توصیف عمومى حرم امام حسین
حسین (ع) شخصیتى یگانه و برجسته است و چنان بهرهاى از دانش دارد و چنان فداکارى بزرگى کرده است که وى را در جایگاه پیامبران و در مرتبه فرستادگان خداوند نشانده است. او وارث پیامبران و سبط برگزیده برگزیدگان خداى جهانیان و سرور جوانان بهشت است. از این روى هیچ شگفت نیست که مردمان در بناى قبر او و آراستن این مرقد مطهّر با برترین معمارى و بهترین تزئینها از هم پیشى گیرند؛ آنسان که تاریخ گواهى مىدهد فرمانروایان و پادشاهان و صاحبان ثروت و هنر، ثروتهاى بسیارى بذل این راه کردند و بر پاى این بنا طلا و نقره ریختند و صاحبان هنر و چیرهدستان روزگار را، از بنّا و معمار گرفته تا نقّاش و آینهکار و کاشىکار، به کربلا آوردند تا همه آنچه از دانش و هنر و خبرگى در چنته دارند، به کار بندند. چنین شد که هنرمندان هنرِ خویش را و ثروتمندان ثروتِ خویش را دریغ نداشتند و از رهگذر این ایثار و همدلى، بنایى بلند افراشته شد که پیکر سبط رسول خدا (ص) را در میان گرفت؛ بنایى که هوش هر بینندهاى را مىرباید و مهار از پندار و تخیل او مىگسلد.
جاى قبر حسین (ع) از آن روز که وى در آن دفن شد، باغى از باغهاى بهشت است. امام سجّاد (ع) از عمّه خود زینب (س) و ایشان از جدّ خود رسول خدا (ص) نقل کرده که فرموده است: «در این سرزمین طف و بر قبر سرور شهیدان پرچمى مىافرازند که درگذر روزگاران، نه نام آن از یادها مىرود و نه نشانش نابود شود».
اینجاست که سرگشته و دلداده، به تماشا مىایستد و جلوههاى هنر و زیبایى را در معمارى بدیع، بناى استوار، آینهکارىهاى شگفت، چلچراغهاى زیبا و کتیبههاى گرانسنگ قرآنى که بر در و دیوار حرم است نظاره مىکند. معماران و هنرمندان چیرهدست، این همه هنرنمایى را در روزگارى به انجام رساندهاند که بسیارى از ابزارهاى امروزین وجود نداشته و تنها از ابزارهاى ساده بهره مىگرفتند و با همین ابزار توانستند جلوههاى هنرى بدیعى را پدید آورند که به سان ستارگان آسمان، بدر مضجع امام شهیدان را در برگرفته است؛ چه شهید خفته در آن مضجع، فراتر از همه این جلوههاى مادى، و خود حجت خدا در زمین و احیاگر آیین پیامبر برگزیده خدا با قیام و جهاد خویش است. به برکت همین مضجع است که چنین جلوههاى هنرى بدیع خلق شده و به مرتبهاى رسیده که کمتر همانندى براى آن مىتوان یافت.
بناى بلند حرم امام حسین (ع) زیبایى و خیالانگیزى هنر اسلامى را به نمایش مىگذارد و از پیشرفت و شکوفایى تمدّن اسلامى و چیرگى مسلمانان در این عرصه خبر مىدهد.
هنرمندان سازنده این بنا توانستهاند آینهکارىهایى تحسین برانگیز، با مقرنصها و اشکال هندسى و فضایى ویژه بر دیوارها و سقفها پدید آورند؛ به گونهاى که از هر زاویه نور را بازمىتاباند و یادآور این حقیقت مىشود که اینجا نورى خدایى جلوهگر است. این جلوهها و دیگر هنرنمایىهایى که در ساخت ضریح مطهّر و آراستن آن به قطعههاى طلا و نقره به چشم مىخورد، در کنار شمعدانها و چراغدانهاى زیبا و تاج و کُلهخودهاى مرصّع و جلدهاى نفیس قرآن و سرانجام ابزارهایى همانند دستههاى شمشیر، سپرها، غلافها و دیگر نفایسى که امروزه در گنجینه حرم نگهدارى مىشود، همه از دقّت و چیرهدستى آفرینندگانش خبر مىدهد. افزون بر این، کف حرم با سنگهاى مرمرى فرش شده که از خارج عراق آوردهاند. دیوارها نیز با همین سنگها تزئین شده و درخشش خیرهکنندهاى به وجود آورده است؛ به سان الماسى که پرتوهاى نور را بازمىتاباند.
