توضیح
یکى از موضوعاتى که پیوسته دستاویز مغرضان و دشمنان شیعه، بهویژه «وهابیت» براى تاختن به شیعه بوده، مسئله «زیارت» است. آنان کوشیدهاند تا زیارت قبور ائمه و اولیاى دین و دعا و تضرع در کنار مرقد معصومین (علیهم السلام) را بدعت و شرک معرفى کنند و از این رهگذر، پیروان اهل بیت (علیهم السلام) را مشرک بشمارند.
مرحوم علامه امینى در «الغدیر» با تکیه بر منابع متعدد و روایات فراوان از خود اهل سنت و استناد به سیره بزرگان مذاهب اربعه و علماى آنان نسبت به «زیارت»، کوشیده است تا بىپایه بودن ادعاهاى وهابیون، بهویژه «ابن تیمیه» و «قصیمى» را اثبات کند و نتیجه بگیرد که اگر رفتن به زیارت حرمهاى مطهر و بقاع متبرک و زیارت قبور، شرک باشد و با توحید ناسازگار، پس همه مسلمین و صحابه و ائمه مذاهب چهارگانه در طول تاریخ اسلام، از زمان صحابه تاکنون مشرک بودهاند و تنها ابنتیمیه مسلمان خالص بوده است! بحث علامه امینى، مشروعیت زیارت پیامبر (ص) و امامان (علیهم السلام) و توسل به قبور آنان را نیز در برمىگیرد.
این نوشته ترجمه خلاصه شده بخشى از مبحث «زیارة مشاهد العترة الطاهره» است که در جلد پنجم
«الغدیر» (از ص 86 تا 207) آمده و در این شماره فصلنامه زیارت تقدیم خوانندگان عزیز مىشود.[1]
***
زیارت قبور و تبرک و توسل به آنها و ختم قرآن براى صاحبان قبور و دعا و نماز در کنار آنها، چیزى نیست که از ابدعات شیعه باشد؛ بلکه ریشههاى تاریخى این سنت به نخستین دوران اسلام بازمىگردد. در طول تاریخ اسلام، مسلمانان پیوسته قبورى را زیارت مىکردند. فایده این بحث، شناخت سیره مسلمانان در این باره و شعائر آنان و سنتهاىشان از دیرباز تاکنون است. اینک به نمونههایى از این امر در تاریخ شخصیتهاى دینى مىپردازیم.
بلال حبشى (رحمه الله): مؤذّن پیامبر اکرم (ص) که در سال 20 هجرى درگذشت، در دمشق مدفون است. بالاى قبر او نام و تاریخ وفات او ثبت است. دعا در این محل مستجاب است و بسیارى از نیکان و اولیاء و زائران، آن را آزمودهاند.[2]
سلمان فارسى (رحمه الله): در سال 36 هجرى درگذشت. قبر او امروزه در نزدیکى ایوان کسرى در عراق مشهور است و ساختمان و خدّامى دارد که به آن بقعه رسیدگى مىکنند.[3]
طلحه: در جنگ جمل در سال 36 هجرى کشته شد. ابنبطوطه درباره قبر مىگوید:
بقعه او داخل شهر بصره است و قبهاى دارد و مسجدى، و در گوشهاى
به واردین و زائرین طعام مىدهند. بصریان او را بسیار بزرگ مىدارند. در بصره، قبور دیگرى هم هست که به صحابه تابعین تعلق دارد و نام صاحب قبور و تاریخ وفاتشان بر آنها نگاشته شده است.[4]
زبیر: متوفاى 36 هجرى. ابنجوزى درباره قبر او گفته است:
در سال 386 مردم بصره ادعا کردند جسد او را از قبرى قدیمى، تازه و با لباس یافتهاند. جسدش را بیرون آورده، کفن کردند و پس از دفن، بر قبر او قبهاى ساختند و براى آن خادم و موقوفاتى قرار دادند.[5]
