فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

کارکردهای زیارت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
مقدمه‏
زیارت در تاریخ زندگى بشر، سنت و رسمى دیرینه در میان امت‏ها و ملت‏ها بوده است که همواره به آن توجه داشته و با آداب ویژه‏اى آن را انجام داده و مى‏دهند. زیارتگاه‏ها و اماکن مذهبى و مقدس، گواه قدمت تاریخى این رسم کهن در میان اقوام و ملت‏هاست؛ مکان‏هایى مانند: زیارتگاه‏هاى اقوام آشورى و بابلى، معبدهاى هندوان، کنیسه‏هاى یهودیان، کلیساهاى مسیحیان و مساجد و اماکن زیارتى مسلمانان، از جمله این زیارتگاه‏ها به شمار مى‏آیند. نکته قابل توجه این است که آیین اسلام، بسیارى از آداب و رسوم ملل و اقوام دیگر را با رنگ و بوى معنویتِ نشأت گرفته از فطرت خدایى، هماهنگ نموده و تغییرات مناسبى را در آنها به وجود آورده است و در واقع معناى تازه‏اى به زیارت بخشیده است.
از سوى دیگر مکتب اسلام، اهمیت فراوانى به زیارت بخشیده و به شکل‏هاى گوناگون به آن سفارش فرموده است که در مقالات دیگر به گوشه‏هایى از آنها پرداختیم. اکنون در این مقاله به موضوع «کارکردهاى زیارت» مى‏پردازیم و محورها و نکاتى را از منابع اسلامى یادآور مى‏شویم تا آثار زیارت در ابعاد گوناگون، چه در بُعد دنیوى و چه در بُعد اخروى، و زیرمجموعه‏هاى آنها مورد توجه قرار گیرد.
کارکردهاى زیارت‏
این موضوع به دو بخش قابل تقسیم است: 1. کارکردهاى دنیوى؛ 2. کارکردهاى اخروى. در بخش نخست، مقصود این است که انسان در زندگى دنیوى خویش، با انجام زیارت، به امورى دست مى‏یابد که سبب رشد و شکوفایى در ابعاد گوناگون زندگى فردى و اجتماعى اوست. از این‏رو، گاهى این کارکرد دنیوى به فرد ارتباط پیدا مى‏کند و گاهى به جمع و اجتماع.