به هر روى، تاریخ طلاکارى، آینهکارى، خاتمکارى و به کارگرفتن طلا و نقره براى آذین کردن حرم و استفاده از چلچراغهاى زیباى شیشهاى، به دوران حکومت صفویان و به سال 914 هجرى بازمىگردد. تا پیش از آن، بناى حرم، بناى سادهاى بود از گچ و آجرهاى محلّى، امّا پس از آن، سنگهاى مرمر را از خارج عراق براى آراستن حرم وارد کردند.
ابنبطوطه جهانگرد نامور، یکى از کسانى است که کربلا را در دوره قدیمش زیارت کرده است. او در سفرنامه خود، در این باره چنین مىنویسد:
سپس به کربلا، مرقد حسین بن على (ع)، سفر کردیم. آنجا شهرى است کوچک که باغهاى نخل، آن را در میان گرفته و از فرات سیراب مىشود. روضه مقدّسه، در داخل شهر قرار دارد و در جوار آن، مدرسهاى بزرگ و زاویهاى[1] مبارک است. آنجا به هر کس آمد و شد کند غذا دهند. بر در روضه، حاجىها و دربانان هستند و هیچ کس بدون اجازه آنها به بارگاه درنیاید. هرکس به بارگاه درمىآید، عتبه مبارک را که از نقره است مىبوسد. بر بالاى ضریح، چراغدانهاى طلا و نقره و بر درها پردههاى حریر آویخته است. مردمان این شهر دو طایفهاند: فرزندان زحیک و فرزندان فائز و میان این دو طایفه پیوسته جنگ و درگیرى است؛ هر چند هر دو طایفه از امامیهاند و تبارشان به یک پدر مىرسد. به سبب فتنه و جنگِ این دو طایفه، از این شهر دورى گزیدم.[2]
عباس مکّى، یکى دیگر از سیاحان است که حرم امام حسین (ع) را چنین وصف مىکند:
در حرم سرورم حسین (ع) چراغدانهایى خیره کننده از ورق مرصّع و گونههایى از جواهرهاى گرانبهاست که با خراج یک شهر برابرى کند. اغلب اینها هدایاى شاهان و فرمانروایان ایران است. بر فراز قسمت بالاى سر مبارک، چراغدانى از طلاى سرخ به وزن دو من یا بیشتر آویخته است. بر بناى حرم، گنبدى است بلند، با بنایى شگفت که خبرهاى چیرهدست و آگاه، آن را ساخته است و سر بر آسمان مىساید.[3]
عبدالوهاب عزام نیز در وصف حرم امام (ع) چنین مىنویسد:
به مسجد درآمدیم. آنجا همهمه کسانى که قرآن و دعا مىخواندند بلند بود. سپس ضریح مبارک را زیارت کردیم. عظمت آن جایگاه ما را از این بازداشت که دیده در مرتع جمال و زیبایى و شکوه و زینت و زیور خیره کننده آن رها کنیم. در کنار مسجد [ى که ضریح امام (ع) را در برگرفته [مسجدى دیگر است که ضریح عباس بن على (س) در آن جاى گرفته و در مسجد حسین (ع)] مقصود همان حرم امام است] سردابى است که حدود ده پله پایین مىرود و در پایین آن، جایى است که با تورهاى آهنى محصور شده و آن را قتلگاه نامند و گویند خون حسین (ع) به هنگام شهادت در این نقطه بر زمین ریخته است. در روایتى دیگر آمده که اینجا زادگاه عیسى بن مریم (ع) است. در گوشهاى از حرم حجرهاى است که سه تن از شاهان قاجار: احمد شاه، پدرش محمّدعلى شاه و جدّش مظفّرالدین شاه در آن به خاک سپرده شدهاند. قبرهاى این سه، از زمین برجسته نیست و تنها با موزاییک فرش شده و در نزدیک آنها تصویرى از این سه پادشاه بر دیوار آویخته شده است. دوست داشتم فرصت فراهم باشد و زمانى درازتر در این حرم پرعظمت بمانیم تا به درازا از آن سخن گویم؛ امّا زیارت ما زیارتى شتابان بود که در آن به همان اندازه که واجب است بسنده داشته شد.[4]
