از امام امت یاد بگیریم
روى همین فکر بود که امام بزرگوار ما (که رضوان خدا بر او باد) آن مرد بیدار، آگاه، به همه ماها، همه حاجىهاى ایرانى، توصیه کرد که در نماز جماعتها در مسجدالحرام، در مسجد النبى شرکت کنید.[26]
امام بزرگوار ما که منادى اتحاد بین مسلمین بود، از همه اینهایى که مدعىاند، ولایتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه (علیهم السلام) بیشتر بود. او بهتر مىفهمید ولایت را، یا فلان آدم عامى که حالا به اسم ولایت کارهاى خلاف مىکند، حرفهاى بىربط مىزند در مجالس عام و خاص؟[27]
ثمرات وحدت و یکدلى
مسلمانان براى اینکه بتوانند مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل کنند، باید خود را به مرز قدرت بزرگ جهانى برسانند و این جز با همکارى و همدلى و اتحاد کشورهاى اسلامى به دست نخواهد آمد. این وصیت فراموش نشدنى امام خمینى عظیم است.[28]
اگر میان ملتهاى مسلمان و میان فرقههاى اسلامى و اقوام مسلمان با یکدیگر محبت و حسن ظن و همدلى، جاى بدگمانى و بدبینى را که خواسته دشمنان است، بگیرد، بخش اعظم توطئه و تدبیر بدخواهان را خنثى خواهد کرد و نقشههاى شوم آنان را براى سیطره روزافزون بر امت اسلامى عقیم خواهد ساخت.[29]
اینکه امام بزرگوار توانست اسلام را عزیز کند، به برکت ایجاد احساس وحدت در بین مسلمین بود. مسلمان در اقصى نقاط عالم، به نام امام حرکت مىکرد؛ فکر نمىکرد که «مذهب من چیست؟» من سنىام، او شیعه است؛ او سنى است و من شیعهام.[30]
اگر امروز مسلمانان جهان و ملتهاى کشورهاى اسلامى، شعار ولایت اسلامى سر دهند، بسیارى از راههاى نرفته و گرههاى ناگشوده امت اسلامى باز خواهد شد و مشکلات کشورهاى اسلامى به حل نزدیک خواهد شد.[31]
باید به وحدت جهانى اسلام توجه بیشترى شود. آن حصن و حصار مستحکمى که اگر تشکیل بشود، هیچ قدرتى نمىتواند به حریم کشورها و ملتهاى اسلامى دستدرازى کند.[32]
[1] . تاریخ 1/ 5/ 1376، بیانات در دیدار با مهمانان کنفرانس وحدت اسلامى..
[2] . تاریخ 19/ 7/ 1368، بیانات در دیدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت هفته وحدت..
[3] . تاریخ 26/ 1/ 1369..
[4] . تاریخ 10/ 7/ 1387..
[5] . تاریخ 29/ 10/ 1383، پیام به کنگره عظیم حج..
[6] . تاریخ 27/ 9/ 1386..
[7] . تاریخ 8/ 10/ 1385..
[8] . همان..
[9] . تاریخ 25/ 10/ 1385، در دیدار با شرکت کنندگان همایش بزرگداشت ابن میثم بحرانى..
[10] . تاریخ 22/ 2/ 1388، در جمع مردم کردستان، میدان آزادى سنندج..
[11] . تاریخ 5/ 7/ 1368، در جمع مردم استانهاى خراسان، اصفهان و تهران..
[12] . تاریخ 13/ 4/ 1368، در جمع مردم استانهاى کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربى..
[13] . تاریخ 13/ 5/ 1375، در جمع مهمانان کنفرانس وحدت اسلامى..
[14] . تاریخ 14/ 2/ 1374..
[15] . تاریخ 19/ 7/ 1368، در دیدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت هفته وحدت..
[16] . تاریخ 27/ 9/ 1386، پیام به مناسبت کنگره جهانى حج..
[17] . تاریخ 8/ 10/ 1368..
[18] . تاریخ 13/ 12/ 1370..
[19] . تاریخ 27/ 9/ 1376..
[20] . تاریخ 20/ 7/ 1390، در جمع علماى شیعه و سنى استان کرمانشاه..
[21] . تاریخ 5/ 10/ 1368، در دیدار با ائمه جمعه و روحانیون اهل سنت..
[22] . همان..
[23] . همان و 6/ 1/ 1379 در اجتماع زائران حرم امام رضا( علیه السلام).
[24] . تاریخ 6/ 1/ 1379، مشهد مقدس در اجتماع زائران حضرت رضا( علیه السلام)..
[25] . تاریخ 4/ 8/ 1388، در جمع کارگزاران و دست اندرکاران حج..
[26] . همان..
[27] . تاریخ 14/ 4/ 1386، در دیدار با مداحان و ذاکران به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا( علیها السلام)..
[28] . تاریخ 14/ 8/ 1390..
[29] . تاریخ 31/ 1/ 1373..
[30] . تاریخ 14/ 6/ 1372، در دیدار با مسؤولان و مردم به مناسبت میلاد پیامبر و امام صادق( علیه السلام)..
[31] . تاریخ 6/ 1/ 1379..
[32] . تاریخ 11/ 7/ 1369 در دیدار با آزادگان و اقشار مختلف و مردم..