در گفتوگو با مسئولان بعثه مقام معظم رهبرى در کشور عراق سفر به عتبات عالیات و زیارت قبور ائمه اطهار و دیگر اماکن سرزمین عراق، از دیرباز تاکنون، بسیار مورد توجه مسلمانان و به ویژه شیعیان بوده است. در این میان، زیارت قبر امام حسین (ع) در کربلا، از اهمیت بالاترى برخوردار بوده است. در واقع، از زمانى که جابر بن عبدالله انصارى در اربعین شهادت امام حسین (ع)، نام خود را به عنوان اولین زائر قبر آن حضرت در تاریخ ثبت کرد، تا به امروز، همواره مشتاقان و شیفتگان اهلبیت پیامبر (ص)، در هر شرایط و با هر زحمت و مشقتى، خود را به آن بارگاه نورانى مىرسانند و در برابر آن ساحت مقدس عرض ارادت مىکند. این شور و اشتیاق، در زیارت بارگاههاى دیگر ائمه مدفون در سرزمین عراق نیز دیده مىشود. آنچه در این امر همواره مورد توجه بوده، آسیبهایى است که زائران در این سفر مقدس، دچار آنها مى شده اند؛ چه آسیبهاى ظاهرى و جسمانى و چه آسیبهاى معنوى. آنچه از شواهد تاریخى و گفته هاى گذشتگان برمىآید، سفر به عتبات عالیات و زیارت آن حرمهاى نورانى، همواره با خطرات و مشقات بسیارى براى زائران همراه بوده است؛ به ویژه زیارت حرم امام حسین (ع). چه بسیار مشتاقانى که در این راه، حتى برخى از اعضاى بدن خود یا جان خود را هم از دست مىدادند. اینگونه آسیبها و زحمات، نه تنها از ارزش و ثواب زیارت انسان زائر نمىکاهد، بلکه بر آن مىافزاید و ارزش آن را دوچندان مىکند؛ اما آنچه در این دوران و در شرایط فعلى فرهنگى و سیاسى کشور عراق، از اهمیت بیشترى برخوردار است و ممکن است لطمات بزرگى را به اصل زیارت وارد کند، آسیبهاى معنوى این سفر گرانقدر است. در یک دهه گذشته، به دلیل سیل زائران مشتاق از کشورمان به سمت عتبات عالیات، پس از یک دوره طولانى محرومیت و نیز به این دلیل که ابتداى این امر، در زمان رژیم مستبد بر کشور عراق صورت گرفت، امکان نظارت کمترى بر کیفیت سفر زائران براى مسئولان فرهنگى کشور فراهم بود و بیشتر به مسائل کمّى سفر، توجه مىشد. همین امر، زمینهساز بروز برخى ناهنجارىها در زیارت اماکن مقدس در عراق گردید. در سالهاى اخیر نیز با وجود از بین رفتن رژیم بعث و آزادى بیشتر زائران در انجام اعمال زیارتى و عبادى، باز هم به دلیل فشردگى زمان سفر و زیاد بودن تعداد مکانهاى زیارتى، برخى مشکلات و ناهنجارىها، همچنان رخ مىنماید و چهره زیباى زیارت را مخدوش مىکند. لزوم توجه به موضوع «آسیبشناسى سفر زیارتى به عتبات عالیات»، ما را به دیدار و گفتوگو با دو تن از افراد فعال در این زمینه، یعنى جناب «حجتالاسلام والمسلمین حسینى شریف»، مسئول محترم دفتر بعثه مقام معظم رهبرى در عراق (ساکن در کربلا) و «حجتالاسلام والمسلمین مقدس نیان»، مسئول محترم بعثه مقام معظم رهبرى در شهر نجف کشاند. دیدار ما با این دو بزرگوار که از نزدیک با این مشکلات آشنایى دارند و براى رفع آنها زحمات بسیارى کشیدهاند، در محل اقامتشان در شهرهاى کربلا و نجف صورت