کارکردهاى فردى زیارت‏

الف) کارکرد عقیدتى و روحى. شاید بتوان گفت که فراگیرترین و ملموس‏ترین کارکرد زیارت، تأثیر مستقیم آن در اعتقاد، اندیشه، و روح و جان آدمى است که با القاى عقیده پاک و درست و تثبیت یک جهان‏بینى الهى، انسان را از تزلزل در مسائل عقیدتى و دچار شبهه شدن و شرک و کفر مى‏رهاند و اصول اعتقادى او را از خطرات مصون مى‏دارد. انسان نیازمندى که حاجت مهمى، او را به زیارت پیامبر (ص) یا یکى از امامان معصوم (ع) کشانده، هنگامى که حاجت خود را در پرتو عنایات آن بزرگواران روا شده مى‏بیند، علاوه بر ارتباط روحى و عاطفى که میان انسان و آن معصوم (ع) ایجاد مى‏شود، در اعتقاد انسان به نبوت یا امامت آنان تأثیرگذار و اثربخش است. بدین‏گونه است شفاى بیمارانى که از همه جا مأیوس شده‏اند و با توسل به حضرات معصومین (ع) به صورت معجزه‏آسا شفا مى‏یابند. این‏جاست که هم شخص شفا یافته و هم بستگان و ناظران بهبودى او، در اعتقاد به کارگشا بودن زیارت آن بزرگواران و واسطه فیض الهى بودن ایشان راسخ‏تر شده و آثار عقیدتى و روحى ویژه‏اى بر آنان مى‏گذارد.
بدیهى است انسان خودساخته‏اى که دل در گرو عالم نامتناهى بالا دارد و عظمت آفریدگار و آفرینش را مى‏بیند، از سعه صدر بهره‏مند گشته و با آثار مثبت آن، زندگى و ارتباط با دیگران را پى خواهد گرفت.
ب) کارکرد روان‏شناختى. زائر وقتى به زیارت مى‏رود، با قدرتى مافوق قدرت‏ها انس مى‏گیرد؛ با کسى که همواره زنده و پایدار است و توان برآوردن همه نیازهاى بشرى را دارد. از این‏رو به دامان او چنگ زده و به درگاهش استغاثه مى‏کند و به سبب داشتن چنین تکیه‏گاه مطمئنى، خود را به وى سپرده، در نتیجه آرامش روحى خاصى به دست مى‏آورد.
از دیدگاه روان‏شناسان، آنان که تکیه‏گاه قوى و مناسبى دارند، منفعل نبوده و احساس آسیب‏پذیرى ندارند و از صفاتى، مانند اعتماد به نفس، خودباورى، امیدوارى و توانمندى در مسیر زندگى برخوردارند و از یأس، اضطراب، نومیدى و افسردگى به دورند.
زائر، مزور و امام (ع) را مظهر رحمت و فیض الهى مى‏داند و بر این باور است که او مى‏تواند به بهترین راه هدایتش کند و با اذن خدا فقر و تنگدستى را از زندگیش برطرف ساخته و بیم و هراس را به ایمنى مبدل سازد و بال‏هاى محبت و مودت را گشوده، تا هر بیچاره‏اى را پناه دهد. این اعتقاد، یکى از عوامل مهم رفع افسردگى و امید به زندگى است. یکى از
محورهاى مهم زیارت، خواندن دعا و انس با خداست و قرآن کریم درباره آن مى‏فرماید: (أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)؛ آگاه باشید که دل‏ها با یاد خدا به آرامش مى‏رسد.[1] چرا انسان وقتى به زیارت کعبه و خانه خدا نایل مى‏شود، احساس آرامش و نشاط خاصى مى‏کند؟ زیرا به برترین مکان روى این کره خاکى رسیده و در آن‏جا با صاحب این خانه انس گرفته و در حرم امن الهى قرار دارد و بهترین مکان براى دعا و نیایش، این مکان مقدس و مبارک است و دعا درمان دردهاى انسان است.
امام صادق (ع) فرمود:
«علیک بالدعاء فانّ فیه شفاءٌ مِن کلّ داءٍ»؛
