مقدمه
غروب پنجشنبه، فرصتى مناسب براى سفر به کربلاى معلّى و زیارت سید الشهداء (ع) در شب جمعه بود تا بهرهاى از ثواب و صفاى این شب برده شود.
سمت راست جاده نجف به کربلا پر بود از ساختمانهاى کوچک و بزرگ آجرى و سنگى، با علمهاى رنگارنگ و تابلوهایى که با جملاتى صمیمى، زائران حسینى را دعوت به پذیرایى مىکرد. این مهمانخانه ها و استراحتگاه ها با نام «موکب» و «مضیف»، به نوعى احیاى «خوان» هاى پیشین است که به ندرت آثارى از آن برجاى مانده است. البته برخلاف خوان، اینها موسمى اند و بیشتر در ایام زیارتى چون اربعین، نیمه شبعان، 28 صفر و ... دایرند تا پذیراى زائران و میهمانان پیاده و سوار باشند.
در حد فاصل این موکبها و جاده اصلى، به تازگى مسیرى ایجاد شده است که گویا همان «طریق المشاة» یا جاده پیادهروهاست که زائران پیاده بسیارى، به مناسبت ایام زیارتى امیرمؤمنان (ع) در این جاده به سمت نجف اشرف در حرکت بودند.
پس از غروب آفتاب وارد شهر کربلا شدم. آن شب به زیارت و استراحت گذشت. چند دیدار و بازدید براى مدت اقامت در کربلا پیشبینى شده بود. سفرى کارى براى شناخت بیشتر حائر حسینى و کندوکاو در ناگفتهها و نادیدههاى آن، که برخى متن بود و بسیارى حاشیه.
دوره کوتاه اقامت، با بازدیدهاى متعدد از مکانهاى حرم، صحن و محلههاى دور و نزدیک کربلا گذشت. ملاقاتهاى مکررى نیز با چهرههاى کربلایى همچون تولیت محترم حرم حسینى، آقاى سید سلمان آل طعمه، نماینده بعثه مقام معظم رهبرى و برخى دیگر از شخصیتهاى مقیم کربلا داشتم. در این میان، بیشترین بهره را از آقاى آل طعمه بردم که توضیحات حضورى او در حرم، صحن و محلههاى اطراف حرم، اصلىترین منبع شناخت کربلاست.
این نوشتار، گزارشى از مهمترین نتایج سفر صفر 1431 است که با بهرهگیرى از مطالعات تکمیلى، با شناخت متن حائر حسینى آغاز مىشود و سپس حاشیههاى مهم آن ترسیم مىگردد.
رواقهاى حرم
رواق ابراهیم مجاب
در رواق غربى حرم که در بخش بالاسر حضرت قرار دارد، سنگ مرمر دو سمت بازسازى شده و تغییر کرده است. این کار، آغاز پروژه تعویض سنگ و کتیبههاى حرم مطهر است که به نام «پروژه یا حسین» توسط ستاد بازسازى عتبات در حال اجراست. پیشتر بر روى تمام سنگها آثار گلولههاى مأموران بعثى در ماجراى انتقاضه شعبان 1412 دیده مىشد که تمامى تغییر کرده و فقط به فاصله هر ده متر، نمونه سنگهاى سابق در اندازههاى کوچک نصب شده تا خاطره آن جنایت در اذهان بماند. روى این سنگها نوشتهاند: «آثار رصاص الاعتداء الصدامى المجرم على جدران الحرم المقدس خلال الانتفاضه الشعبانیه 1412/ 1991».
پیش از طرح تعویض سنگهاى رواق، نام چند تن از شهداى کربلا به صورت کتیبهها و سنگنبشتههاى زیبا قرار داشت که گویا در طرح جدید توسعه یافته و نام تمامى شهدا درج خواهد شد. البته تنها مکانى که نام شهدا در آن قرار داشت، رواق پایین پا و بالاى ضریح شهدا بود. تغییر دیگرى که قابل توجه و تقدیر است، عریض شدن ورودى این رواق به رواق بالاسر است.