سید عبدالرزاق حسنى در زمانى نزدیکتر به زمان حاضر، درباره حرم امام حسین (ع) چنین نوشته است:
ضریح امام حسین (ع) در میان بنایى بزرگ است که گنبدى طلا پوشیده، بر فراز آن مىدرخشد و در دو سوى آن نیز دو گلدسته طلاست. سلطان سلیمان قانونى در خلال زیارت کربلا در سال 941 هجرى (1534 م) گنبد وگلدستهها را نوسازى کرد و پس از آن هم، چونان که بر دیوار گنبد با خطوط طلایى حک شده، ناصرالدین شاه در سال 1283 ه. ق. (1866 م) دستور داد تا آن را با طلاى ناب پوششى تازه دهند. ارتفاع این گنبد به 35 متر مىرسد. ضریح امام که در زیر این گنبد جاى گرفته، سکو مانندى است فراهم آمده از چوب ساج که به عاج فاخرى ترصیع شده و دو لایه مشبّک بر آن قرار دارد؛ یکى از فولاد مرغوب که ضریح داخلى را تشکیل مىدهد و دیگرى از نقره سفید و پر درخشش که ضریح خارجى است. طول ضریح نقرهاى خارجى پنج و نیم متر و عرض آن چهار و نیم متر است. بر بالاى ضریح ظرفهاى طلایى که سنگهاى قیمتى در آنها به کار رفته، وجود دارد و در هر گوشهاى از آن، گویچهاى از طلاى ناب است که قطر آن به نیم متر مىرسد. بر روى ضریح، صفحههاى مشبک دیگرى قرار دارد که با ضریح بیرونى تفاوت چندانى ندارد و با آن فاصله هم ندارد و تنها از هر طرف 12 سانتیمتر از صفحههاى ضریح اصلى کوچکتر است. مرقد امامزاده على بن الحسین مشهور به على اکبر هم که با پدرش در یک روز به شهادت رسید و در کنار او به خاک سپرده شد، در درون همین ضریح است.[5]
بر پیشانى ضریح امام (ع) این عبارت نوشته شده است:
«انَّ الدّاعى الى حُبِّ آلِ مُحَمَّد الطاهر بن أبِى مُحَمَّد الطاهِر سَیف الدّین نَجْل سَیدنا مُحَمَّد بُرهان الدّین مِنْ بِلاد الْهِند سَنَة خَمْس وَ خَمْسِین وَثَلاثمأة؛ بَعْد الألف 1355 ه-. دعوت کننده به دوستى خاندان پیامبر، سیفالدین طاهر بن ابومحمّد طاهر، نوه سرورمان محمّد برهانالدین از کشور هند، به سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج قمرى».
در جلوى ضریح میدانى است که هیچ کس بدان پا نمىگذارد؛ زیرا مرقد شهیدان کربلا که در صف همراهان امام به پیکار ایستادند و شهید شدند و همه را در یک نقطه و در یک قبر به خاک سپردند، در اینجا واقع است. در ضلع جنوبى این میدان، نردههایى مشبّک از جنس نقره، به طول چهار متر و هشتاد سانتىمتر قرار دارد و این منطقه به «مرقد شهیدان» مشهور است.
همانگونه که از دو متن پیشگفته برمىآید، بر مضجع امام صندوقى است چوبین که عاج نیز در آن به کار بردهاند. روى آن ضریحى مشبک از فولاد مرغوب است و بر روى این ضریح، ضریح دیگرى است که از نقره ساخته شده و لایه بیرونى را تشکیل مىدهد. مشبّک این ضریح، از شش ضلعىهاى متساوى الأضلاع تشکیل شده است. از آنجا که مضجع على اکبر نیز در درون همین ضریح جاى دارد، ضریح امام در قسمت موازى مضجع على اکبر تقریباً به اندازه یک متر بزرگتر است.
بناهاى حرم امام (ع) محدودهاى مستطیل شکل را در برمىگیرد که ضلع شمال- جنوب بیرونى آن 125 متر و ضلع شرق- غرب آن 95 متر است. این محدوده، همه بناهاى حرم مطهّر را در برمىگیرد. صحنى وسیع، همه این بناها را در میان گرفته و بر پیرامون آن نیز دیوارى برپا شده است.