ابوایوب انصارى: در سال 52 هجرى در روم درگذشت. مردم به زیارت قبر او مىروند و هنگام خشکسالى، با توسل به قبرش، از خدا باران مىطلبند.[6]
مشهد رأس الحسین (ع): در مصر محلى وجود دارد که مىگویند سر مطهر سید الشهداء (ع) در آنجا مدفون است؛ در تابوتى نقرهاى در زیرزمین، که بنایى شکوهمند و زیبا و آراسته با دیباهاى گرانقیمت و افراشته با ستونهاى بلند دارد، با قندیلهاى نقرهاى، چشمنواز و خوشمنظره، و چنان زیباست که به وصف درنمىآید. بر دیوار آن حرم و مسجد، سنگى سیاه و براق، همچون آینه هندى صیقل خورده است که مردم آن را براى تبرک لمس مىکنند. مردم در کنار آن ازدحام مىکنند و دعا مىخوانند و اشک مىریزند و به برکتآن نربت مقدس، به خداى سبحان متوسل مىشوند و چنان مىنالند که از سنگ ناله برمىخیزد و دل، آب مىشود![7]
شیخ عبدالله شبراوى در کتاب خود، در فصلى مبسوط به توصیف این مکان و بیان فضیلت و آداب زیارتش پرداخته و بخشى از کراماتى را که از آن حرم دیده شده، نقل کرده و آنها را صحیح دانسته است.[8]
حمزاوى عدوى (متوفاى 1303 ق) در کتاب خویش پس از سخنى مفصل درباره این بارگاه شریف که منسوب به سر مبارک امام حسین (ع) است، مىگوید:
سزاوار است که این حرم را بسیار زیارت کنند و به خدا توسل جویند و از این امام، آنچه را که در حال حیاتش مىخواستند، بطلبند؛ چرا که او وسیله اندوهزدایى است و زیارتش موجب رفع گرفتارىهاست و هر که به آن توسل جوید، دلش به نور الهى متصل مىگردد.[9]
آنگاه نمونهاى از کرامات این زیارتگاه را چنین نقل مىکند: همه کتابهاى محمد شلبى (معروف به ابنست) را از خانهاش دزدیدند، ناراحت و متحیر بود که چه کند. به این حرم آمد و در ضمن اشعارى که سروده بود، به آن حضرت استغاثه کرد. هنگامى که پس از زیارت به خانه بازگشت، همه کتابها را بىکم و کاست در جاى خود یافت.
عمر بن عبدالعزیز: هفتمین خلیفه اموى، متوفاى 101 هجرى. قبر او در «دیر سمعان» (در نواحى دمشق) زیارتگاه مردم است.[10]
ابوحنیفه: پیشواى مذهب حنفى، متوفاى 150 هجرى که قبرش در «اعظمیه» بغداد، مزارى معروف است و به گفته خطیب بغدادى، شافعى همه روزه به زیارت قبرش مىرفته و به آن تبرک مىجسته و هنگام پیش آمدن مشکل، دو رکعت نماز مىخوانده و کنار قبرش مىآمده و از خداوند، برطرف شدن نیازش را مىطلبیده است.[11]
در قرون بعد، بر مزار او قبه و بارگاهى ساختند و مسجدى بنا کردند. در سفرنامه ابن جبیر و تاریخ ابن خلّکان آمده است که در قرن پنجم، حرمى باشکوه و قبهاى سفید و بلند داشته است.
مصعب بن زبیر: متوفاى 157 هجرى. به گفته ابنجوزى قبر او در «مسکن» (نزدیک بغداد) مثل قبر امام حسین (ع) زیارتگاه مردم بوده است.[12]
لیث بن سعد حنفى: پیشواى مردم مصر که در 175 هجرى درگذشت و در «قرافه کوچک» (نزدیک قاهره) مدفون شد و قبرش، زیارتگاه مردم است.[13]
مالک بن انس: پیشواى مذهب مالکى، متوفاى 179 هجرى که در بقیع مدفون است و قبهاى داشته[14] و فقهاى اهل سنت زیارتش را مستحب دانستهاند.