قتلگاه
به دلیل تعمیرات، درب قتلگاه چند روزى بسته بود. قتلگاه قبلا فقط یک درب ورود و خروج داشت که در سالهاى اخیر ضریح و دربى نیز در بخش غربى صحن براى آن ایجاد شد. تعمیرات اخیر نیز به دلیل نصب ضریح دیگرى در سمت غربى ایوان اصلى است که توسط علاقهمندان ایرانى ساخته شده و در حال نصب بود. این ضریح به زیبایى تمام ساخته شده و افزوده شدن آن به حرم، سبب ارتباط و توسل جمع بیشترى از اراداتمندان حسینى خواهد بود.
مسجد شاهین
سالن و رواق بزرگ بخش شمالى حرم، به «مسجد شاهین» معروف است. این مکان قبلا با یک دیوار بلند از حرم و اطراف ضریح جدا بود. مسجد به دستور عمران بن شاهین (متوفى 369) که از امراى جنوب عراق بود ساخته شد. در دوره عثمانىها نخستین مفتى و قاضى سنى حنفى مذهب در آن نماز مىخواند. گویا شیخ عبدالله سُوِیدى نخستین کسى است که به سال 1145 ق در آن نماز برپا کرده است. در سال 1213 ق به دلیل فضاى کوچک اطراف ضریح و سختى زیارت براى زائران، طرح الحاق مسجد به حرم امام از سوى سید مهدى شهرستانى (1130- 1216 ق) مطرح شد، اما با مخالفت ملاعثمان، مفتى عثمانى کربلا که در آن مسجد اقامه نماز مىکرد مواجه شد. آقاى شهرستانى با مشورت و موافقت عالم بزرگ کربلا سید مهدى طباطبایى و همکارى کلیددار حرم، مخفیانه و شبانه دستور تخریب دیوار حائل میان مسجد و حرم را داد که با برداشته شدن این دیوار، فضاى مسجد به رواق شمالى حرم ملحق گردید. مفتى شهر به مراد بیگ، حاکم کربلا شکایت برد و سلطان عثمانى نیز هیئتى را براى رسیدگى اعزام کرد. سرانجام این ماجرا به مصالحه انجامید و سید مهدى شهرستانى، مسجدى را در بخش شرقى صحن به مفتى کربلا سپرد.[1]
مقبره شهدا
دایره تعمیرات حرم شامل مقبره شهدا نیز شده است و ضریح جنوبى و اطراف آن مسدود بود.
نخل مریم
در دیوار جنوبى بالاسر و به فاصله تقریبى دو متر تا ضریح مطهر، محرابى به نام «نخله مریم» قرار داشت. این محراب نشانى از محل نخل خرمایى بود که حضرت مریم در حین ولادت حضرت عیسى (ع) در آنجا مستقر شد؛ همان مکان دورافتادهاى که قرآن بدان اشاره کرده است:
فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکاناً قَصِیًّا* فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ یا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا* فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا* وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا[2]؛ پس (مریم) به او (عیسى) آبستن شد و با او به مکان دورافتادهاى پناه جست. تا درد زایمان او را به سوى تنه درخت خرمایى کشانید. گفت: اى کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم. پس از زیر (پاى) او (فرشته) وى را ندا داد که غم مدار؛ پروردگارت زیر (پاى) تو چشمه آبى پدید آورده است. و تنه درخت خرما را به طرف خود (بگیر) و بتکان تا بر تو خرماى تازه فرو ریزد.
در برخى از متون روایى ما به این نکته اشاره شده است که مریم از دمشق خارج شد و به کربلا آمد و در مکان شهادت حسین (ع)، عیسى را به دنیا آورد[3]. محراب نخله مریم به دستور سلطان اویس جلائرى ساخته شد و به سال1366 ق (1946 م) به دست طاهر قیسى از میان رفت. آقاى آل طعمه که خود آن سنگ محراب را دیده است، مکانش را در محل بالاسر نشان داد. به گفته او بر روى این سنگ نخلى ترسیم شده بود و بالاى آن به صورت هلالى، این آیه مرقوم شده بود: وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا[4]
مدفونین داخل حرم
«سید مرتضى» و برادرش «سید رضى» از عالمان والامرتبه شیعه در قرن چهارمند که در بغداد از دنیا رفتند وگویا در کنار قبر پدر که در جوار مزار «ابراهیم مجاب» است، دفن شدند. البته امروزه در جوار حرم کاظمین (علیهم السلام) در مزار باشکوهى به نام این دو برادر والامقام نیز وجود دارد.