بر تو باد دعا کردن، زیرا که شفاى هر دردى است.[2]
ج. کارکرد اخلاقى و تربیتى. زائر هنگام زیارت، با محتواى عمیق و سازنده زیارتنامه‏ها آشنا شده و از آنها بهره‏مند مى‏شود. همچنین از باورهاى فرهنگى و دینى که در زندگى اولیاى دین و صالحان بوده، آگاه مى‏شود و با شور و شوقى برگرفته از مضامین زیارت‏ها و دعاها و نفوذ واژه‏ها و سخنان جذاب آنها، با صفاى دل و پاکى درون حرکت مى‏کند و آرزمند است که در راه و مسیر آن بزرگواران باشد. این خود، یک محیط پرورشى و هدایت‏بخش است که براى زائر فراهم گشته و او را به تعمق و حرکت در مسیر اخلاق پسندیده تشویق و ترغیب مى‏کند. از سوى دیگر، هنگامى که زائر به سرنوشت زیارت شونده مى‏نگرد، که چگونه دست آنان از دنیا کوتاه گشته و در انتظار نتیجه کارها و رفتار خویش هستند، این وضعیت زائر را به بى‏ارزش بودن این جهان و بى‏اعتبارى آن بیشتر متوجه ساخته و زمینه دل کندن از دنیا و فاصله گرفتن از زرق و برق آن را برایش فراهم مى‏سازد تا در این چند روز زندگى دنیا، خود را اصلاح کند و بیشتر مراقب اخلاق و رفتار خود باشد.
بى‏تردید، به یاد مرگ بودن و به جهان پس از مرگ و رستاخیز توجه داشتن، دستاوردهاى اخلاقى و تربیتى فراوانى دارد و یکى از عوامل کارساز در گرایش به بندگى خداى بزرگ و پرهیز از گناه و نافرمانى و مبارزه با هواهاى نفسانى است.
از پیامبر بزرگوار (ص) نقل شده است که فرمود:
«قبرها را زیارت کنید؛ زیرا زیارت قبور، انسان را به یاد مرگ و آخرت مى‏اندازد».[3]
و مى‏فرماید:
«زیارت قبور، شما را نسبت به دنیا بى‏اعتنا مى‏سازد و جهان پس از مرگ را به یاد مى‏آورد».[4]
د) کارکرد جسمى. یکى دیگر از آثار زیارت، طولانى شدن عمر است. از نظر روان‏شناسى، وقتى انسان به دیدار عزیزى مى‏رود، در سلول‏هایش نوعى تغییر رخ داده و منبسط مى‏شوند. این انبساط خاطر، مصونیت روان و بدن را در پى‏داشته و به آدمى در برابر عفونت‏ها مصونیت مى‏بخشد؛ در نتیجه، انسان با چهره‏اى گشاده‏تر و سالم‏تر به زندگى ادامه مى‏دهد. از این‏رو، درباره زیارت قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) روایات به گونه‏اى است که نه تنها زیارت آن جناب را موجب طولانى شدن عمر برشمرده، بلکه به صراحت، از کاهش عمر بر اثر ترک زیارت آن بزرگوار سخن به میان آورده است. به این دو روایت توجه کنید:
عن ابى‏عبدالله الصادق (ع):
«من لم یزر قبر الحسین (ع) فقد حرم خیراً کثیراً و نقص من عمره سنة»
؛ هرکس قبر امام حسین (ع) را زیارت نکند، بى‏گمان از خیر بسیارى خود را محروم نموده و یک سال از عمرش کم مى‏شود».[5]
در حدیثى دیگر چنین آمده که امام صادق (ع) فرمود:
«هرکس یک سال بر او بگذرد و به زیارت قبر حسین (ع) نیاید، خداوند یک سال از عمرش مى‏کاهد و اگر بگویم که گاهى یکى از شما سى سال پیش از فرا رسیدن زمان مرگش مى‏میرد، راست گفته‏ام؛ زیرا شما زیارت آن حضرت را رها مى‏کنید. پس آن را رها نکنید تا خداوند بر عمرتان بیافزاید و روزى‏تان را افزون کند، و هرگاه زیارتش را واگذارید، خداوند از عمر و روزى‏تان مى‏کاهد».[6]

