فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

آسیب شناسی زیارت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
مقدمه‏
زیارت در فرهنگ اسلام از جایگاه مهم و ویژه ‏اى برخوردار است که قرآن کریم و روایات و سیره معصومان (ع) بر آن تاکید دارد. از این رو یکى از سنت‏هاى دیرینه و حسنه در اسلام «زیارت» به‏ویژه در میان شیعیان است.
استقبال مردم از اماکن زیارتى در تمامى ادیان الهى و آسمانى و نیز اشتیاق مسلمانان به زیارت بزرگان دینى و مزارهاى مقدس آنان بر کسى پوشیده نیست. تجلّى این علاقه و اشتیاق را در زیارت میلیونى مردمى از نقاط گوناگون جهان در اماکن زیارتى مى‏توان دید؛ به طورى که تنها از میان ایرانیان سالانه میلیون‏ها زائر به مکان‏هاى زیارتى مانند: خانه خدا و مرقد نورانى پیامبر (ص) و امامان بقیع (ع) در کشور عربستان و عتبات عالیات در کشور عراق و حرم امام رضا (ع) در مشهد و حرم کریمه اهل بیت حضرت معصومه (س) در قم و امام‏زادگان جلیل‏ القدر در نقاط مختلف ایران و نقاط جهان سفر مى ‏کنند.
بى ‏تردید زیارت برکات و دستاوردهاى فراوان و گوناگونى دارد که پیروان راستین مکتب اسلام از آن بهره ‏مندند؛ اما نکته ‏اى که در این سنت حسنه باید مورد توجه قرار گیرد، آفت‏ها و آسیب‏ هایى است که در مسیر انجام زیارت پدید آمده و زائران را از هدف اصلى زیارت بازمى‏دارد.
نبودن برنامه‏اى حساب شده و متناسب توسط دست ‏اندارکاران بعضى از اماکن زیارتى و غفلت برخى از زائران در این زمینه، آفت‏ها و آسیب‏هایى را در پى داشته که در این مقاله به برخى از مهم‏ترین آنها مى ‏پردازیم.