در سمت راست رواقى که به سمت مزار شهدا منتهى مىشود «سید على طباطبایى»، «وحید بهبهانى» و «شیخ یوسف بحرانى» مدفونند. در سمت چپ رواق و در جوار مزار شهدا نیز «سید مهدى مرعشى» و خاندان او به خاک سپرده شدهاند.
بخش شرقى صحن
صحن امام مثل ضریح، شش ضلعى بود که این مهندسى، زیبایى خاصى به صحن بخشیده است. در ضلع شمالى آن، مدرسه و مسجد «حسن خان» و در ضلع جنوبى نیز بنایى بود که بعدها در آن میرزا محمدتقى شیرازى دفن گردید که به بهانه همسانسازى بخش شرقى صحن با بخش غربى، بناهاى دو ضلع شمالى و جنوبى بخش شرقى تخریب شد. این تخریب از ویرانى مناره عبد در سال 1354 آغاز شد و در سال 1365 به تخریب مدارس و مساجد داخل و خارج صحن انجامید.
همچنین بین باب قاضى الحاجات و شهدا «مسجد سید کاظم رشتى» قرار داشت که مدتى در آن سنىهاى حنفى اقامه جماعت داشتند و امروزه این مکان به نام «مدرسه امام حسین (ع)» معروف است.
اماکن مهمى که نیاز به توضیح و تفصیل دارند عبارتند:
مناره عبد
این گلدسته تاریخى به سال 767 توسط امین الدین بن عبدالله اولجیاتو، ملقب به «مرجان» ساخته شد و بیش از شش قرن پابرجا بود. این مناره تاریخى، در اواخر سال 1354 ق. به دستور یاسین هاشمى رئیس دولت عراق و توسط صالح جبر ویران شد. توجیه دولت براى تخریب این مناره، کج شدن و خطر ویرانى آن بود! که به اذعان همه بهانهاى بیش نبود. تخریب مناره قلب بسیارى از علاقهمندان آستان حسینى را جریحهدار کرد و شعراى بسیارى درباره آن شعر سرودند. میرزا هادى خراسانى (1297- 1368 ق) درباره این فاجعه تاریخى این ابیات را سرود:
در صحن سیدالشهدا بود برقرار گلدستهاى چو شاخه طوبى بزرگوار
عقل حکیم از پى تاریخ او بگفت
«انگشت یار» سال بنایش به یادگار[5]
دست جفا ز پاى فکندش بدون
وجه جزاى هدم و اوامر، عذاب و نار[6]
صحن صغیر
این صحن در دوره آل بویه در سال 371 ساخته شده و از باب الشهدا به صحن صغیر راه داشت و درب دیگرش نیز از باب السوق بود. این صحن زیبایى خاصى از جهت معمارى اسلامى داشت. مىگویند پادشاهان آل بویه قدیمىترین پادشاهان دفن شده در حائر حسینى هستند. بسیارى از این امیران شیعه در توسعه، بازسازى و تزیین حرم امام حسین (ع) و دیگر امامان شیعه نقش محورى داشتند. چند تن از آنان در داخل بقعهاى در صحن صغیر دفن شدهاند. در گذشته، بقعهاى بر فراز قبر آنان وجود داشت که در میان مردم به «بقعه آل بویه» شهرت داشت. در 1368 ق عبدالرسول خالصى به دستور رییس اوقاف وقت عراق، این بقعه و آثار تاریخى آن را تخریب کرد.
مدرسه حسنخان
این مدرسه در ضلع شمال شرقى صحن و بین باب الشهدا و باب الکرامه قرار داشت. ورودى آن در مسجد و در راهرو بابالکرامه قرار گرفته بود. بخشى از مدرسه در صحن و بخشى نیز در بیرون صحن قرار داشت. گویند حاج آقا حسین قمى از مدرسه حسنخان وارد صحن مىشد و در بخش شرقى صحن نماز جماعت را اقامه مىکرد. باب الکرامه را «باب مدرسه حسنخان» نیز مىگویند که در زاویه شمال شرقى صحن قرار دارد و که همراه با مجموعه پیرامون آن، جزئى از مسجد مدرسه حسنخان بوده است. این مکان در سال 1365 تخریب شد؛ از این رو بخش بزرگى از مدرسه در خیابان اطراف صحن واقع است و بخش کوچکى از آن نیز در ضلع شمال شرق صحن قرار دارد.