بناى حرم، بنایى کهن و محکم است که با گچ و آجر ساخته شده و تزئینات متنوّعى از جنس کاشى و آینه تا مینا و طلا و نقره، آن را زینت بخشیده است. مساحت حرم امام (ع) به 3850 متر مىرسد و مضجع امام (ع) در وسط این حرم جاى گرفته و بر فراز قسمت اصلى بنا گنبدى بر پایههاى چهارگانه بنا شده که طول و عرض هر کدام 5/ 3 در 5/ 2 متر و ارتفاع این گنبد از سطح زمین 39 متر است. گنبد از نوع گنبدهاى پیازى شکل با ساقهاى نسبتاً بلند است و پنجرههایى با طاقهاى قوسى شکل از این ساقه به درون بنا گشوده مىشود. سرتاسر گنبد، از ساقه تا نوک آن، با طلاى ناب روکش شده و به خوبى ترسیم کننده اوج شکوه و عظمت معمارى اسلامى است.[6]
طول ضریح مطهّر، در بخشى که مرقد امام را در برگرفته، به پنج دهنه (پنجره) و عرض آن نیز به چهار دهنه تقسیم مىشود و هر قسمت 80 سانتىمتر عرض دارد؛ امّا بخشى که مرقد على اکبر (ع) را در میان گرفته، از عرض، تنها یک بخش و از طول شامل دو بخش است. همانگونه که پیشتر اشاره شد، طول مجموع آن قسمت از ضریح که مرقد امام (ع) را دربرگرفته، 5/ 5 و عرض این قسمت 5/ 4 متر است، ولى طول آن قسمت که قبر على اکبر (ع) را در میان مىگیرد 6/ 2 متر و عرض آن 4/ 1 متر است. ارتفاع ضریح 5/ 3 متر است و بر بالاى آن، در چهار گوشه، چهار گویچه طلاست که قطر هر یک به 50 سانتیمتر مىرسد. در کنار این گویچهها ظرفهاى مستطیل شکلى است که طول هر یک به نیم متر مىرسد و زراندود شدهاند.
در زاویه جنوبى ضریح، به فاصله یک و نیم متر تا ضریح على اکبر (ع) ضریح شهیدان کربلا واقع شده و در جلوى مرقد نیز [میان قسمتهاى واقع شده در زیر گنبد و قسمتهاى بیرونى] پنجرهاى از نقره است که پنج بخش، هر بخش با عرض 75 و طول 70 سانتىمتر تشکیل شده و پهناى این پنجره در مجموع 8/ 4 متر است.
نماى درونى گنبد با پوششى از کاشى فراهم آمده که بر آنها نقشهایى زیبا همراه با نوشتههایى دربردارنده نامهاى امامان دوازدهگانه به چشم مىخورد. قسمت ساقه نیز به آیاتى از سوره منافقون زینت یافته و این کتیبهها را چنانکه از تاریخ ثبت شده درآن پیداست، شیخ جواد على به سال 1371 ه-. ق. نوشته است. در نماى داخلى قسمت بالاى گنبد هم کتیبهاى که سوره فجر بر آن نقش بسته، به چشم مىخورد و در فاصله میان کتیبههاى پایین و کتیبه بالاى گنبد (در نماى داخلى) دوازده پنجره قرار گرفته که فاصله هر یک با دیگرى از داخل 25/ 1 متر و فاصله آنها با پنجرههایى که از لایه فوقانى گنبد به بیرون گشوده مىشود، تنها 30 سانتىمتر است. این پنجرهها را سیدجواد حسن آل طعمه، تولیت حرم امام (ع) در سال 1297 ه-. ق. با هدف تهویه هوا گشود.
بنایى که گنبد بر فراز آن قرار گرفته، از چهار ستون تشکیل یافته و این ستونها با طاقهایى قوسى شکل به هم وصل شده و هر یک از چهار طاقى که بدین ترتیب در چهار سو به وجود مىآید، قسمت زیر گنبد را از رواقهاى دیگر جدا مىکند.