عدم رعایت ادب حضور

زیارت اماکن نورانى و مقدس انبیا و اولیاى الهى آدابى دارد که به عنوان «آداب زیارت» در کتاب‏هاى مزار آمده است. زائر هنگام زیارت باید ادب حضور در پیشگاه آن بزرگواران را در نظر گرفته و با قلبى آماده و دلى آکنده از صدق و صفا با آنان ارتباط برقرار کند. در زبان عامه، مردم چنین مى ‏گویند: «زیارت پول حلال مى‏خواهد و قلب صاف!» اگر قلب زائر متوجه دیگرى باشد و بدون توجه به درگاه بارى تعالى به زیارت بپردازد، عین بى‏ادبى است و چنین زیارتى موجب قرب و ارتباط معنوى نخواهد شد.
ادب اقتضا مى‏کند شخصى که بار سفر بسته و عزم خویش را جزم نموده تا بزرگوارى را زیارت کند، در تمام مراحل این سفر، خود را در محضر آن محبوب دانسته و در جوار وى همت و تلاش بر این داشته باشد که از نورانیت و جذابیت آن مرقد نورانى بیشترین بهره را برده و آن وجود مقدس را ناظر بر رفتارش بداند و از آنچه موجب سرگرمى‏هاى غفلت‏آور است و او را از هدف اصلى بازمى‏دارد، بپرهیزد. عارف بزرگوار میرزا جواد ملکى تبریزیمى‏فرماید:
چیزى که براى همگان قابل رؤیت مى‏باشد، این است که بیشتر مردم در عبادات و کارهاى آخرت و حتى در ایمان و اخلاق خود به شکل ظاهرى آن چسبیده، ولى در امور دنیایى علاوه بر انجام دادن شکل ظاهرى، براى به دست آوردن حقیقت و واقعیت آن، دقت زیادى به خرج مى‏دهند. براى مثال بیشتر مردم فقط شکل نماز را به وجود آورده و براى تکمیل ظاهر آن کوشش مى‏کنند، ولى در پى به دست آوردن روح آن نیستند. مهم‏ترین چیزى که باعث از بین رفتن دین و آخرت انسان شده و او را به سوى دنیا کشیده و باعث حاکمیت هواى نفس بر انسان مى‏شود، همین امر است.
هر کدام از کارها و اذکار نماز که از اجزا یا شرایط نماز هستند، از طهارت و تکبیر گرفته تا سلام دادن و خواندن تعقیبات نماز، همگى داراى شکل و روح مى‏باشند، اما مردم شکل ظاهرى نماز را یاد گرفته و براى درست کردن تقلید و آموختن نماز خیلى تلاش کرده و در این موارد احتیاط مى‏کنند. حتى درباره میزان معلومات و تقواى مراجع تقلید تحقیق کرده و در این باره با یکدیگر بحث مى‏کنند. به جهت فهمیدن مطالب رساله‏هاى علمیه دقت کرده و درباره آن با یکدیگر بحث مى‏کنند. درباره پاک بودن آب و پاک کردن اعضاى بدن زیاده‏روى کرده و براى رساندن آب به‏ اعضاى وضو به اندازه‏اى تلاش مى‏کنند که شرع از آنان نخواسته و حتى به صراحت آن را نهى کرده است و همین‏طور در مورد پاک بودن مکان و لباس نماز. هنگام نماز و گفتن ذکر، به اندازه‏اى در اداى حروف از مخارج دقت کرده و زیاده‏روى مى‏کنند که در نهایت آن را غلط مى‏خوانند! اما گویا اصلا دستورى ندارند که اعضاى بدن خود را از گناهان و دل را از اخلاق رذیله، نفاس و دوستى غیر خدا و به یاد غیرخدا بودن پاک کنند که به این امور نمى‏پردازند!
اما مردم در امور دنیوى چنین نبوده و تمام تلاش خود را براى به دست آوردن چیزهاى حقیقى به کار مى‏گیرند. براى مثال، کسى که حلوا مى‏دهد، نمى‏تواند با شکل یا کلمه حلوا خود را راضى کند و اگر یکى از اجزاى آن به حد کافى در آن نباشد، نام حلوا را از روى آن برداشته و مى‏گوید: این حلوا نیست. همین‏طور در سایر چیزها و امور دنیا تاکنون کسى را ندیده‏ام که در امور دنیایى به شکل ظاهر اکتفا کند. اگر همه مردم چنین نباشند، بیشتر مردم، در اغلب امور آخرت، فقط شکل ظاهر را به وجود آورده و انتظار دارند که شکل و ظاهر، اثر روح را داشته باشد که [البته‏] به آن نمى‏رسند ...
در یک کلام، ما در امور دینى و آخرتى گرفتار سهل‏انگارى شده و خود را با ظواهر راضى نموده و در انجام این امور کوتاهى مى‏کنیم. البته باید در نظر داشت که اگر مى‏گوییم باید ماهیات و معانى را به وجود آورد و از اکتفا به ظاهر پرهیز کرد، منظور این نیست که باید به شکل ظاهر بى‏اعتنا باشیم؛ بلکه باید هم جلوه ظاهرى را ایجاد کرد و هم معنا و باطن را؛ همان‏گونه که خداوند از ما خواسته و رسول خدا (ص) انجام مى‏داد؛ زیرا شکل و ظاهر نیز بسیار مهم است. اگر کسى مانند صوفى‏ها، اصلا جلوه بیرونى و شکل ظاهرى را رعایت نکند، خود و دیگران را گمراه نموده و با این عمل از دین خارج مى‏شود.[1]
هدف زیارت این نیست که انسان حضور جسمى در بارگاه عزیز و بزرگوارى داشته باشد، اما قلب و روح او غایب باشد و به دیوارها و گچ‏برى‏ها و کاشى‏کارى‏ها و چراغ‏ها و مانند آنها سرگرم شود و خود را از کسب فیض از محضر آن بزرگواران محروم کند. در روایتى چنین وارد شده است:
عَنِ الحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضا (ع) یَقُولُ إنَّ لِکُلِّ إمَامٍ عَهداً فِی عُنُقِ أوْلِیَائِهِ وَشِیعَتِهِ وإنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهدِ وَحُسْنِ الْأدَاءِ زِیَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِی زِیَارَتِهِمْ وَتَصْدِیقاً بِمَا رَغِبُوا فِیهِ کَانَ أئِمَّتُهُمْ شُفَعَاهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛
حسن بن على وشّا گوید: از امام رضا (ع) شنیدم که فرمود: براى هر امامى بر گردن دوستان و پیروانش عهد و پیمانى است؛ وفاى به آن پیمان هنگامى کامل مى‏گردد و به نیکى ادا مى‏شود که به زیارت مرقدش برود. از این رو هر کس مزار امامان را با شوق درونى و میل باطنى زیارت کند و به آنچه خواست آنان است، گواهى دهد، آن بزرگواران در روز قیامت شفیعش خواهند بود.[2]