مقبرهها
در ضلع جنوب شرقى صحن، مزار «میرزا محمد تقى شیرازى» (1256- 1338 ق) قرار دارد. او رهبر انقلاب سال 1920 م عراق بر ضد استعمار انگلیس است که با مجاهدتهاى خود، به سلطه و نفوذ انگلیس در عراق پایان داد. او را در ضلع جنوب شرقى صحن در مقبره اختصاصى خود دفن کردند. در 1263 ق هنگام توسعه صحن، بقعهاى به نام «ایوان شیرازى» به مساحت دویست متر در کنار آن قبر بنا شد که محل تدریس و تحصیل طلبهها شده بود. مزار ایشان هم در طرح توسعه تخریب گردید.
روبهروى باب شهدا و در بناى متصل به بخش شرقى حرم، مقبره «امیر کبیر» (1222- 1268 ق) واقع است. پیکر او در سال 1268 ق از ایران به کربلا منتقل شد. در جوار صحن صغیر مقبره صاحب ضوابط «سید ابراهیم قزوینى» و «سید على طباطبایى» (پدر سید محمد مجاهد) قرار داشت که امروزه هر دو مزار در بیرون صحن قرار گرفتهاند.
بخش غربى صحن
در این بخش مىتوان از «مدرسه زینیبه» نام برد که به دلیل نزدیکى به تلّ زینبیه به این نام شهرت یافته بود و در طرح ایجاد خیابان اطراف صحن از بین رفت. مقبره روبهروى قتلگاه، مرقد عالم عارف «ملاحسینقلى همدانى» (متوفى 1311 ق) است که اکنون در دیوار بیرونى بقعه، سنگ یادبودى براى ایشان نصب شده است.
حاشیههاى حرم
با ساخت خیابان در اطراف صحن امام حسین (ع) بسیارى از امکنه مهم تخریب شد؛ از جمله مىتوان به بخشى از صحن صغیر، مدرسه و مسجد حسنخان، مدرسه زینبیه، مدرسه صدر و جامع ناصرى اشاره کرد.
مدرسه مسجد الرأس
وقتى از باب السدره خارج مىشوى، در سمت راست «مسجد الرأس» قرار داشته و وسط مسجد، حوض کوچکى بوده که گویند وقتى سر امام را در روز عاشورا بریدند، سر مبارک در اینجا گذاشته شد. گفته شده که در وقت الحاق سر مطهر به بدن، این سر مقدس یک شب در این مکان گذاشته شد و سپس به بدن ملحق گردید.
مدرسه صدر
بین باب سلطانى و باب الحرّ «مدرسه صدر اعظم نورى» بوده که از باب حرّ به آن راه داشت. این مدرسه توسط شیخ عبدالحسین تهرانى و از ثلث صدر اعظم ساخته شد. مدرسه صدر یکى از مراکز علمى مهم کربلا به شمار مىآمد که تخریب گردید.
مرقد سید محمد مجاهد
«سید محمد مجاهد» (1242 1180 ق) فرزند سید على طباطبایى صاحب «ریاض» و نوه دخترى مرحوم علامه بهبهانى، صاحب کتاب «مفاتیح و مناهل» است. او به سبب حضورش در میدان جهاد با روسها به «محمد مجاهد» معروف شد. قبرش در بین آستان امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) در بازار باب الحریص در دو طبقه و داراى گنبد و ضریح فولادى بوده، اما در توسعه کنونى از میان رفته و اکنون یادبودى از بارگاهش در بینالحرمین بنا شده است.
مسجد شهید اول
در سمت راست خیابان باب السلامه (روبهروى باب السدره) محلهاى به نام «عقد العکیسه» است که مسجد شهید اول در آن قرار دارد. مساحت تقریبى مسجد که در نبش خیابان واقع شده، 80 متر است.
مسجد شیخ یوسف بحرانى
این مسجد به نام «جامع السلطانیه» معروف است و روبهروى باب سلطانى و درست در کنار مسجد هندى قرار دارد. مسجد آقا باقر وحید بهبهانى نیز ملحق به مسجد هندى بود.
مسجد شیخ انصارى
این مسجد در «عقد النسوان»، مقابل طاق زعفرانى واقع شده و امروزه به نام «جامع الحوراء زینب 3» معروف است.