سلطان نظام شاه، در دوران حکمرانى بر دَکَنِ هند، فرشهاى حریر بسیار، جواهرهاى ارزشمند و همچنین مقدار زیادى ظرفهاى طلا و چراغدانهاى زیبا به حرم امام (ع) هدیه کرده و همزمان به متولیان و دربانان حرم نیز هدیههاى فراوانى داده بود. او در همان زمان پیکر طاهر شاه را نیز از هند براى خاکسپارى در حرم امام حسین (ع) به کربلا فرستاد. وى در حرم به خاک سپرده شد و از همان دوره تاکنون پیوسته حکمرانان هند هدایایى براى حرم امام (ع) فرستادهاند.
شاه اسماعیل صفوى نیز در دوران حکمرانى فرمان داد تا صندوقى از خاتم بسازند و بر روى قبر بگذارند. او همچنین رواقهاى حرم را با قالىهاى گرانبهاى ایرانى پوشاند و دوازده چراغدان از طلاى خالص به حرم هدیه کرد.
شاه عباس در سال 1032 ه-. ق. به زیارت کربلا آمد و فرمان داد تا ضریحى از مس براى قبر امام بسازند و گنبد را از بیرون نوسازى و از درون نیز با کاشى و مرقعهاى زیبا زینت دهند. او همچنین اموال فراوانى در اختیار متولیان و دربانان حرم قرار داد. صندوقى که وى بر قبر نهاده بود تا سال 1357 باقى بود و در این سال، صندوقى شیشهاى جایگزین آن شد.
در سال 1232 فتحعلى شاه قاجار فرمان داد تا بر روى ضریح مسى که شاه عباس ساخته بود، ضریحى نقرهاى بسازند و صندوق خاتمى را هم که وى بر قبر نهاده بود، با چوب ساج روکش کنند. سید عبدالصالح آل طعمه، تولیت حرم مطهّر امام حسین (ع) به نگارنده کتاب گفته است:
آنگونه که بر پنجره جلوى درِ ضریح نوشته است، صندوق خاتمى که بر مرقد امام است، از سوى شاه طهماسب صفوى و در سال 1123 قمرى به حرم هدیه شده است. این صندوق در حمله وهابیان در سال 1216 آسیب دید و مقدارى از آن سوخت، امّا در سال 1225 و در دوران حکومت قاجار بازسازى شد. روى صندوق چنین نوشته شده است: «بعد تکسیر اعداء الله فى سنة 1216 ه-. قام بتجدیده خان القاجار سنة 1225 ه-. کتبه صالح الکلکاوى» ...[7] سید محمد فولادزرى مبلغ 1500 دینار به بازسازى و نوسازى بخشهاى سوخته صندوق ضریح داخلى و همچنین نصب صفحههاى شیشهاى در داخل چارچوبهایى که از چوب ساجِ زیور یافته ساخته شده بود، اختصاص داد. در پى این بازسازى، جشن بزرگى در حرم امام حسین (ع) بر پا شد و ملک فیصل دوم در جریان بازدید از کربلا، که به سال 1947 میلادى انجام گرفت، در این جشن شرکت جست و از این اثر هنرى بدیع پردهبردارى کرد.
در سال 1206 ه-. ق. شاهزاده محمد بن محمد حسین بن فتح على فرمان داد تا گنبد مبارک حرم امام حسین (ع) را طلاپوش کنند و این کار به فرمان او انجام گرفت.
رونلدسن مىگوید:
ضریح امام حسین (ع) در زیر گنبد طلا قرار دارد و مشتمل بر دو ضریح بیرونى و داخلى است و ضریح بیرونى از نقره ساخته شده و ناصرالدین شاه آن را به حرم اهدا کرده و نام او هم بر این ضریح منقوش است. بر در ضریح بیرونى، پنجره نقرهاى زیبایى است که بر بالاى آن نوشته شده: «
قالَ رَسُولُ الله: الحَسَنُ وَالحُسَیْن سَیِّدا شَبابِ أهلِ الْجَنَّة وَأبُوهُما خَیْرٌ مِنْهُما
.»[8]
در سال 1358 ه-. ق. سلطان سیفالدین طاهر، داعى اسماعیلى، کربلا را زیارت کرد و به ضریح امام (ع) پنجرهاى نقرهاى که در هند ساخته شده بود اهدا نمود.