عدم آگاهى و بصیرت‏

یکى از مبانى مهم تعلیم و تربیت در اسلام، محبت است؛ به طورى که قرآن کریم مهم‏ترین محور فضایل اخلاقى را محبت مى‏شمرد. نقش محبت آن‏قدر مهم و کارساز است که امام صادق (ع) مى‏فرماید:
إِنَّ اللهَ عَزَّوجلَّ أدَّبَ نَبِیَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ وَإنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ؛
خداى بزرگ پیامبرش را با محبت خود تأدیب و تربیت کرد، آن‏گاه به او فرمود: همانا تو داراى اخلاق برجسته‏اى هستى.[3]
چون زیارت جلوه‏گاه محبت و دوستى با اهل بیت عصمت و طهارت است، به گونه‏اى که زائر عمق محبت و مودت خویش را نسبت به آن بزرگواران ابراز مى‏نماید، از این رو با توسل به آنان همسویى و همراهى با ایشان و دورى از دشمنانشان را آشکار نموده و «تولّى» و «تبرّى» را به نمایش مى‏گذارد. اما این مهم هنگامى به دست مى‏آید که با معرفت و شناخت انجام گیرد. شناخت زائر نسبت به حق و مقام زیارت شونده، هر چه عمیق‏تر و بیشتر باشد، محبت و علاقه به آنان افزون‏تر خواهد بود. در برخى از دعاها چنین آمده است:
اللَّهُمَّ عَرَّفْنِی نَفْسَکَ فإنَّکَ إنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أعْرِفْ نَبِیِّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فإنَّکَ إنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرَّفْنِی حُجَّتَکَ فإنَّکَ إنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛ خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر نشناسانى، پیامبرت را نخواهم شناخت. خدایا! پیامبرت را به من بشناسان که اگر نشناسانى، حجت تو را نخواهم شناخت. خدایا! حجت خود را به من بشناسان که اگر نشناسانى، در دین خویش به گمراهى خواهم افتاد.[4]
بهره‏ورى از معنویات و راز و نیاز راستین و قرار گرفتن در جذبه محبوب و نوشیدن جرعه‏هاى روح‏بخش از سرچشمه پرفیض امام و انسان کامل، هنگامى براى به انسان حاصل مى‏شود که این ویژگى‏ها با شناخت صحیح و معرفت همراه باشد. هنگامى که زائر از چنین معرفتى محروم مانده و در غفلت و فراموشى به‏سر برد، از فضیلت‏ها و مکارم اخلاقى نیز محروم خواهد ماند.
آرى، عدم شناخت و بصیرت نداشتن نسبت به ساحت مقدس معصومان (ع) میان آدمى و آنان فاصله انداخته و توفیق الگو گرفتن از آنان را سلب مى‏کند. انسان وقتى امام معصوم را به چشم حجت خدا بنگرد و از عمق جان به او ارادت داشته باشد و از سوى خداوند اطاعتش را لازم بداند، دستوراتش را در ابعاد گوناگون زندگى اطاعت کرده و پاى‏بندى به آنها را نشان خواهد داد.
آگاهى و میزان معرفت زائر در این زمینه اهمیت فراوان دارد و اگر انسان، آگاه به حق زیارت شونده باشد، بى‏شک در پیشگاه پروردگار منزلت والایى به دست خواهد آورد. در برخى از روایات به این موضوع سفارش شده است. براى نمونه در حدیثى چنین مى‏خوانیم:
قال ابوعبدالله (ع) مَنْ أتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ (ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ کَتَبَ الله لَهُ أجْرَ مَنْ أعْتَقَ ألْفَ نَسَمَةٍ وَکَمَنْ حَمَلَ عَلَى ألْفِ فَرَسٍ مُسْرَجَةٍ مُلْجَمَةٍ فِی سَبِیلِ الله؛
امام صادق (ع) فرمود: هر کس به زیارت قبر امام حسین (ع) برود و حق او را بشناسد، خداوند پاداش کسى را به او مى‏دهد که هزار برده را آزاد کرده باشد و مانند کسى است که هزار اسب زین شده و لگام زده را در راه خدا گسیل دارد.[5]
و فرمود:
مَنْ أتَى قَبْرَ أبِی عبد الله (ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَمَا تَأخَّرَ؛
کسى که به زیارت قبر امام حسین (ع) برود و آشناى به حق او باشد، خداوند گناهان گذشته و تازه‏اش را مى‏آمرزد.[6]
معرفت و آگاهى نه تنها شرط کمال در زیارت پیامبر و امامان معصوم است، بلکه درباره زیارت خانه خدا و طواف کعبه نیز چنین آمده است:
عَنْ إبراهیم التَّیْمِی قَالَ کُنْتُ أطُوفُ بِالْبَیْتِ الْحَرَامِ فاعْتَمَدَ عَلَیَّ أبُوعَبْدِالله (ع) فَقَالَ ألَا أخْبِرُکَ یا إبْراهیم ما لکَ فی طَوَافِکَ هذا؟ قال قُلْتُ بلی جُعِلْتُ فِدَاکَ، قال مَنْ جاءَ إلَى هذا الْبَیْتِ عارِفاً بهِ أسْبُوعاً وَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ فی إبراهیم (ع) کَتَبَ الله لَهُ عَشَرَةَ آلَافِ حَسَنَةٍ وَرَفَعَ لَهُ عَشَرَةَ آلافِ دَرَجَة الْخَبَر؛
ابراهیم تیمى گوید: در حال طواف کعبه بودم که امام صادق (ع) به من تکیه داد و فرمود: اى ابراهیم! آیا تو را از فضیلت این طوافى که انجام مى‏دهى آگاه سازم؟ عرض کردم: آرى، فدایت شوم! فرمود: هر کس به سوى این خانه بیاید، در حالى که عارف به حق آن باشد، آن‏گاه هفت دور طواف کند و پس از آن دو رکعت نماز در مقام ابراهیم (ع) بگزارد، خداوند ده هزار حسنه براى او مى‏نویسد و ده هزار درجه وى را بالا مى‏برد ....[7]
به هر روى، زائر باید به این بیندیشد که کیست و زیارت شونده کیست؟ این مزار کجاست و چه آدابى را رعایت کند و چه رهاوردى براى او دارد؟
زائر با معرفت در جوار پاک اسوه‏هاى تقوا و فضیلت مى‏تواند خاک وجود خویش را کیمیا و مس درون را به طلاى ناب تبدیل کند. بسیارى بوده‏اند که با کوله‏بارى از گناه و عصیان به زیارت خانه خدا یا بارگاه نورانى معصومان رفته‏ و با توجهى خالصانه و تضرعى صادقانه، سوزى از درون نشان داده و درخواست رهایى از تاریکى جهل و گناه نموده‏اند؛ پس خواسته آنان برآورده شده، تحولى عمیق در وجود آنان پدید آمده و آن زیارت چون آتشى سوزان تمام ناخالصى‏هاى آنان را سوزانده و مانند چشمه‏اى زلال، گناهانشان را شسته و به سرچشمه نور و صفا متصل کرده است.

