زیارت واجب و مستحب
جواد محدثى
زیارت خانه خدا، براى کسى که «مستطیع» باشد، یعنى توانایى جسمى و مالى داشته باشد، یک بار در طول عمر شخص، واجب است که به آن «حج» و «حجة الاسلام» گفته مىشود و قرآن هم از آن به عنوان یک حق و تکلیف الهى یاد مىکند: (وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا)[1] و انجام بیش از آن، مستحب است. کسى هم که نذر کند حرم یکى از امامان یا امامزادگان یا حرم نبوى را زیارت کند، یا قسم بخورد، این زیات به عنوان انجام قسم یا اداى نذر و عهد، «واجب» مىشود. در غیر این صورت، زیارت، امرى مستحب است و ثواب فراوان دارد. درباره زیارت کربلا در برخى روایات، تعبیر وجوب به کار رفته است؛ مثل سخن امام صادق (ع) که فرمود:
«زیارة الحسین بن على واجبةٌ على کل من یُقرّ للحسین بالإمامة من الله عزوجل»؛
[2] زیارت حسین بن على (ع) بر هرکس که او را امام از جانب خدا مىداند و به امامتش اعتراف دارد، واجب است. البته این وجوب را بر لزوم و حتمیت و تأکید حمل کردهاند؛ نظیر روایات دیگرى که ترک زیارت آن حضرت را جفا به آن حضرت و دورى از رحمت خدا، یا عاق شدن نسبت به پیامبر خدا (ص) یا سبک شمردن و استخفاف شأن امامت، یا ترک حقى از حقوق الهى به شمار آورده که همه، اهمیت و جایگاه والاى زیارت را مىرساند. حتى زیارت قبر امام حسین (ع) را در شرایط خوف و خطر هم لازم و داراى ثواب مىداند. (ر. ک: زیارت خائفانه)
زیارت وارث
یکى از مشهورترین زیارتنامههایى است که خطاب به امام حسین (ع) خوانده مىشود و از آن حضرت به عنوان وارث آدم و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و حضرت رسول و امیرمؤمنان و فرزند فاطمه زهرا و خدیجه کبرى (علیهم السلام) و «ثار الله» یاد مىشود. متن این زیارت را امام صادق (ع) به صفوان جمال آموخته و جزئیات آداب این زیارت را هم فرموده است.[3]
تعبیر «وارث» در این زیارتنامه و زیارتهاى دیگر درباره سیدالشهدا یا ائمه دیگر، ارتباط مکتب ائمه معصومین (علیهم السلام) را با مکتب رسول خدا و مرام و سیره پیامبران الهى مىرساند.[4]
زیارت وداع
آخرین زیارتى که در حرم یک امام یا حرم پیامبر خوانده مىشود و در آن، آرزوى زیارت دوباره و درخواست تجدید عهد از خداوند مىشود، «زیارت وداع» نام دارد. در زیارتنامهها چنین تعبیراتى دیده مىشود: «اللهم لا تجعله آخر العهد منا و منه» یا «اللّهم صل على محمدٍ و آل محمد و لا تجعله آخر العهد من زیارتى ابن رسولک و ارزقنى زیارته ابداً ما ابقیتنى».[5]
در زیارت امام حسین (ع) یکى از آداب زیارت، آن است که پس از تمام شدن زیارت، زائر بالاى سر امام حسین (ع) رفته و زیارت وداع بخواند و آدابى دارد که در کتب دعا آمده است.[6]
زیارت وداع در حج هم به نام «طواف وداع» آمده است. هنگامى که حاجى مىخواهد مکه را ترک کند، طواف وداع مىکند و در هر دور، حجرالأسود و رکن یمانى را استلام مىکند و دعاهاى خاصى دارد که مضمون آن، امیدوارى زائر به آمرزش گناهان و برخوردارى از اجر الهى است و درخواست مىکند که آخرین زیارت خانه خدا نباشد: «اللهم لا تجعله آخر العهد من بیتک». رعایت این آداب در زیارت قبور امامان، در زیارت اعتاب مقدسه نجف، کربلا، کاظمین و سامرا و در دعاهاى وداع، آمده است.[7]
زینبیه
حرم حضرت زینب (رحمه الله) در حومه شهر دمشق در سوریه، به «زینبیه» مشهور است. وقتى آن حضرت در شام از دنیا رفت، در قریه «راویه» شام به خاک سپرده شد. با گذشت زمان، مدفن ایشان زیارتگاه گشت و امروز به نام زینبیه، میعادگاه شیفتگان اهل بیت و زیارتگاه مسلمانان است. البته محققان در مورد محل دفن حضرت زینب، اختلاف دارند و بعضى قبر او را در غیر شام (مدینه یا مصر) مىدانند. ولى طبق برخى نقلها، پس از حادثه عاشورا، بهویژه پس از قتل عام مردم مدینه در «واقعه حرّه»، حضرت زینب به شام رفت و در آنجا درگذشت، یا به دستور یزید به مصر تبعید شد و آنجا وفات یافت. در قاهره هم بارگاهى منتسب به آن حضرت به نام «زینبیه» وجود دارد.[8]
امروز در شهرهاى مختلف، بناها و تکیههایى به نام «زینبیه» ساخته مىشود که کانونى براى جلسات دینى و برگزارى مجالس دعا و عزادارى است.
