فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

مساجد غیر معروف کوفه

نویسندگان
چکیده
مساجد غیر معروف کوفه‏
امام محمدباقر (ع) مى‏فرماید: «در کوفه مساجدى مبارک و مساجدى نامبارک وجود دارد. مساجد مبارک، مساجدى هستند که سرشار از یاد خدا هستند. به خدا قسم قبله چنین مسجدى در حقیقت، رو به سوى عدالت دارد؛ سرشت پاک و طاهرى دارد و توسط مؤمنین واقعى بنا شده؛ مسجدى در منطقه حمراء که همان مسجد یونس بن متى و مسجد جعفى که توسط دوستان اهل بیت ساخته شده، از این قبیل است».
مساجد نامبارک عبارتند از: مسجد ثقیف، مسجد اشعث، مسجد حریر بجلى، مسجد سماک و مسجدى در منطقه حمراء که بر روى قبر فرعونى از فراعنه مصر ساخته شده است.[1] مسجد اشعث بین دو مسجد کوفه و سهله واقع شده و امروزه فقط قسمتى از دیوار و گلدسته‏اش باقى مانده است. مسجد اشعث را به نام مسجد «جواشن» مى‏خوانند. مسجد سماک نزدیک بازار آهنگرها قرار گرفته و آن را مسجد «حوامز» نامیده‏اند. مسجد شبث بن ربعى در بازار کوفه، در راسته پارچه و پوشاک‏فروشان قرار گرفته و مسجدى که بر روى قبر فرعون ساخته شده، در محلة نجّار است.
امام صادق (ع) مى‏فرماید: «امیرمؤمنان على (ع) از نماز خواندن در پنج مسجد کوفه نهى فرموده است: مسجد اشعث بن قیس کندى، مسجد حریر بن عبدالله بجلى، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعى و مسجد تیم ... هرگاه امیرمؤمنان على (ع) به مسجد تیم مى‏نگریست، مى‏فرمود: این بقعة تیم است (نه مسجد) و مراد حضرت این بود که آنان در آن مکان نماز نمى‏خوانند، بلکه مى‏نشینند و از روى دشمنى، علیه امیرمؤمنان على (ع) صحبت مى‏کنند».[2]
در کتاب «مزار کبیر» آمده است: در روایت، مسجد سُهیل نیز از جمله مساجد مبارک شمرده شده است.[3] مرحوم مجلسى در ادامه از مسجد بنى‏کاهل به عنوان یکى از مساجد کوفه نام مى‏برد که به‏نام مسجد امیرمؤمنان (ع) از آن یاد مى‏شود و سپس روایتى را نقل مى‏کند که روزى عبدالرحمن بن اسود کاهلى به حبیب بن ابى‏ثابت گفت: مى‏آیى تا با هم به مسجد امیرمؤمنان (ع) برویم و نمازى بخوانیم؟ حبیب گفت: منظورت کدام مسجد است؟ عبدالرحمن پاسخ داد: مسجد بنى‏کاهل؛ چرا که از آن جز یک ستون و گلدسته‏اى باقى نمانده. یادم هست امیرمؤمنان على بن ابى‏طالب (ع) روزى نماز صبح را با ما در این مسجد اقامه نمود.[4]
علامه مجلسى مى‏گوید: تا الآن نیز آثار مأذنة این مسجد باقى‏است.[5] این گلدسته در کنار باب امیرمؤمنان (ع) قرار گرفته و امام صادق (ع) نیز نماز صبحى را در محل همین مسجد اقامه نموده‏اند.[6]
میثم تمار مى‏گوید: شبى از شب‏ها به همراه مولایم امیرمؤمنان على (ع) به بیرون از مسجد کوفه رفتیم تا به مسجد جعفى رسیدیم. امام (ع) رو به قبله نمود و چهاررکعت نماز گزارد؛ سپس شروع به تسبیحات و دعا و استغفار نمود و کمى بعد، از مسجد خارج شد و به طرف صحرا حرکت کرد. پس از فاصله‏اى که با هم رفتیم، حضرت خطى روى زمین کشیده و فرمود: از این خط جلوتر نیا و سپس در تاریکى ناپدید شد.
میثم مى‏گوید: با خود گفتم: شب هولناکى‏است! مولایت را رها کردى، در حالى که دشمنان زیادى دارد! چه عذرى در مقابل خدا و رسولش دارى اگر به او گزندى برسد؟! به خدا قسم ردّ پایش را گرفته و به دنبالش مى‏روم، هرچند نسبت به فرمان حضرت تخلف کرده باشم.
به دنبال جاى پاى حضرت رفته و او را یافتم، در حالى که دیدمش تا کمر در چاه خم شده بود و با چاه سخن مى‏گفت. ایشان حضور مرا احساس کرده، پرسید کیستى؟ عرض کردم: میثم هستم. امام فرمود: به تو گفتم از آن خط جلوتر نیایى؟! عرض کردم: از جانب دشمن بر جانتان بیم داشتم و دلم طاقت نیاورد. فرمود: از آنچه مى‏گفتم، چیزى شنیدى؟ گفتم: نه مولاى من. امام فرمود: اى میثم! در سینه مطالبى دارم که هرگاه به تنگ مى‏آید، زمین را با دست حفر کرده و با او در میان مى‏گذارم. پس هرگاه از زمین سبزه‏اى مى‏روید، نتیجة بذرى است که من در دل زمین به ودیعه نهادم.[7]
 
[1] . مجلسى، بحارالانوار، ج 41، ص 222.
[2] . کلینى، کافى، ج 3، ص 489
[3] . ص 170
[4] . بحارالانوار، ج 1، ص 227.
[5] . همان، ص 231.
[6] . محمد بن جعفر مشهدى، المزار الکبیر، ص 179.
[7] . بحارالانوار، ج 41، ص 229.