تظاهر و ریاکارى‏

زیارت، حضور در محضر بندگان صالح و شایسته خداست که با اخلاص به درگاه ربوبى روى آورده‏اند و بندگى خداوند شاخص‏ترین ارزش وجودى آنان است. مگر نه این است که در تشهد نماز، به برترین انسان جهان آفرینش و افضل انبیاى الهى و آخرین سفیر خداوند چنین مى‏گوییم: «و اشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله»؛ گواهى مى‏دهم که محمد بنده خدا و رسول اوست. ازاین‏رو باید توجه داشت که آن‏چه موجب نزدیکى آنان به خداوند متعال است، همان بندگى و اخلاصشان بوده و این امر بسیار مورد عنایت مکتب اسلام است و در منابع اسلامى تأکید فراوان بر آن شده است.
در نقطه مقابل اخلاص، «ریا» قرار دارد که به شدت نکوهش شده است. ریا به معناى انجام کارى در برابر دیدگان مردم است تا به او گمان نیک پیدا کنند. این کار در اسلام ممنوع و حرام شمرده شده و قرآن کریم در آیات متعددى آن را نکوهش نموده است. در برخى از این آیات به آثار ریا در باطل کردن انفاق یا صدقات اشاره نموده است:
إِنَّ الْمُنافِقِینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا کُسالى‏ یُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا[8]؛ منافقان مى‏خواهند خدا را فریب دهند، درحالى‏که خدا فریب‏دهنده آنان است و چون به نماز برمى‏خیزند، براى مردم خودنمایى مى‏کنند و خدا را جز اندکى یاد نمى‏کنند.
در نظر فقیهان نیز ریا در عبادت، موجب بطلان عبادت است و نیز هر کارى که در آن قصد قربت شرط شده باشد، ریا آن را باطل مى‏کند. بنابراین در تمام کارها به‏ویژه کارهاى عبادى باید موضوع اخلاص مورد توجه باشد تا نتیجه‏اى الهى در پى آورد. جاى بسى تأسف است که برخى افراد براى تظاهر و چشم و هم‏چشمى و ریاکارانه به زیارت خانه خدا و مراقد نورانى پیامبر و اهل‏بیت پاکش مى‏روند و تمام زحمت خود را بر باد مى‏دهند! آنان تنها به این مى‏اندیشند که چون فلان شخص از خویشان یا آشنایان به مکه رفته و او را حاجى صدا مى‏زنند، من نیز باید به این سفر بروم تا مانند او مرا حاجى صدا کنند!