کارکردهاى جمعى و اجتماعى زیارت‏

الف) کارکرد فرهنگى. یکى از جلوه‏هاى بارز و آشکار زیارت معصومین (ع) شهادت آنان در راه خدا و در مسیر حق‏طلبى و مبارزه با باطل است؛ به ویژه در زیارت امام حسین (ع) که این جلوه بسیار درخشنده و چشم‏گیر است. از این‏رو، در فضاى مزار و مرقد مطهر آنان، زائران درس مبارزه و قیام بر ضد باطل مى‏آموزند.
ملتى که با تاریخ زندگى امامان معصوم (ع) و واقعه عظیم عاشورا آشنا باشد، بى‏تردید ملتى مبارز، شجاع، حق‏طلب، فداکار و مدافع حق و حقیقت وآزادگى خواهد بود. این واقعیت را در تاریخ تشیع و در جریان نهضت‏هاى دینى مى‏توان مشاهده کرد که زیباترین جلوه آن، پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى ایران است که برگرفته از نهضت حسینى و
عاشوراست و یکى از رهاوردهاى آن، همان چیزى است که در قیام سالار شهیدان مورد توجه بوده؛ یعنى استقلال و آزادى و زیستن در سایه نظام برخاسته از مکتب اسلام. خلاصه آن‏که یکى از کارکردهاى زیارت، رشد فرهنگ فداکارى و شهادت در میان یک ملت است.
ب) کارکرد سیاسى. آیین اسلام آیینى جامع و کامل است که در همه زمینه‏هاى زندگى رهنمود دارد و پیروان خود را به بهترین شیوه اداره مى‏کند. از آن‏جا که موضوع رهبرى جامعه، از محورى‏ترین سیاست‏هاى یک ملت است، آیین حیات‏بخش اسلام نسبت به آن بى‏تفاوت نبوده است. بر این اساس خداوند متعال سفیران و پیامبران را براى راهنمایى و مدیریت جامعه فرستاده و پس از آنان اوصیاى بزرگوارشان این مسیر را طى کرده‏اند؛ اما به دلایلى- که اکنون در مقام بیان آن نیستیم- شیعه همواره اقلیتى بوده که هم از طرفى مدعى حکومت اسلامى بوده و از طرف دیگر شرایط مساعدى براى به دست گرفتن حکومت و قدرت وجود نداشته است. از این‏رو، پیوسته درگیر مخالفت‏ها و مبارزه با قدرت‏هاى سیاسى زمان خود بوده است. با این توضیح روشن مى‏شود که زیارت، دل‏ها را هرچه بیشتر آماده پذیرش حکومت امام زمان (عج) مى‏کند. بى‏جهت نیست که اسلام ضمن دعوت مسلمانان به شرکت در کنگره جهانى حج و برگزارى مناسک آن، تمامیت حج را به ملاقات و دیدار امام (عج) دانسته و چنین رهنمود داده است:
«عن جابر عن ابى‏جعفر (ع) قال: تمام الحج لقاء الامام»؛ جابر از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که فرمود: اتمام و کامل شدن حج، به دیدار امام (ع) است.[7]
بنابراین، زیارت امامان معصوم (ع) یک نوع بیعت و پذیرش ولایت آنان و اعلان وفادارى به حاکمیت آنان و در نهایت، حاکمیت خداوند متعال است که مستلزم برائت از طاغوت‏ها و مستکبران است. طاغوت‏ها در طول تاریخ متوجه این امر بودند و به‏ویژه نسبت به زیارت امام حسین (ع) واکنش نشان مى‏دادند، که یکى بارزترین نمونه‏هاى آن، خشم هارون نسبت به زیارت امام حسین (ع) است. هارون هنگامى که دید مردم براى زیارت قبر آن حضرت هجوم مى‏آورند، حساسیت نشان داد و گروهى را براى ویران کردن آن حرم مطهر گسیل داشت. حتى دستور داد درخت سدرى را که در کنار مرقد امام (ع) روییده بود، قطع کنند و جاى قبر را با خاک یکسان نمایند.[8]
نمونه دیگر، اقدامات خصمانه متوکل نسبت به مرقد نورانى امام على و امام حسین (علیهما السلام) است که در تاریخ مشهور است. او نیز وقتى عشق و علاقه مردم را به زیارت آن مراقد نورانى دید، به خشم آمد و دستور ویرانى آن حرم‏هاى مقدس را صادر کرد.[9]
ج) کارکرد اقتصادى. زیارت یکى از عوامل جذب مردم و حضور آنان در جوار حرم‏ها و اماکن مقدس و در نتیجه احیاى سرزمین‏ها و توسعه شهرهاست. در گذشته زیارت نقش مهمى در پیرایش شهرها داشته است؛ براى نمونه آستان قدس رضوى با موقوفات فراوانى که دارد، نقش مهمى در رونق اقتصادى شهر مقدس مشهد دارد که بر کسى پوشیده نیست. نمونه دیگر آن آستانه مقدسه حضرت‏
معصومه (علیهما السلام) است. وجود مرقد آن بانوى بزرگوار سبب شد که مردم به تدریج خانه‏هاى خود را نزدیک آرامگاه آن کریمه اهل بیت (ع) بنا کنند؛ به گونه‏اى که امروزه با وجود ساختمان‏هاى بسیار و سکونت جمعیتى عظیم، بزرگ‏ترین عامل رونق و احیاى شهر مذهبى قم بوده است.
د) کارکرد فرهنگى و هنرى. هنر با ویژگى‏هاى خود، زمینه بروز گسترده‏اى دارد و به صورت‏هاى گوناگون تجلى مى‏یابد؛ از جمله گاهى به صورت نقاشى، معمارى، خوش‏نویسى متجلى مى‏گردد. هنرمند با بهره‏گیرى از نیروى عاطفه و احساس، چنان اثرى بر مخاطب مى‏گذارد که شاید ساعت‏ها توجیه و استدلال نتواند چنان مطلب را القا نماید و شنونده را جذب کند. یکى از شاخه‏هاى هنر، هنر دینى است که در مزارها و محافل انس کبریایى ظهور و بروز دارد. در پرتو زیارت، انسان هنر و ادبیات فاخر را وسیله‏اى براى رسیدن به فطرت خداجوى قرار مى‏دهد. زیارت، جایگاه ویژه‏اى در ادبیات و هنر ایرانى دارد که گوشه‏هایى از آن را در اطراف‏
ضریح معصومین (ع) و اولیا و در معمارى آن مراقد نورانى مى‏توان دید. برخى از این آثار هنرى چنان زیبا و جذاب است که هر بیننده‏آى را به شگفتى و تحسین وامى‏دارد:




گر مجال گفت بودى گفتنى‏ها گفتمى‏

 

تا که ارواح و ملایک ز آسمان تحسین کنند



 
 
 



 

