ثویه
لفظ «ثویه» مؤنث «ثوى» بوده و ثوى به معناى اقامت کردن و مستقّر شدن است. «ثوى بالمکان» به معناى وارد شدن به مکان است و از این رو خانه را «مثوى» نامیدهاند و به سرپرست خانه «ام المثوى» گفته میشود.[1]
در قرآن کریم، مشتقّات «ثواء» ذکر شده؛ آیاتى مانند «النَّارُ مَثْواکُمْ»[2]؛ یعنى آتش جهنم محل اقامت شماست و «أَکْرِمِی مَثْواهُ»[3]؛ یعنى مقام او (یوسف) را گرامى بدار و آیه «أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْکافِرِینَ»[4]؛ یعنى آیا اینطور نیست که آتش منزل کافران است؟!
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج5، ص: 133
در برخى منابع آمده است که ثویه، زندان نعمان بن منذر بوده و او کسانى را که قصد کشتنش را داشتند، زندانى میکرد؛ و گفته شده که ثوى به معناى زندانى شدن است و منطقه ثویه به همین دلیل به این نام معروف شد.[5] ثویه قبرستان شهر کوفه نیز بوده و لغت ثویه به معناى اقامت دائم نیز معنا شده است. مدفون شدن نیز اقامتى است که دائمیتر از آن وجود ندارد.[6]
تلفظ ثویه به دو گونه است: یکى اینکه مُصغّر باشد و «ثُوَیَّه» خوانده شود و دیگرى به فتح ثاء باشد و «ثَوِیَّه» خوانده شود و بکرى میگوید این قول دقیقتر است.[7]
محدوده جغرافیایى ثویّه
در برخى از منابع آمده که ثویّه، مخروبهاى در کنار «حیره» بوده است. بکرى مینویسد: «ثویه» زندانى در پشت منطقه «حیره» و در نزدیکى شهر کوفه بوده و کسى که در آنجا زندانى میشد، براى همیشه در آن مبحوس میماند.[8]
منابع تاریخى در مشخص کردن محدوده «ثویه» نسبت به شهر کوفه، اختلاف دارند؛ اما از مجموع گفتهها و شنیدهها میتوان به محدوده دقیق ثویه پى برد. «ثویه» بعد از خندق شهر کوفه به طرف شهر نجف اشرف و در امتداد خط مستقیمى که موازى خندق شهر کوفه است، به طرف جنوب، به سمت شهر «حیره» میرسد. در منطقه ثویه ششهزار نفر از مسلمانان در خندق مدفونند.[9] این خندق در ابتداى محدوده ثویه بوده و میان دو شهر نجف و کوفه کشیده شده است و در حال حاضر به خندق «سعده» شناخته میشود و از آنجا که دو منطقه ثویه و غَرِى در بیرون شهر کوفه واقع شده، حقیقت امر براى بسیارى از مورخان مشتبه شده و دو منطقه را یکى شمرده و یا یکى را به جاى دیگرى گرفتهاند؛ در حالى که ثویه در امتداد خط طولى شرق نجف اشرف قرار گرفته و در ادامه به «حیره» که در جنوب شرقى این سرزمین مقدس قرار گرفته، میرسد و به خندق شهر کوفه منتهى میشود. بنابراین ثویه در طرف صحرا و پشت دو شهر کوفه و حیره، در شرق غرى و در کنار منطقه حنّانه و مرقد جناب کمیل واقع شده است.