عدم توجه به اولویت‏هاى دینى‏

از دیگر آسیب‏هاى مهم زیارت این است که برخى به هنگام زیارت، به اولویت‏هاى دینى و مراتب مطلوبیت امور توجه جدى ندارد؛ گرچه این آسیب در ابعاد دیگر زندگى نیز به چشم مى‏خورد که خود جاى تامل و بررسى دارد.
کارشناسان مسائل دینى و فقیهان بزرگ، احکام دینى را به پنج گونه تقسیم کرده‏اند:
اول: واجب (کارى که باید انجام شود و ترک آن عقاب دارد.)؛
دوم: حرام (کارى که باید ترک شود و انجام آن عقاب دارد.)؛
سوم: مستحب (کارى که انجام آن ثواب دارد، اما مى‏توان آن را ترک نمود.)؛
چهارم: مکروه (کارى که ترک آن بهتر است، اما مى‏توان آن را انجام داد.)؛
پنجم: مباح (کارى که انجام و ترک آن مساوى است.)؛
بدیهى است که مهم، انجام واجبات و ترک محرمات است و گام اصلى از دیدگاه بزرگان و عارفان واقعى در مسیر رشد معنوى انسان، توجه به این دو مى‏باشد. مرجع فقید و بزرگوار حضرت آیه‏الله بهجت در فرازى از سخنان خود درباره عمل به وظیفه مى‏فرماید:
حضرت ولى عصر (عج) تکیه‏گاه مردم است و کسانى که تکیه‏گاهشان امام باشد، کوه ایمانند ... نوکرهاى امام زمان باید به وظیفه خویش عمل کنند و توسلات را هم داشته باشند.
نیز مى‏فرماید: اگر بفرمایید: به آن حضرت دسترسى نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستید. او به همین امر از ما راضى است. ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.
معنویت واقعى آن است که آدمى واجبات دینى را انجام داده و از محرمات بپرهیزد و در مرحله دوم به انجام مستحبات و ترک مکروهات پایبند باشد که آن نیز در جاى خود باارزش است. اما این درست نیست که انسان، واجبى را فداى یک مستحب کند یا این‏که حرامى را فداى مکروه نماید. ازاین‏رو هر جا انسان بر سر دو راهى قرار گیرد و چاره‏اى جز این نداشته باشد که یکى از آن دو را برگزیند، همیشه باید مستحب را فداى واجب و مکروه را فداى حرام بنماید و پیوسته باید مهم را به پاى مهم‏تر قربانى نمود، نه عکس آن.
اکنون باید گفت: زیارت به‏طور طبیعى یک امر مستحب است، اما انجام آن نباید حساسیت انسان به ترک حرام را کمرنگ کند یا گمان برد که زیارت، گناه او را جبران مى‏کند! بلکه در یک زیارت صحیح و سازنده، آدمى باید از گناهان خود توبه و استغفار نماید؛ به‏ویژه در زیارت مرقد نورانى پیامبر اکرم (ص) که استغفار و طلب آمرزش در آن‏جا که مورد سفارش قرآن کریم و اولیاى الهى است:
... وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً[9]؛ و اگر ایشان هنگامى که به خود ستم کردند، نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏نمودند و پیامبر هم براى آنان استغفار مى‏نمود، خدا را توبه‏پذیر و مهربان مى‏یافتند.
این آیه پرجاذبه‏ترین آیه‏اى است که امت مسلمانان را به زیارت مرقد نورانى پیامبر بزرگوار اسلام دعوت نموده و عالمان شیعه و سنى به آن تمسک نموده‏اند.