گرفت و ایشان به گرمى پذیراى ما شدند. آنچه در ادامه مىآید، قسمتهایى از سخنان این عزیزان درباره آسیبشناسى زیارت عتبات عالیات و خرافات و بدعتها در زیارت است. این گفتگو توسط دو عضو تحریریه فصلنامه و دوست همسفر حجت الاسلام هاشمى انجام شد که آقاى محمد شکراللهى نیز تنظیم و تدوین آن راعهده دار گردید. خرافات، مهمترین مشکل بر سر راه زیارت حجتالاسلام حسینى شریف در ابتداى کلام خود، وجود خرافات را خطرى بزرگ براى اعتقادات زائران ایرانى که به عتبات سفر مىکنند، دانست و در این باره گفت: «بعضى مواقع در این سفر با اعتقادات مردم بازى مىشود. زائر عتبات با زائران عمره تفاوت دارند. مثلًا زائرى از فلان روستاى دورافتاده کشور مىآید؛ بعد روحانى یا مداح، زائران را مىآورد به مقام علىاصغر یا مقام علىاکبر. او با اعتقاد مىآید اینجا را زیارت مىکند؛ یعنى وقتى مىآید و چشمش به آن گهواره مىافتد، متأثر مىشود بعد این آقا برمىگردد ایران و یک نفر مورخ مىرود به دیدن او. این آقا مىگوید عجب روحانىاى داشتیم! ما را همه جا برد. تا محل شهادت على اصغر هم ما را برد! این آقاى مورخ هم این را موشکافى مىکند و ریشه زیارت در آنجا را مىزند. آنوقت این آدم عامى چون با این اعتقاد رفته و آنجا را زیارت کرده، اعتقادش متزلزل مىشود و وقتى این اعتقاد او متزلزل شد، نسبت به مقدسات دیگر هم عقیدهاش متزلزل مىشود. بعضى مواقع، بازى با اعتقادات است و این جزو وظایف و تکالیف شرعى ماست که اینها را مشخص بکنیم». حجتالاسلام والمسلمین مقدس نیان نیز به وجود مسئله خرافات در کشور عراق و لزوم مبارزه با آن، اشاره کرده، گفت: «بحث خرافات در کشور عراق فراوان به چشم مى خورد و بسیار ضرورت دارد که با آن مبارزه شود. یکى از مهمترین کارهایى که حضرت بقیةالله (عج) انجام خواهند داد، برخورد با این کارها و امور خرافى هست. در دعاى ندبه مىخوانیم: «أین المدخر لتجدید الفرائض و السنن أین المتخیر لإعاده الملة و الشریعه» . جزو مهمترین کارها و برنامههاى حضرت بقیةالله که در کل عالم انجام خواهند داد، این کار است. در کشور عراق الان خرافات، به سرعت رو به گسترش است». وى با اشاره به اهمیت مسئله مبارزه با خرافات در قرآن و سیره پیامبر و ائمه (ع) افزود: «قرآن در رابطه با مسئله خرافات، به نکاتى چند اشاره دارد یک نمونهاش بحثى است که خدا با مشرکین دارد که شما چرا بت مىپرستید؟ آنها مىگویند: «إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا» و خدا از آنها نمىپذیرد و مىگوید خودتان عقل داشتید و در قرآن بر روى «أَ فَلا تَعْقِلُونَ» و «أَ فَلا تَتَفَکَّرُونَ» تأکید شده است. این همه تأکید براى این است که انسانها به تفکر و اندیشه خودشان متکى باشند و صرفاً بافتههاى دیگران را نپذیرند. در سیره انبیا و ائمه معصومین (ع) هم اگر مطالعه کنیم، موارد فراوانى پیدا مىکنیم. یک نمونهاش همان همزمانىگرفتن خورشید و وفات فرزند پیامبر و نهى ایشان از نسبت دادن