امام موسى بن جعفر (ع): امام هفتم شیعیان که در سال 183 هجرى شهید شد و در کاظمین مدفون گشت. حتى بزرگان اهل سنت، مثل حسن بن ابراهیم خلال، هنگام دچار شدن به مشکلات، با زیارت و توسل به قبر او حاجت مىگرفتند.[15] وقتى امام جواد (ع) در بغداد درگذشت، کنار قبر جدش موسى بن جعفر (ع) دفن شد. مرقد این دو امام زیارتگاه عموم مردم است.[16]
امام على بن موسى الرضا (ع): امام هشتم شیعیان که در طوس مدفون است. ابوبکر بن خزیمه و ابوعلى ثقفى و گروهى از بزرگان علماى حدیث هنگام ورود به طوس، دیدند که ابن خزیمه در برابر آن قبر مطهر، تعظیم و تواضع و تضرع فوقالعادهاى داشت؛ به گونهاى که همه شگفتزده شدند.[17]
عبدالله بن غالب بصرى: در سال 183 هجرى در روز ترویه کشته شد. مردم خاک قبر او را همچون مُشک گرفته و در لباسهاىشان قرار مىدادند.[18]
معروف کرخى: متوفاى 200 هجرى. قبر او مشهور است و بسیارى از مردم براى برآورده شدن حوایج و رفع نیازهاى خود به زیارت آن مىروند و حاجت مىگیرند. قبر او در بغداد قبه و بارگاهى داشته و مردم به برکت قبرش باران مىطلبیدند[19]
عبیدالله بن محمد بن عمر بن على بن الحسین (ع): قبر او در «باب البردان» بغداد معروف و زیارتگاه مردم است و حاجتمندان به قصد زیارت و تبرک و حاجت گرفتن به آنجا مىروند و براى آن نذر و نیازهاى فراوان مىکنند. حتى داستانى درباره عضدالدوله دیلمى نقل شده که علت نامگذارى آنجا به «مشهد النذور» در آن بیان شده است. صاحب این قبر، شهیدى از نوادگان امام سجاد (ع) است که در گریز از تعقیب خلیفه بود. اما سرانجام دستگیر شد او را زنده زنده دفن کردند. مردم هر نذرى که براى این قبر مىکنند، حاجتشان روا مىشود؛ از اینرو آنجا به «قبر النذور» شهرت یافته است.[20]
محمد بن ادریس شافعى: پیشواى مذهب شافعى که در 204 هجرى درگذشت. قبر او در «قرافه» مصر (نزدیک قاهره)، زیارتگاه مردم است و قبه و ضریحى بر آن ساختهاند.[21]
بانو نفیسه: دختر حسن بن زید بن حسن بن على بن ابىطالب (ع) که از بانوان بزرگ عصر خود بود و در سال 208 هجرى در مصر درگذشت. مصریان قبرش را بسیار محترم مىشمارند و معتقدند دعا نزد قبر او مستجاب است. قبر ایشان قبه و بارگاهى نیز دارد.[22]
احمد بن حنبل: پیشواى مذهب حنبلى، متوفاى 241 هجرى. قبر او نیز مشهور و ضریحش، زیارتگاه مردم بغداد است. حتى بسیارى از بزرگان به
زیارت قبر او عنایت داشتهاند و علىرغم ازدحام جمعیت پیرامون قبرش، منتظر فرصتى مىماندند تا خلوت شود و به قبر او نزدیک شوند. بارها بر قبرش قبهاى ساختهاند و ویران شده است.[23] حنبلىها به او و قبرش و زیارت مرقدش بسیار معتقدند و از راههاى دور براى زیارت به سوى آن مىشتابند و او را صاحب مقامات بالایى مىدانند.