برخى امور نامطلوب و معصیت‏آلود در زیارت‏
الف) گاهى بر اثر کثرت جمعیت در اماکن زیارتى، اختلاط زن و مرد به چشم مى‏خورد و حریم‏ها رعایت نمى‏شود؛ با این‏که همه مى‏دانیم چنین وضعى از نظر دینى مطلوب نیست. مرحوم محدث قمى در کتاب معروف خود مى‏گوید:
شیخ شهید ما فرمود: هنگامى که زنان مى‏خواهند به زیارت بروند، باید خود را از مردان جدا کنند و تنها زیارت نمایند و اگر هنگام شب زیارت کنند، بهتر است و باید وضع لباس خود را تغییر دهند و لباس خوب و عالى را به لباس پست بدل کنند که شناخته نشوند ...
ایشان پس از نقل کلام شهید چنین آورده است:
از این کلمات معلوم مى‏شود شدت قبح و زشتى آن‏چه که امروزه عادى شده است که بانوان به نام رفتن به زیارت خود را آرایش نموده، با لباس‏هاى نفیس از خانه‏ها بیرون مى‏آیند و در حرم‏هاى مطهر براى مردان مزاحمت ایجاد نموده و فشار به بدن مردان داده یا خود را به ضریح چسبانده یا در طرف قبله روبه‏روى مردان نشسته و به خواندن زیارت مشغول مى‏شوند و حواس مردم را پریشان نموده، بندگان و زائران و نمازگزاران و اهل دعا و توسل را از کارشان باز مى‏دارند و از کسانى مى‏شوند که دیگران را از راه خدا بازمى‏دارند و در حقیقت این‏گونه زیارتِ زنان، از منکرات دینى به‏شمار مى‏آید، نه از عبادات و موجبات تقرب به خداوند بزرگ.
سپس این حدیث را از امام صادق (ع) آورده است:
عَنْ أبِى عَبْدِ اللهِ (ع) قالَ قالَ على (ع) یا أهلَ الْعِراقِ نُبِّئتُ أنَّ نِسَاءَکُمْ یوَافِینَ الرِّجَالَ فِى الطَّرِیقِ أمَا تَسْتَحْیونَ وَقالَ لَعَنَ اللهُ مَنْ لَا یغَارُ[10]؛ حضرت على (ع) فرمود: اى مردم عراق! به من خبر رسیده که زنان شما در بین راه با مردان برخورد نموده و آنان را کنار مى‏زنند. آیا شرم نمى‏کنید؟! آن‏گاه فرمود: خدا لعنت کند کسى را که غیرت ندارد.[11]
ب) رفتن بانوان به زیارت اماکن زیارتى بدون اجازه همسر را همه فقیهان و کارشناسان اسلامى غیر جایز دانسته‏اند و حتى رفتن بانوان به مقدس‏ترین مکان زیارتى یعنى خانه خدا و سفر حج مستحب را بدون اجازه همسر جایز نمى‏دانند.
نیز اهمیت صله رحم در اسلام بر کسى پوشیده نیست، اما با این وصف نظر کارشناسان مسایل فقهى و دینى را در ذیل ملاحظه نمایید:
پرسش: اگر شوهرى همسرش را از صله رحم- به‏ویژه دیدار والدین- منع کند، تکلیف چیست؟ آیا مى‏تواند بدون اجازه او به دیدن آنان برود؟
پاسخ همه مراجع: خیر، نمى‏تواند بدون اجازه شوهر به دیدار آنان برود و صله رحم منحصر به رفت و آمد نیست؛ بلکه با احوال‏پرسى و پیغام فرستادن از طریق تلفن، نامه و مانند آن نیز محقق مى‏شود.[12]
پرسش: آیا حضور در مراسم مذهبى (مثل نماز جمعه و راه‏پیمایى) نیاز به اجازه شوهر دارد؟