خانه تاجدار بهو
او همسر سلطان محمدعلى منیرالدوله لکنهوى (حاکم هند در سالهاى 1250 ق) است که تاج گرانبهایى را هنگام زیارت مرقد حسینى، به حرم اهدا کرد. این زن در کربلا سکونت گزید و حسینیه بزرگ و زیبایى را در بخش شمالى صحن و نزدیک باب السدره بنا کرد. خانه و حسینیه در سال 1945 م تخریب شد و خیابان سدره از میان آن گذشت.[7] بخشى از این مکان در سمت چب ورودى خیابان سدره، روبهروى فندق المباهله باقى مانده است.
مزار حرّ
پیکر جناب حرّ توسط قبیلهاش با فاصلهاى دور از کربلا در روستایى در پنج کیلومترى غرب کربلا به خاک سپرده شد؛ همانجا که امروزه به سبب وجود قبر او به «منطقه حرّ» معروف است و امروزه این محله، جزو شهر کربلا شده است. آستان مبارک آن شهید در 370 به دستور عضدالدوله دیلمى ساخته شد. در 914 شاه اسماعیل صفوى که خود به زیارت این آستان مشرف شده بود، به تجدید بناى آن پرداخت. در حال حاضر بارگاه این شهید، براى ساخت بارگاهى باشکوه، تخریب شده و مراحل ساخت بناى جدید بر اساس یک معمارى زیبا آغاز شده است. آقاى سعد عبدالامیر نماینده خاص وقف شیعى در مزار حرّ درباره این بنا نکات ذیل را بیان کرد:
- در سال 2006 دیوان شیعى تصمیم به تجدید بناى مزار حرّ گرفت؛
- در سال 2010 بر اساس نقشه مصوب دیوان شیعى، طرح نوسازى بارگاه حرّ آغاز شد؛
- در حال حاضر 50% بنا انجام شده است؛
- مرحله بعد از حرم، ساخت صحن خارجى است.
مزار ابن فهد حلی
«شیخ احمد بن محمد بن فهد» (758- 841)، فقیه بزرگ امامیه است. وى خانه خود را به عنوان منزلگاه زائران وقف کرده بود و پس از مرگش او را در همان خانه به خاک سپردند. شاه عباس در 1033 ق باغ جنوب قبر ابن فهد را به صورت مسجدى درآورد و آن را کاشىکارى کرد و گنبدى روى قبر وى ساخت. قبر این عالم شیعى، در غرب خیابان باب القبله صحن حسینى قرار دارد. امروزه در جوار مسجد و مدفن او حوزه علمیه فعالى دایر است.
کتابخانه حرم امام حسین (ع)
این مکان به نام «مکتبه و دار مخطوطات الروضة الحسینیه المقدسه» معروف است و درب ورودى آن در سمت چپ راهرو باب قبله قرار دارد. وجود قفسه باز کتاب و فضاى مناسب براى مطالعه، از امتیازات این کتابخانه است. این محل نسبت به سالهاى قبل تغییر خاصى نداشته، جز آنکه در بازدید قبلى یک اتاق ویژه آثار مکتوب حسینى اختصاص داشت که در این سفر، دیگر وجود نداشت.
حضور دو ساعته در این کتابخانه، به تورق و مطالعه چند کتاب سپرى شد. کتاب «کربلا فى الارشیف العثمانى» (1840- 1876 ق) برایم جالب بود. این کتاب اثر «ویلک فایا» است که از زبان ترکى به عربى ترجمه و در سال 2008 منتشر شده است. چند نکته مندرج در این کتاب قابل توجه بود از جمله:
- تعامل تجار ایرانى در نهایت اهمیت است و در حسن رابطه میان دولت عثمانى و ایران مؤثر است و این امر به سفیر تهران و والى بغداد گوشزد شده است.
- «کوبر» در سفرنامه خود به حضور 200 هزار زائر از ایران و هند در کربلا اشاره مىکند.
- حاکمان عثمانى برنامههاى سختگیرانهاى اجرا کردهاند تا از تلاش حجاج براى خاکسپارى مردگانشان در اراضى مقدسه جلوگیرى کنند. نتیجه گفتوگوها با ایران این شد که شاه ایران به حجاج ایرانى دستور داده تا در بازگشت از حج، به کربلا نروند.
- مقررات جدیدى که دولت عثمانى براى ورود جنازه متوفیان از ایران به عتبات عالیات وضع کرده، سبب نزاع میان دو دولت گشته است. دولت ایران از بالا رفتن قیمتها گله دارد.