این واقعه به وفات فرزندشان است. اینها همه مبین ضرورت مبارزه با خرافات است». ایشان، اوضاع کنونى فرهنگى و اعتقادى مردم عراق را زمینهساز این خرافات دانسته، با اشاره به نقش تبلیغات فرهنگى غرب بر ضد اسلام و تشیع در این کشور گفت: «در عراق از نظر فرهنگى و اعتقادى مشکلاتى چند به چشم مى خورد و دلیل آن هم علتش این است که در طول حاکمیت بعثىها به شدت از آموختن معارف به مردم جلوگیرى شده است. آنچه ما در ایرانِ زمان طاغوت داشتیم که در ایام محرم، صفر، رمضان، فاطمیه و به هر بهانهاى روحانیون براى تبلیغ تا دورترین روستاها مىرفتند، آنجا این خبرها نبوده است. تا همین آخرین روزهاى حاکمیت صدام هم نبود و حوزه علمیه نجف هر چه داشت، در درون خودش داشت نمىتوانست صادر بکند و از این نظر، فقر فرهنگى هم اکنون فراوان است. بعد از سقوط صدام هم این مردم مورد هجوم صدها کانال ماهوارهاى هستند که به شدت آنها را در جهات مختلف بمباران تبلیغاتى مىکند و محور این تبلیغات هم از بین بردن اصل اسلام است؛ یعنى اعتقاد دینى و اسلامى و مذهبى را به طور کلى هدف گرفتهاند. هدف دوم، نابودى تشیع و تفکر شیعى است که عمدتاً توسط شبکههاى ماهوارهاى مورد حمایت از سوى وهابیت انجام مىشود. محور سوم هم، مبارزه با انقلاب اسلامى ایران و حیثیت ایران است. آنها از این که این انقلاب صادر بشود، به شدت مىترسند و هر چه مىتوانند انجام مىدهند تا آن را خراب کنند. محور چهارم هم گسترش فحشا به وسیله فیلمهاى مبتذل و برنامههاى مخرب است. شما مىبینید جوانى که اینها را مىبیند، بعد که مىآید توى خیابان، دیگر دل و دماغ رفتن به مسجد یا پرسیدن سؤال شرعى از یک روحانى را ندارد و این وضعیت کنونى عراق بعد از صدام است». وى با اشاره به شیفتگى شدید مردم ایران نسبت به زیارت قبور ائمه (ع)، آن را یکى از زمینههاى انحراف زیارت از مسیر اصلى خود ذکر کرد و افزود: «مردمى که از ایران مىآیند هم به شدت شیفته هستند. سى چهل سال نتوانستهاند بیایند اینجا و آن شیفتگى و عشق شدیدشان به زیارت اهلبیت باعث شده تا به خیلى مسائل توجه نکنند. آن اوایل هم که راه باز شد، بعثه و حج و زیارت و روحانى کاروان و ... وجود نداشت. جمعیت شیفته و عاشق، سیلآسا آمدند و هر چه اینها به آنها معرفى کردند، آنها هم پذیرفتند. یعنى دو گروه وجود داشت: این طرف به شدت ناآگاه و آن طرف به شدت عاشق که هر چه مىدیدند، قبول مىکردند. بعد هم که کمکم روحانیون آمدند، این راه بیراهه، دیگر کوبیده شده بود و آن قدر رویش آمدند و رفتند که شد اتوبان! از سوى دیگر، مراحل این سفر، سراسیمه و با عجله است و زوّار طى هفت روزى که در عراق هستند، اصلًا فرصت اینکه روحانى بخواهد نگاه عمیق تحقیقى به این پدیدهها داشته باشد، ندارد. در نتیجه هر چه که معرفى شد، قبول کردند. لذا خیلى خرافات و مکانهاى خرافى در اینجا هست که مردم به زیارت آنها مىروند». نمونه هایى از خرافات جارى در ادامه، مسئولان دفتر نمایندگى بعثه در عراق، به برخى از موارد عینى و ملموس خرافات در زیارت اماکن مقدس اشاره کرده، آنها را بدون هیچ گونه مدرک تاریخى برشمرده و ساخته و پرداخته ذهن برخى از افراد دانستند.