پاسخ مراجع (به جز تبریزى و مکارم): آرى، باید با اجازه شوهر باشد. آیات عظام تبریزى و مکارم: بنا بر احتیاط واجب باید با اجازه شوهر باشد.[13]
ج) در زیارت خانه خدا که فرموده‏اند دست زدن به حجرالاسود یا بوسیدن آن مستحب است و ارزش ویژه‏اى دارد، نکته‏اى که بانوان باید رعایت کنند این است که هنگام ازدحام جمعیت و هجوم افراد براى رسیدن به حجرالاسود و دست زدن به آن، از رفتن به سوى آن خوددارى کنند؛ زیرا اوّلًا: طبق بعضى از روایات، استحباب چهار چیز در مناسک حج از بانوان برداشته شده است:
عَنْ أبِی عَبْدِ اللهِ (ع) قَالَ إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جلَّ وَضَعَ عَنِ النِّسَاءِ أرْبَعاً الْإجْهَارَ بِالتَّلْبِیَةِ وَالسَّعْیَ بَیْنَ الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ یعنِی الْهَرْوَلَةَ وَدُخُولَ الْکَعْبَةِ واسْتِلَامَ الْحَجَرِ الأسْوَدِ؛
امام صادق (ع) فرمود: خداوند با عزت و جلالت چهار چیز را از بانوان برداشته است: بلند گفتن تلبیه (لبیک‏ها)، هروله در سعى بین صفا و مروه، داخل شدن در خانه کعبه واستلام حجرالاسود.[14]
ثانیاً: این درست نیست که براى یک مستحب، حریم زن و مرد رعایت نشود و گناهى صورت پذیرد.
نکته‏اى هم که مردان باید در نظر داشته باشند این است که انجام این امر مستحب نباید موجب آزار و اذیت دیگر زائران خانه خدا گردد- که به‏طور معمول به‏ویژه در فصل حج چنین است!- اگر چنین شد، ارزش معنوى خود را از دست مى‏دهد. در حدیثى چنین مى‏خوانیم:
«عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قالَ کَانَ بِمَکَّة رَجُلٌ مَوْلًى أمَیَّةَ یُقَالُ لَهُ ابْنُ أبِی عَوَانَةَ ... وَإنَّهُ أتَى أبَا عَبْدِ الله 7 وَهُوَ فِی الطَّوافِ فَقالَ یَا أبَا عبدِ اللهِ مَا تقُولُ فی اسْتِلَام الْحَجَرِ؟ فقالَ: اسْتَلَمَهُ رَسُولُ اللهِ 9 فَقالَ له: ما أرَاکَ اسْتَلَمْتَهُ قالَ: أکْرَهُ أنْ أوذِیَ ضَعیفاً أوْ أتَأذَّی قالَ فقالَ قَدْ زَعَمْتَ أنَّ رسولَ اللهِ 9 اسْتَلَمَهُ قَالَ نَعَمْ وَلَکِنْ کَانَ رَسُولُ‏الله 9 إِذَا رَأوْهُ عَرَفُوا لَهُ حَقَّهُ وَأنَا فَلا یَعْرِفُونَ لی حَقِّی.[15]
حماد بن عثمان گوید: در مکه، مردى از غلامان بنى‏امیه به نام ابن ابى‏عوانه مى‏زیست. یک روز که امام صادق (ع) مشغول طواف بود، عرض کرد: یا ابا عبدالله! در مورد بوسیدن حجرالاسود چه مى‏فرمایید؟ حضرت فرمود: پیامبر اکرم (ص) آن را بوسیده است. گفت: من ندیدم شما ببوسید. فرمود: دوست نمى‏دارم که ناتوانى را اذیت کنم یا خودم بر اثر ازدحام جمعیت اذیت شوم. عرض کرد: شما که مى‏فرمایید پیامبر اکرم (ص) آن را مى‏بوسید؟ فرمود: بلى، اما وقتى مردم چشمشان به پیامبر (ص) مى‏افتاد، به او احترام گذاشته و مراعات حق آن جناب را مى‏کردند، ولى (در حال حاضر) مردم حق مرا نمى‏شناسند.