ثویه ناحیهاى بیابانى و وسیع است که قبایل عرب در آن ساکن شدهاند. یکى از این قبایل، قبیله معروف «طَى» میباشد.[10] خطیب بغدادى (متوفاى 463 ق) بین دو منطقه ثویه و غرى خلط کرده و شاید علت این اشتباه این باشد که هر دو در پشت شهر کوفه و در کنار یکدیگر قرار دارند. البته ثویه به کوفه نزدیکتر است و به همین جهت خطیب بغدادى نقل کرده که ابوجعفر حضرمى منکر بود قبرى که در ورودى کوفه واقع شده، قبر امام على بن ابىطالب (علیه السلام) باشد.[11]
سید بن طاووس (متوفاى 693 ق) میگوید:
زید بن طلحه روایتى از امام صادق (علیه السلام) نقل میکند که ایشان در حالى که در «حیره» بودند، به من فرمود: آیا دوست دارى به وعدهاى که به تو داده بودم، عمل کنم؟ زید بن طلحه عرض کرد: بله یا بن رسولالله. امام (علیه السلام) به همراه فرزندش اسماعیل سوار بر مرکب شدند و با هم حرکت کردیم تا به ثویه رسیدیم. ثویه بین حیره و کوفه قرار گرفته. امام صادق (علیه السلام) و جناب اسماعیل مشغول نماز شدند و من نیز چنین کردم. بعد از نماز، امام صادق (علیه السلام) محل دقیق مضجع شریف امیر مؤمنان على (علیه السلام) را معین کردند و فرمودند: زمانى که از خانه بیرون آمدید و عبورتان به این منطقه (ثویه) افتاد و به اندازه مسافت پرتاب یک یا دو تیر با نجف فاصله داشتید و بلندیهایى را دیدید، به قبرى میرسید که قبر جدّم امیر مؤمنان على (علیه السلام) است.[12]
این مقدار مسافتى که امام (علیه السلام) بیان فرمودند، بسیار دقیق است؛ چون وقتى انسان به ثویه میرسد و وارد منطقهاى که در حال حاضر به نام «حَنّانه» معروف شده و در بیرون نجف قرار دارد، میشود، بلندیهایى دیده میشود که قبر شریف أمیرمؤمنان در میان آنها واقع شده است. ابن ابىالحدید معتزلى (متوفاى 656 ق) به اشتباه خطیب بغدادى توجّه کرده و مینویسد:
ابوالغنائم محمد بن على بن میمون النرسى (متوفای 510 ق) میگوید: سیصد نفر از صحابه در شهر کوفه فوت کردند که قبر کسى از میان ایشان مشخص و مبرز نماند، مگر قبر امیرمؤمنان على (علیه السلام)؛ چرا که جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام) و پدرش محمد بن على الباقر (علیه السلام) به زیارت این قبر شریف میآمدند که البته هنوز گنبدى بر روى آن وجود نداشت ... من از تعدادى از ریشسفیدان کوفى که مورد اعتماد بودند، درباره آنچه که خطیب ابوبکر در تاریخش مینویسد که برخى میگویند: این قبرى که شیعیان آن را به اشتباه زیارت میکنند و در نزدیکى منطقه غَرى وجود دارد، قبر مغیرة بن شعبه است، پرسیدم؛ آن شیوخ در پاسخ گفتند: این سخن صحیح نیست؛ چون قبر مغیره و زیاد هر دو در منطقه «ثویه» کوفه قرار گرفته و این مطلب را آباء و اجدادمان براى ما گفتهاند.[13]
محل دفن امیرالمؤمنین على (علیه السلام)
أمیرمؤمنان على (علیه السلام) به فرزندانشان وصیت کردند که در ناحیه غَرِى و بیرون از منطقه ثویه دفن شوند تا قبر شریفش از دستدرازى بدخواهان و دشمنان دور بماند؛ زیرا سابقه نداشته که کسى از کوفیان و کوفهنشینان در ناحیه غرى دفن شود و رسم بر این بوده که امواتشان را در ثویّه دفن میکردند. ثویّه در آن زمان بیابانى در بیرون کوفه بود. مرقد امام على (علیه السلام) در طول دوره حکومت اموى و بخشى از دوره حکومت عباسى مخفى بود. ابن ابىالحدید مینویسد:
از محل دفن على (علیه السلام) در این منطقه کسى غیر از فرزندان و خواصّ اصحاب ایشان خبر نداشت؛ چون آنها پیکر مطهر امام (علیه السلام) را در هنگام سحرِ بیستویکم ماه مبارک رمضان از خانه بیرون آوردند و ایشان را در منطقهاى که در گذشته به غرى و در حال حاضر به نجف شهرت پیدا کرده، به خاک سپردند.[14]
احتمالًا پیکر أمیرمؤمنان على (علیه السلام) از منطقه حنّانه در میان غرى و ثویه، عبور داده شده و براى لحظاتى در حنّانه بوده و مسجد حنّانه نیز به همین جهت تأسیس شد؛ زیرا مسیر به سوى غَرِى از حنّانه میگذرد.[15] مسجد حنّانه همان مکانى است که حدوداً بیست سال بعد سر مقدس حضرت حسین (علیه السلام) و فرزندان و بستگان و اصحابش، پیش از ورود به شهر کوفه، در این مسجد نهاده شده است.