، حجتالاسلام حسینى شریف، در مورد محل شهادت حضرت على اصغر (ع) که «مقام على اصغر» نامیده مىشود، فرمود: «در مورد مقام على اصغر ما بررسىهایى کردیم. درباره محل شهادت حضرت على اصغر (ع) در کربلا، دو یا سه جا بیشتر گزارش نشده؛ یکى جلوى خیمههاست، یا این که امام حسین (ع) على اصغر را آورده به جایى که سپاه دشمن، بتواند ببیند و قاعدتاًیک نقطه بیشتر وجود نداشته که از دو یا سه طرف در دید باشد وآن «تلّ زینبیه» است که منطقه بلندى است؛ یعنى حضرت در آنجا مورد اصابت قرار گرفته است. مکان سومى که درباره شهادت على اصغر مطرح است، وسط میدان است که ظاهراً بیشتر راویان هم این را نقل مىکنند. خوب وسط میدان کجاست؟ همین جایى که شهدا و امام حسین علیه الصلوة و السلام دفن هستند. پس در هر یک از سه صورت بالا، معنا ندارد که على اصغر در منطقه «قاضریه» (یعنى جایى که الان به عنوان مقام على اصغر معروف است) به شهادت رسیده باشد». ایشان با بیان این سؤال که چگونه ممکن است مکان دقیق اتفاقات واقعه کربلا در آن بحبوحه جنگ، به صورت دقیق در تاریخ ثبت شده باشد، گفت: «شما در همین جنگ خودمان هم که بیست سال بیشتر از آن نمىگذرد و در آن، این همه دوربین و فیلمبردار و عکاس و خبرنگار داشتیم، ببینید واقعاً درباره کدام یکى از شهدا که در جاهاى مختلف به شهادت رسیدند، ما مىتوانیم محل دقیق شهادتش را تعیین کنیم؟ بعد چطور ممکن است اتفاقات حادثه کربلا با این جزئیات در تاریخ مانده باشد؟! در مورد مطالبى که در شب عاشورا، شب تاسوعا، روز تاسوعا و ... گفته شده یا گفتوگوهایى که بین افراد و امام حسین (ع) بوده، به صورت جزئى در کتابها آمده است. حتى به صورت تاریخ هم آمده است؛ مثل تاریخ طبرى که از «ابى مخنف» نقل کرده، یا بزرگانى مثل شیخ طوسى، شیخ مفید، شیخ صدوق، ابن قولویه و ... اینها را به صورت روایت نقل کردهاند. بعد از آنها هم شخصیتهایى مثل علامه مجلسى وسید ابن طاووس، کتابهاى مستقلى درباره این وقایع نوشته و جزئیات حوادث را به صورت روایتهایى با سند معتبر، آوردهاند؛ ولى نسبت به مکانهایى که این وقایع در آنها اتفاق افتاده، اصلًا نمىتوان به صورت قاطع گفت کدام یک از این وقایع، در کجا واقع شده که اینها اینجور دقیق مىگویند». از دیگر موارد و مکانهایى که حجتالاسلام حسینى شریف، از آن به عنوان یکى از نقاط مشکلساز و بدون سند و پشتوانه تاریخى یاد کرد، تاکید بر وجود «نهر علقمه» بود. وى معتقد بود که اصلًا نهر علقمه، دیگر در کربلا وجود ندارد و نهر فعلى در کنار مقام امام زمان (عج) در کربلا، «نهر حسینى» است: «ما شنیدیم که الان در کربلا دیگر نهرى به نام نهر علقمه وجود ندارد؛ ولى متأسفانه، زائر را به آنجا مىبرند و حتى برخى به زائران مىگویند: همینجا بود که حضرت