سامرّاء
یکى از شهرهاى زیارتى عراق که حرم مطهر امام هادى و امام حسن عسکرى (ع) در آن قرار دارد. نام قبلى آن «سُرّ من رأى» بوده و پایتخت هشت خلیفه عباسى نیز در آنجا بوده است. امام هادى و امام عسکرى (ع) به دستور و اجبار خلفا در این شهر و در منطقه نظامى و حفاظت شده به سر مىبردند؛ از اینرو به آن دو امام، «عسکریین» گفته مىشود. مرقد دو امام شیعه و حرم آنان در طول تاریخ، تحولات بسیارى یافته و تجدید بنا گشته است. بارها نیز از سوى دشمنان مورد هجوم و تخریب قرار گرفته است که آخرین بار، در سال 1384 شمسى سلفىهاى معاند، با بمبگذارى، این حرم را منفجر کرده و بناى آن و گنبد طلایىاش را منهدم ساختند. البته این حرم مقدس اکنون به همت شیعیان در حال بازسازى است.
سامراء، هم یک شهر زیارتى است، هم سابقه علمى مهمى دارد و زمانى حوزه علمیه پرنشاطى داشته و علماى بسیارى در آنجا حضور داشتهاند؛ مثل میرزاى شیرازى که از نجف به سامراء هجرت کرد و به حوزه آن رونق بخشید. در کنار مرقد آن دو امام، «سرداب مطهر» وجود دارد که یکى از اماکن زیارتى است و آداب و اعمال مخصوص دارد.[9]
کنار قبر مطهر امامان، قبر «حکیمه» دختر امام جواد (ع) و عمه امام عسکرى، همچنین «نرجس» مادر امام زمان (عج) و «سمانه» مادر امام هادى (ع) و «سوسن» مادر امام عسکرى (ع) قرار دارد. نیز قبور شمارى از بزرگان و فرزانگان هم در سامراء در آستانه مقدس این دو امام است.
ستون
پایههایى که در ساختمانها وحرمها به کار مىرود تا سقف و گنبد را نگه دارد. برخى از ستونهاى مساجد یا زیارتگاهها به دلیل سابقه تاریخى یا واقعه خاصى که در کنار آن اتفاق افتاده، شهرت و قداست دارد و مورد توجه مردم است؛ مثل ستون توبه، ستون حنانه، ستون حَرَس، ستون وفود و ستون سریر در مسجدالنبى. هرکدام از این ستونها سرگذشت خاصى دارد که سبب شده به این نام خوانده شوند.[10]
سَدَنه
«سَدَنه» جمع سادن (مثل خدمه جمع خادم)، به کسانى گفته مىشود که در کعبه یا معبد و حرم مقدسى به خدمتگزارى و پردهدارى و امور مربوط به آن مشغولند؛ یعنى خدمتگزاران حرمها؛ چیزى شبیه خدّام در بقاع متبرک. در ایام جاهلیت، سدانت و کلیددارى و پردهدارى کعبه، بر دوش «بنى عبدالدار» بود. پیامبر خدا پس از فتح مکه، این سمت را براى آن خاندان ابقاء کرد. «سدانة الکعبه» از عناوین افتخارآفرین آن دوران بود.