کارکردهاى اخروى زیارت‏

الف) دست‏یابى به شفاعت. در روایتى از رسول خد (ص) چنین مى‏خوانیم:
«من زارنى حیّاً او میّتاً کنت له شفیعاً یوم القیامة»؛
هرکس مرا در زمان حیات یا مماتم زیارت کند، در روز قیامت شفیعش خواهم بود.[10]
ب) حرام شدن جسد زائر بر آتش و ورود به بهشت. رسول خدا (ص) مى‏فرماید:
«ستدفن بضعةٌ منّى بأرض خراسان لایزورها مؤمن الا اوجب الله عزّوجلّ له الجنه و حَرَّم جسده على النار»؛
به زودى پاره تن من‏] امام رضا (ع) [در سرزمین خراسان به خاک سپرده خواهد شد؛ پس هر مؤمنى که او را زیارت کند، خداوند عزیز و جلیل، بهشت را برایش واجب نموده و بدنش را بر آتش دوزخ حرام خواهد نمود.[11]
از امام صادق (ع) نیز روایت شده است:
«ستدفن فیها امرأة من اولادى تسمّى فاطمه فمن زارها وجبت له الجنة»؛
به زودى در آن سرزمین (قم) بانویى از فرزندان من به خاک سپرده مى‏شود که نام او فاطمه است؛ پس هرکس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب مى‏شود.[12]
) نلغزیدن بر صراط. ابن‏عباس گوید: پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«من زار الحسن فى بقیعه ثبت قدمه على الصراط یوم تزلّ فیه الأقدام»؛
هرکس امام حسن (ع) را در بقیع زیارت کند، آن روزى که گام‏ها بر صراط مى‏لغزد، گام‏هاى او ثابت و استوار خواهد بود.[13]
د) دستگیرى از زائر در مواقف سخت رستاخیز. امام رضا (ع) درباره زیارت خویش و پاداش آن در سراى آخرت فرمود:
«من زارنى على بُعد دارى، اتیته یوم القیامة فى ثلاث مواطن حتى اخلّصه من اهوالها اذا تطایرت الکتب یمیناً و شمالًا و عند الصراط و عند المیزان»؛
هرکس مرا زیارت کند با دورى راه، روز قیامت سه جا به دیدارش خواهم رفت تا از ترس و وحشت آن مواقف رهایش سازم: هنگامى که نامه عمل از چپ و راست به او عرضه مى‏شود؛ هنگام عبور از صراط؛ هنگام سنجش اعمال و میزان.[14]
) پاداش هزار حج و هزار عمره مقبول. در فضیلت زیارت امام حسین (ع) روایت شده است: ابن‏عباس گوید: پیامبر (ص) پیرامون شهادت امام حسین (ع) مطالبى بیان فرمود؛ آن‏گاه درباره فضیلت زیارت آن حضرت چنین فرمود:
«من زاره عارفاً بحقه کتب الله له ثواب الف حجّة و الف عمرة، الا و من زاره فقد زارنى، و من زارنى فکأنما زارالله و حق على الله ان لایعذّبه بالنار، الا و انّ الاجابة تحت قبّة و الشفاء فى تربته و الائمة مِن ولده، الحدیث»؛
هرکس او را زیارت کند و به حق وى معرفت داشته باشد، خداوند پاداش هزار حج و هزار عمره را برایش مى‏نویسد. آگاه باش، هرکس او را زیارت کند، مرا زیارت کرده، و هرکس مرا زیارت کند، گویا خدا را زیارت نموده و سزاوار است که خداوند او را به آتش دوزخ عذاب نکند. آگاه باش، دعا زیر گنبد او مستجاب است و تربت او شفاست و امامان از نسل او هستند.[15]
نیز از امام صادق (ع) چنین نقل شده است:
«من زار قبر الحسین (ع) یوم عرفة عارفاً بحقّه کتب الله له الف حجة مقبولة و الف عمرة مبرورة»؛
هرکس در روز عرفه قبر امام حسین (ع) را با معرفت حق او زیارت کند، خداوند برایش پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مبرور را مى‏نویسد.[16]
پیرامون فضیلت زیارت معصومین (ع) و آثار اخروى آن، روایات فراوانى داریم که براى رعایت اختصار، به آنچه یادآورى شد بسنده مى‏کنیم.
 
[1] . رعد، آیه 28.
[2] . محمد محمدى رى‏شهرى، میزان الحکمه، ج 4، ص 1648.
[3] . صحیح مسلم، ج 3، ص 65.
[4] . سنن ابن‏ماجه، ج 1، ص 113.
[5] . شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، ج 14، ص 431.
[6] . ابن‏قولویه قمى، کامل الزیارات، ص 284، ج 457.
[7] . محمد بن یعقوب کلینى، الکافى، ج 4، ص 549.
[8] . سید حسن صدر، نزهة اهل الحرمین فى عمارة المشهدین، ص 28.
[9] . ابن‏اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج 1، ص 95.
[10] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 100، ص 139.
[11] . همان، ج 49، ص 384، ح 3.
[12] . همان، ج 6، ص 216، ح 41.
[13] . همان، ج 100 ص 141، ح 14.
[14] . همان، ج 102، ص 34، ح 14.
[15] . وسائل الشیعه، ج 14، ص 452.
[16] . بحار الانوار، ج 101، ص 91، ح 31.