ذوالنون مصرى: متوفاى 246 هجرى. مدفنش در قرافه مصر است و بقعهاى دارد و در کنار او گروهى از صالحان هم مدفونند.[24]
21 بکار بن قتیبه بصرى حنفى: متوفاى 270 هجرى در مصر. قبر او نیز زیارت مىشود و آن را متبرک و دعا نزد آن را مستجاب مىدانند.[25]
ابراهیم حربى: متوفاى 285 هجرى که مدفنش در خانه خود است و مردم به آن تبرک مىجویند.[26]
اسماعیل بن یوسف دیلمى: قبرش پشت قبر معروف کرخى است و او نیز زیارت مىشود.[27]
على بن محمد بن بشّار: متوفاى 313 هجرى. قبرش در بغداد، زیارتگاه است.[28]
یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم نیشابورى اسفراینى: از محدثان شافعى و متوفاى 316 هجرى است. قبرش در اسفراین (خراسان) مزار مردم است که به آن تبرک مىجویند و آستانش را مىبوسند و احترام مىگذارند.[29]
عبدالله بن احمد بن على بن حسن بن ابراهیم طباطبا: متوفاى 348 هجرى. از عالمان و ثروتمندان بنام از خاندان طباطبا که در حجاز زاده شد و سپس به مصر رفت و در همانجا درگذشت. به سخاوت و گشادهدستى شهره
بود و مردم مصر به اجابت دعا در بقعه او معتقدند.[30]
على بن محمد عامرى: متوفاى 403 هجرى. پس از مرگش، مردم شبهاى متوالى کنار قبرش ماندند و برایش قرآن و دعا خواندند و شاعران نیز از مناطق مختلف آمدند و برایش مرثیه سرودند و براى او رحمت طلبیدند.[31]
ابوسعید خرگوشى، متوفاى 406 هجرى. قبرش در نیشابور مشهور و زیارتگاه مردم است.[32]
ابوجعفر بن ابىموسى: متوفاى 470 هجرى. وى پیشواى حنبلیان در زمان خود بود. او را در قبر احمد بن حنبل به خاک سپردند. مردم ملازم قبرش بودند و هر شب چهارشنبه کنار قبرش بیدار مىماندند و برایش ختمها مىگرفتند. در آن ایام دههزار ختم بر او خواندند و پیرامون قبر او آباد شد و فروشندهها نیز به فروش اجناس در اطراف مزار او پرداختند.[33]
نورالدین محمود بن زنگى: متوفاى 569 هجرى. قبر او در دمشق زیارتگاه مردم است و مردم به پنجرههاى آن دخیل مىبندند و رهگذران به آن تبرک مىجویند. نقل مىکنند که همراه او، سه تار موى صورت مبارک رسول خدا (ص) مدفون است و سزاوار است هر کس او را زیارت مىکند، در زیارت خود، پیامبر اکرم (ص) را هم نیت کند.[34]
احمد بن جعفر خزرجى: در 601 هجرى در مراکش درگذشته است. مردم براى دیدار قبرش تجمع مىکنند و اجابت دعا کنار قبرش مجرب است
و مردم هنگام زیارت، هدایا و نذورات فراوانى از طلا و نقره تقدیم مىکنند که همه صرف نیازمندان آن منطقه مىشود. مؤلف «نیل التهاج» گوید:
این وضع تاکنون ادامه دارد و من بیش از پانصد بار آن را زیارت کردهام و بیش از سى شب در آنجا بیتوته داشتهام و برکتهاى بسیارى دیدهام.[35]
احمد بن علوان یمنى: از اکابر تصوف بوده که در 650 هجرى درگذشته است. براى او هم کراماتى نقل مىکنند. از جمله آنکه حتى فقهایى که از نسل او بودند و او را قبول نداشتند، در مصائب و مشکلات، به قبر او پناه مىبردند تا از گزند حکومت محفوظ بمانند. مزار او در منطقه «یفرس» در یمن به شکل زیبایى بنا شده است.