به هر روى، ضریح مطهر امام حسین (ع) زیارتگاهى براى مسلمانان و نقطه امید و آرزوى شیعیان و جلوهگاهى از تمدن و میراث فرهنگى شیعه است که به واسطه جایگاه بلند و انکار ناشدنىاش، هماره مورد توجه بوده است؛ چنانکه شاعران و سخنوران در عرصه ادب عربى و فارسى شعرها در وصف ضریح گفته و جلوههایى از جمال و شکوه آن بارگاه را به قالب نظم و شعر درآوردهاند. از آن جمله چند بیت زیبا و بدیع از مهیار دیلمى است که بدین معنا سروده است:
گویا ضریح تو گلى است بهارى که باد پاییز بر آن وزیده است. این بوى توست که زائران با خود مىآورند یا این مشک است که به خاک و تربت تو در آمیخته است.
دعبل خزاعى در شعرى گوید:
هیچ باغ و بوستانى نیست که آرزو نکند اى کاش مضجع تو باشد و پیکر تو را بر دامن گیرد.
ابوبکر آلوسى در دو بیت دیگر گوید:
سر حسین (ع) را در خاور و باخترِ زمین مجویید. همه آن جاىها را وانهید و به سوى من آیید که آرامگاه او در قلب من است.
در حرم امام (ع) نوشتهها و لوحهایى خوشمنظر و خیره کننده به چشم مىخورد که در و دیوار و سقف حرم را آراسته است. در بالاى ستونى که در میان ضلع جنوبى پنجره فولاد، پیش روى مبارک قرار دارد، این عبارت به چشم مىخورد: «
مَنْ بَکی وَتَباکی عَلَى الْحُسَیْن فَلَهُ الْجَنَّة، صَدَقَ الله وَرَسُولُه. سنة 1715 ه-».[9]
در مقابل چهار گوشه قبر شریف عبارت زیر دیده مىشود: «واقفة الموفق بتوفیقات الدارین ابن محمدتقى خان الیزدى محمد حسین، سنة 1222 ه-».[10]
در ایوان بیرونى دیوار رواق غربى که مقابل پنجره فولاد است، بر بالاى پنجره و بر روى کاشى این عبارت منقوش است: «عمل أوسته احمد المعمار 1296 ه».[11]
بر بالاى مقبره شمالى، که مقابل ضریح امام (ع) است، پنجرهاى است که بر آن این عبارت دیده مىشود:
«إنّه بمباشرة الحاج عبدالله بن القوام عَلى نَفَقة الحاج محمد صادق التاجر الشیرازى الاصفهانى الأصل قد قام بتکمیل تعمیر سرداب الصحن الحسینى وتطبیق الأروقة الثلاثة الشرقى والشمالى والغربى بالکاشى فى سنة ألف ثلثمأة الهجریه».
گنجینه حرم در سمت شمال آن واقع است که جواهرات و نفایس و آثار ارزشمند بىشمارى را در خود جاى داده که در قرنهاى متمادى، شاهان و فرمانروایان و خسروان سرزمینهاى اسلامى هدیه کردهاند.
کتابخانه حرم مطهّر در سمت شرق آستانه حرم قرار گرفته و چندین قرآن خطّى نفیس در آن نگهدارى مىشود.
[1] . ر. ک: تاریخ مرقد الحسین و العباس»، ص 87.
[2] . رحله ابن بطوطه( تحفة النظار)، ص 215.
[3] . عباس مکی، نزهة الجلیس ومنیه الأدیب الأنیس، ج 1، ص 134.
[4] . رحلات عبدالوهاب عزام، قاهره، 1929 م، ص 59 و 60.
[5] . سید عبدالرزاق حسینی، العراق قدیماً و حدیثاً، چاپ ششم، ص 129.
[6] . رونالدسن، عقیدة الشیعه، بیروت، 1990، ص 111.
[7] . پس از آنکه دشمنان خدا در سال 1216 ق این صندوق را شکستند، شاه قاجار به سال 1225 ق آن را نوسازى کرد. صالح کلکاوى این متن را نوشت.
[8] . رسول خدا( ص) فرمود:« حسن و حسین سرور جوانان بهشتند و پدرشان از آنان برتر است».
[9] . هر کس بر حسین بگرید یا خویش را گریان نماید، بهشت براى اوست. خداى و رسولش راست گفتند. سال 1185 ق.
[10] . جاى ایستادن آن که موفق به توفیقات دو سراى بود؛ محمد حسینخان یزدى، پسر محمد تقى. سال 1222 ه-. ق.
[11] . کار استاد احمد معمار. سال 1296 ه- ق.