- دولت عثمانى از ایرانیان مقیم کربلا پولى به عنوان «یویمة الدکاکین» مىگرفت و این مقررى به نسبت میزان سود هر کسبى متفاوت است که سبب رنجش کسبه ایرانى شده بود. آنها در سال 1863 م خواستار لغو آن شدند.
- شاه اسماعیل دوم در سال 1526 ق دستور ساخت ضریح نقره قبر امام حسین (ع) را داد. همو دستور اصلاح قنات نجف را نیز صادر کرد.
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج4، ص: 109
- بزرگترین تخریب ضریح امام بعد از حمله متوکل، هجوم وهابیون در سال 1810 م بود. آنان در صبح 20 اوریل آن سال از بخش غربى وارد شهر شدند و ضریح امام را ویران کردند و تمامى زینتهاى موجود در آن را به غارت بردند و حدود 5 هزار شیعه را کشتند.
- ایران براى توسعه نفوذ خود در منطقه، به توزیع نسخههاى قرآن پرداخته است. دولت عثمانى از ارسال سرى و فروش این قرآنها در مناطق تحت اداره خود جلوگیرى مىکند.
مرقد فضولى
«ملا محمد بن سلیمان فضولى» شاعر و اندیشمند والامقام شیعه (910- 990) است. در کربلا و در خانوادهاى آذربایجانى به دنیا آمد. او را بزرگترین شاعر ترکى آذرى در سده دهم مىدانند. مزار فضولى در سمت راست (بیرون) باب قبله و کنار خیابان است. پیشتر اتاقى در محل کشتى کنونى، روبهروى باب قبله قرار داشت که معروف به «مزار فضولى» بود و اکنون نیز در سمت راست ورودى کتابخانه، سنگ قبرى از او گذاشتهاند که در مورد اخیر با حقایق تاریخى ناسازگار است. او به جز دیوان شعر، کتابى مستقل در مقتل امام حسین (ع) به نام «حدیقة السُعَدا» تألیف کرده است. از این شاعر شیعى اشعار بسیارى در مدح و منقبت اهل بیت و امام حسین (ع) به یادگار مانده که پایان مقاله را با ابیاتى از شعر او مىآرایم:
چون خاک کربلاست فضولى مقام من نظم به هر کجا رود حرمتش رواست
زر نیست، سیم نیست، گهر نیست، لعل نیست
خاک است شعر بنده ولى خاک کربلاست[8][9]
[1] . شیخ حرّ عاملى، وسائلالشیعه، ج 27، ص 211، باب 23، حدیث 1؛ محدث نورى، مستدرکالوسائل، ج 2، ص 198.
[2] . وسائلالشیعه، ج 1، ص 314، باب 34، حدیث 2، ج 17، ص 211 و 212 و ج 10، ص 315.
[3] . گزیده فوق، از کتاب« چراغ تجربه»( ص 146 تا 150- نشر ثالث) نقل شده که زندگىنامه جمعى از مشاهیر به قلم خودشان است و به اهتمام جعفر پژوم گردآورى شده است.
[4] . نامبرده مقالهاى درباره نخله مریم در مجله« ینابیع» شماره 28 نوشته است.
[5] . ماده تاریخ« انگشت یار» 982 است، یعنى سال بازسازى این گلدسته.
[6] .« جزای هدم و اوامر عذاب و نار» معادل: 1354/ 257+ 773+ 254+ 49+ 21 است؛ یعنى سال تخریب. دائرة المعارف الحسینیه، ج 2، ص 309.
[7] . دائره المعارف الحسینیه تاریخ المراقد، ج 2، ص 147؛ ج 3، ص 55.
[8] . فضولى، محمد، دیوان فارسى، به کوشش حسیبه مازى اوغلى، استانبول، ص 15.
[9] .
مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَمْرٍو الزُّهرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا بَکْرُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فِی قَوْلِهِ فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکاناً قَصِیًّا قَالَ خَرَجَتْ مِنْ دِمَشْقَ حَتَّی أَتَتْ کَرْبَلَاءَ فَوَضَعَتْهُ فِی مَوْضِعِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع ثُمَّ رَجَعَتْ مِنْ لَیْلَتِهَ
( شیخ طوسى، تهذیبالأحکام، ج 6، ص 73 و بحارالأنوار، ج 14، ص 212).