خدمتگزارى در حرمهاى مطهر، یک افتخار و آرزوست. در یکى از زیارتهاى جامعه ائمه نیز در بخش مربوط به دعا و زیارت وداع چنین آمده است: «وددتُ ان کنتُ لها سادناً و فى جوارها قاطناً ...»[11]؛ دوست داشتم که خدمتگزار این آستان باشم و در جوار آن مقیم گردم و رنج کوچ از کنار آن را نچشم. (ر. ک: کلیددار، خادم).
سرداب
در مدخل «سامراء» آمد که سرداب مقدس یکى از اماکن زیارتى سامراء در جوار مرقد امامین عسکریین (ع) است. سرداب از دیرباز، به صورت اتاقى زیرزمینى با چندین پله، کاربردهاى متفاوتى داشته است؛ هم براى استفاده از فضاى خنک آن در تابستان و حفظ غذاها و نوشیدنىها، و هم به عنوان آرامگاه و محل دفن مردگان. در قبرستان وادىالسلام نجف نیز مقبره برخى از اشخاص به صورت سردابهایى پایینتر از سطح زمین قرار دارد. در حرم امام رضا (ع) سرداب مقدس، مدفن اصلى آن حضرت است که اکنون در طبقه زیرین و به فاصله تقریبى سه متر از کف روضه منوره قرار دارد.[12]
سقاخانه
جایى که در آنجا براى تشنگان، آب ذخیره مىکنند، یا به افراد آب داده مىشود و نوعاً حالت متبرک و مقدس دارد. در قدیم، براى سیراب کردن عزاداران، مکانهایى اختصاص مىیافت که هیأتهاى عزادارى و مردم عادى در ایام عاشورا و روزهاى گرم، از آب خنک آن بنوشند. سنگابخانه نیز محلى بوده که ظرفهاى بزرگ مخصوص نوشیدن آب سرد در ایام عزادارى در آن قرار مىدادند. سقاخانه معمولًا سقف و سایهبانى داشت و چون کارى نیک و خداپسندانه بود، نزد مردم احترام داشت و براى تأمین آب خنک آن، نذر مىکردند. سقاخانه محل نذر و نیاز و دعا و حاجت خواستن هم بود. سقاخانهها را شیعیان به یاد شهادت امام حسین (ع) و براى ثواب بنا مىکردند و معمولًا دیوارهاى آن آراسته به کاشى و مزین به تصویرى از حضرت اباالفضل العباس (ع) بود که بر کاشىهاى دیوار سقاخانه نقش مىبست. اغلب در زیر سقاخانهها، آبانبارى وجود داشت که آب سقاخانه را تأمین مىکرد.
در حرم مطهر امام رضا (ع) سه سقاخانه به شکل هشت ضلعى در صحنهاى انقلاب و قدس و جمهورى قرار دارد. معروفترین و قدیمىترین سقاخانه نیز در صحن انقلاب است، که به سقاخانه «اسماعیل طلایى» مشهور است.[13]
[1] . آل عمران، آیه 97.
[2] . شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، ج 10، ص 346.
[3] . مفاتیح الجنان، زیارت هفتم از زیارتهاى مطلقه امام حسین( ع).
[4] . ر. ک: على شریعتى، حسین، وارث آدم.
[5] . ر. ک: به زیارت وداع پیامبر خدا( ص) در مدینه، یا زیارت ائمه بقیع، یا زیارت وداع امیرالمؤمنین( ع).
[6] . ر. ک: بحار الانوار، ج 98، ص 203 و 208.
[7] . ر. ک: مقاله« زیارت وداع» در پیششماره 1 فرهنگ زیارت، تابستان 88.
[8] . ر. ک: عبیدلى، اخبار الزینبیات؛ محمدحسنین سابقى، مرقد العقیلة زینب؛ سید محسن امین، اعیان الشیعه.
[9] . مفاتیح الجنان، بخش مربوط به زیارت ائمه سرّ من رأى و حضرت صاحب الأمر.
[10] . ر. ک: رسول جعفریان، آثار اسلامى مکه و مدینه.
[11] . بحار الانوار، ج 98، ص 205( زیارت جامعه سیزدهم).
[12] . جزوه« حرم در واژهها» از مجموعه جزوات« رهنما»، چاپ آستان قدس رضوى، ص 28.
[13] . همان، ص 29.