ابوعبدالله قرشى اندلسى: او پس از کسب علم از مشایخ مغرب، به مصر رفت و چندى در آنجا اقامت گزید و آوازهاى یافت. سپس به قصد زیارت، به بیتالمقدس رفت، اما در همانجا ماندگار شد و در 599 هجرى درگذشت و آرامگاهش به سبب کراماتى که به او نسبت مىدادند، زیارتگاه مردم شد.[36]
ابوبکر بن عبدالله عیدروس: متوفاى 914 هجرى در عدن. مزار او در آنجا بسیار مشهور است و از مناطق دوردست براى زیارت و تبرک به آنجا مىروند و گروهى عقیده دارند هرکس هفت روز پیاپى او را زیارت کند، حاجتش برآورده مىشود.[37]
[1] . این تلخیص و ترجمه توسط استاد جواد محدثى انجام گرفته است.
[2] . ابنجبیر اندلسى، الرحلة، ص 229.
[3] . ابوالفرج ابنجوزى، المنتظم، ج 5، ص 75.
[4] . ابنبطوطه، الرحلة، ج 1، ص 116.
[5] . المنتظم، ج 5، ص 187.
[6] . ابنجوزى، صفة الصفوة، ج 1، ص 187.
[7] . رحلة ابن جبیر، ص 12.
[8] . عبدالله الشبراوى، الأتحاف بحبّ الأشراف، ص 25- 40.
[9] . شیخ حسن عدوى خمراوى، مشارق الأنوار، ص 92( در الغدیر، اشعار فوق هم نقل شده است).
[10] . ذهبى، طبقات الحفاظ، ج 1، ص 14.
[11] . خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، ج 1، ص 123.
[12] . المنتظم، ج 7، ص 206.
[13] . ابن ابىالوفاء، الجواهر المضیئه، ج 1، ص 417.
[14] . رحلة ابنجبیر، ص 153.
[15] . تاریخ بغداد، ج 1، ص 120.
[16] . ابنعماد حنبلى، شذرات الذهب، ج 2، ص 48.
[17] . ابنحجر عسقلانى، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 388.
[18] . همان، ج 5، ص 354.
[19] . تاریخ ابن خلّکان، ج 2، ص 224.
[20] . تاریخ بغداد، ج 1، ص 123.
[21] . ذهبى، دول الاسلام، ج 2، ص 105.
[22] . ابنخلکان، وفیات الأعیان، ج 2، ص 302.
[23] . دول الأسلام، ج 1، ص 14 و رحله ابنبطوطه، ج 1، ص 142.
[24] . وفیات الأعیان، ج 1، ص 109.
[25] . الجواهر المضیئه، ج 1، ص 170.
[26] . صفة الصفوة، ج 2، ص 232.
[27] . همان، ص 233.
[28] . المنتظم، ج 6، ص 199.
[29] . ابنجوزى، تذکرة الخواص، ج 3، ص 3 و وفیات الأعیان، ج 2، ص 469.
[30] . وفیات الأعیان، ج 1، ص 282.
[31] . ابنکثیر، البدایة و النهایة، ج 11، ص 351.
[32] . تقىالدین سبکى شافعى، شفاء السقام، ص 29.
[33] . شذرات الذهب، ج 3، ص 337 و المنتظم، ج 8، ص 317.
[34] . شذرات الذهب، ج 4، ص 231 و البدایة و النهایة، ج 12، ص 284.
[35] . احمد بابا التنبکتى، نیل الأبتهاج، ص 82.
[36] . شذرات الذهب، ج 4، ص 342.
[37] . ابنعیدروس، النور السافر، ص 80 و 81؛ شذرات الذهب، ج 8، ص 64.