استفاده ابزارى از زیارت‏

از دیگر آسیب‏ها و آفات زیارت، استفاده ابزارى از آن مى‏باشد. در ذیل به نمونه‏هایى از این استفاده‏هاى ابزارى اشاره مى‏کنیم:
الف) تبلیغ و ترویج روایت‏هاى ساختگى و فاقد سند معتبر درباره بعضى از زیارتگاه‏ها و ثواب زیارت آن‏جا که گاه موجب تزلزل در اعتقادات افراد مى‏شود. این امر، به وسیله نصب تابلوهاى گوناگون در منظر زائران و نشر جزوه‏ها و کتاب‏هاى گوناگون، صورت مى‏پذیرد، بدون آن‏که بررسى لازم درباره آن انجام شده و مورد تأیید صاحب‏نظران و کارشناسان دینى قرار گیرد.
ب) تبلیغ و تأکید بر برخى خواب‏هاى اثرگذار که مبناى قداست و ارزش‏گذارى یک مکان زیارتى و شخص مدفون در آن‏جاست؛ درحالى‏که معلوم نیست اصل و ریشه خواب از کجا نشأت گرفته و بر فرض صحیح بودن، تا چه حد اعتبار دارد. این موضوع در بعضى از اماکن به‏گونه‏اى است که اگر جریان را تعقیب کنیم، نه اعتبارى براى آن امامزاده یا شخص مدفون مى‏توان یافت و نه بیننده خواب را و نه کسانى را که در آن مکان شفا یافته‏اند مى‏توان دید.
ج) استفاده از اماکن زیارتى به‏مثابه وسیله تجارت، مانند: خرید و فروش قبرها و غرفه‏هاى کسب و کار در حاشیه آن اماکن به قیمت‏هاى گزاف.
در پایان به برخى نکاتى که براى بهره‏بردارى هر چه بهتر از زیارت‏گاه‏ها باید مورد توجه دست‏اندرکاران امور زیارت قرار گیرد اشاره مى‏کنیم:

تأسیس کتابخانه مناسب: نقش دانش در زندگى انسان قابل انکار نیست. اسلام نیز به علم و دانش اهمیت فراوان داده است. پیامبر بزرگوار اسلام و امامان نیز بر این مهم بسیار تأکید کرده‏اند در حدیثى معروف از رسول گرامى اسلام (ص) مى‏خوانیم: «اطلبوا العلم من المهد إلى اللحد».[16]





چنین گفت پیغمبر راست‏گوى‏

 

زگهواره تا گور دانش بجوى‏



 
 
 



ازاین‏رو، یکى از کمبودهاى بعضى از مزارها نبود کتابخانه‏اى مناسب براى زائران است.

امکانات رفاهى و تفریحى: نکته دیگرى که باید در زیارتگاه‏ها مورد توجه قرار گیرد، فراهم آوردن امکانات بهداشتى و رفاهى مناسب براى همگان، به‏ویژه نونهالان است تا در کنار زیارت بزرگان از لذت سرگرمى‏هاى مفید نیز برخودار شوند.

ناگفته نماند در برخى از زیارتگاه‏هاى مهم، این مراکز مانند موزه و پارک وجود دارد، اما موارد بسیارى هم داریم که یا چنین مراکزى وجود ندارد یا بسیار محدود است.

استفاده مطلوب از مناسبت‏ها: نبودن شیوه تبلیغى مناسب و کارساز در مزارها به‏ویژه در بعضى از روزهاى مهم سال که قابل بهره‏ بردارى تبلیغى بیشترى است، یکى دیگر از این آسیب‏هاست.

 
[1] . محمدعلى رضایى و دیگران، فرهنگنامه اسرار و معارف حج، ص 18، به نقل از المراقبات، ص 538.
[2] . کلینی، کافی، ج 4، ص 576، ح 2.
[3] . همان، ج 1، ص 265.
[4] . همان، 337.
[5] . همان، ج 4، ص 581، ح 5.
[6] . همان، ص 582، ح 10.
[7] . میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 9، ص 375.
[8] . نساء، آیه 142.
[9] . نساء، آیه 64.
[10] . مجلسى، بحارالانوار، ج 79، ص 115، ح 7.
[11] . اقتباس از مفاتیح الجنان، بخش آداب زیارت.
[12] . رساله دانشجویى مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام، ص 227.
[13] . همان.
[14] . شیخ صدوق، من لایحضر الفقیه، ج 2، ص 326، ح 2580.
[15] . کافى، ج 4، ص 409، ح 17.
[16] . نهج ‏الفصاحه، ح 327.