تحلیل
«جَبّانه» در لغت به معناى بیابان است و در نگارش مانند «حَنّانه» است. منطقه حنّانه بخشى از ثویه و ثویه، بیابانى (جَبّانه) از بیابانهاى شهر کوفه است و خلط میان این مناطق و محدودههاى جغرافیایى آن نیز ممکن است ناشى از تشابه نگارش دو کلمه «حَنّانه» و «جَبّانه» باشد. مسلّم و روشن این است که بیشتر اصحاب و تابعین در ثوبه مدفونند. ابنخلکان مینویسد: در ثویه قبور گروه زیادى از صحابه و غیر ایشان از تابعین وجود دارد.[16]
علامه مجلسى معتقد است که ثویه محل قبور خواصّ و نزدیکان أمیرمؤمنان على (علیه السلام) است.[17] یکى از این صحابه، «خباب بن ارت» است که بنا بر نقلى، هنگام بازگشت أمیرمؤمنان از جنگ صفین درگذشت و امام (علیه السلام) بر او نماز گزارده و او را بیرون کوفه دفن کرد.[18] صحابى مشهور أمیرمؤمنان جناب «کُمیل بن زیاد نخعى» نیز در ثویّه مدفون است. از میان قبور صحابه و تابعین در حال حاضر قبرى غیر از قبر کمیل مشخص نیست. کمیل همراه با امام (علیه السلام) در جنگ صفین حضور داشت و والى ایشان در منطقه «هیت» بود و بعدها به دستور حجاج بن یوسف ثقفى به شهادت رسید.[19] منطقه ثویه و مخصوصاً مرقد کمیل بن زیاد نخعى در سال 1918 میلادى پایگاه نظامیان انگلیسى به فرماندهى بالفور شده بود که به دنبال کشته شدن حاکم نجف به این منطقه فرستاده شده بودند.[20]
در این سال نظامیان انگلیسى نجف اشرف را در محاصره پنجاه روزهاى قرار دادند که این شهر را از هر جهت و حتى از نظر آب آشامیدنى در مضیقه قرار داد. به این علت بود که جمعیت نهضت اسلامى دهها نامه به عشایر اطراف نجف نوشتند تا از بیرون نجف محاصره را بشکنند و نظامیان انگلیسى را بیرون کنند. این نامهها به دست شخصى از خاندان «عوابدى» سپرده شد تا به دست رؤساى عشایر برساند. او که توانسته بود از یکى از دروازههاى غربى نجف به نام «ثلمه» از شهر خارج شود، توسط نیروهاى انگلیسى دستگیر و به پایگاه ثویه فرستاده شد و تمام نامههایش ضبط گردید و او را به حال رقتآورى اعدام کردند.[21]
«کاظم بستانچى» و «شعلان تاجیه» نیز به اتهام حرکت انقلابى ضد اشغالگرى اعدام شدند و این حادثه دو روز قبل از تنفیذ حکم اعدام گروه یازده نفرى فرماندهى انقلاب در نجف اشرف بود.[22] کاظم بستانچى از اهالى اصیل نجف بود که در منطقه «ابىصغیر» علیه اشفاگران انگلیسى حرکتى عظیم به وجود آورد که موجب پیدایش انقلاب اول در نجف اشرف شد.[23]
[1] . ابنمنظور، لسان العرب، ج 14، ص 125.
[2] . انعام، آیه 128.
[3] . یوسف، آیه 21.
[4] . زمر، آیه 32.
[5] . یاقوت حموى، معجم البلدان، ج 1، ص 940.
[6] . زبیدى، تاج العروس، ج 10، ص 64.
[7] . آیت الله خوئى، البیان، ج 1، ص 180.
[8] . ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج 2، ص 506.
[9] . ابناثیر، الکامل فى التاریخ، ج 2، ص 482.
[10] . ابوالفرج اصفهانى، الأغانى، ج 19، ص 127.
[11] . خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، ج 1، ص 138.
[12] . سید بن طاووس، فرحة الغرى، ص 83.
[13] . ابن ابیالحدید معتزلى، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 64.
[14] . همان، ج 1، ص 364.
[15] . لوئى ماسینیون، خطط الکوفه، ص 6.
[16] . وفیات الاعیان، ج 2، ص 506.
[17] . سیدحسین براقى نجفى، تاریخ الکوفه، ص 68.
[18] . طبقات ابن سعد، ج 3، ص 167.
[19] . ابنحجر عسقلانى، الاصابه، ج 2، ص 279.
[20] . حسن الاسدى، ثورة النجف، ص 35.
[21] . همان.
[22] . همان، ص 79.
[23] . ثورة النجف، ص 330.