عباس (ع) با اسبش وارد آب شد؛ تا اینجا اسبش رفت توى آب؛ شما هم پایت را بزن بالا، تا همانجا برو توى آب! حتى من دیدهام که مردم مىروند داخل این نهر سینه مىزنند! بالاخره این قدر ساخت و ساز و جابهجایى در آنجا صورت گرفته که هیچ معلوم نیست نهر علقمه، دقیقاً کجا بوده است». آقاى مقدس نیان با بیان برخى افسانههایى که درباره حادثه عاشورا ساخته شده، آنها را براى اعتقادات و زیارت مردم، بسیار زیانبار دانست و درباره لزوم برخورد با این گونه داستانسرایىها گفت: «قصه عروسى حضرت قاسم (ع) به همین شکل است؛ یعنى اگر ما یک مقدار جلوى اینها را باز بگذاریم، کار کشیده مىشود به آنجا که دیدیم یک مدتى، خانمهاى ایرانى، وسایل عروسى و حنابندان را هم آوردند که اینجا محل عروسى حضرت قاسم است! یعنى اگر جلوى این کارها گرفته نشود، دامنهاش به گونهاى گسترده مىشود که دیگر شما نمىتوانید آن را کنترل کنید». مشکلات و آسیبهاى بازدید مکانهاى ضعیف تاریخى در ادامه، آقاى حسینى شریف، با اشاره به آسیبهایى که در اثر توجه به مکانهاى زیارتى بدون پشتوانه و سند محکم تاریخى به اصل زیارت وارد مىگردد، برخى از این آسیبها را برشمرد. وى ایجاد اختلاف میان زائران بر سر رفتن یا نرفتن به این مکانها را، یکى از تبعات این مسئله دانست و گفت: «با کمال تأسف مىبینیم برخى مراکز رسمى در کشور ما هم از این مناطق یاد مىکند و آنها را مورد تأیید قرار مىدهد! نتیجه این کارها، این مىشود که زائر، نتواند از محضر امام حسین علیهالسلام و ابالفضل العباس و سایر شهدا، خوب استفاده کند؛ چون در آنجا، وقت محدود است و زائر وقت زیادى ندارد. به علاوه، این مسئله موجب اختلاف بین زائران هم شده است؛ یعنى آنهایى که مىخواهند یک مقدار به نظر بعثه و سیاستهاى بعثه عمل کنند، مىگویند ما به این مکانها نمىرویم؛ اما آنهایى که رعایت نمىکنند، زائران را مىبرند و این باعث ایجاد اختلاف در میان زائران مىگردد». حجتالاسلام مقدس نیان نیز با تأکید بر این مسئله، یکى از مهمترین این آسیبها را سلب شدن توفیق زیارت اصلى، یعنى زیارت قبور ائمه (ع) از زائران دانست و افزود: «یکى از نتایج بد این کارها، سلب توفیق زیارت از زائر در این سفر زیارتى کوتاه است. زائر در این سه روزى که مثلًا در کربلاست، باید این قدر توى این کوچههاى فرعى، به این طرف و آن طرف برود و مثلًا آن باغ را زیارت کند یا دو رکعت نماز در فلان مقام بخواند و ... بعد هم این مسافت را پیاده برود و پیاده برگردد؛ در بین راه هم که خرید مىکند. بعد از همه اینها، مىگوییم حالا برویم حرم! مىبیند با این چیزهایى که خریده، یا به حرم راهش نمىدهند و یا اینقدر خسته است که به هتل مىرود و آن روزش دیگر تمام مىشود؛ یعنى با این همه ثوابى که در روایات براى زیارت امام حسین (ع) داریم، عملًا توفیق زیارت از او سلب مىشود و این یک خسارت بزرگ است و متأسفانه هنوز هم رفتن به این اماکن، کم و بیش ادامه دارد». حجتالاسلام مقدس نیان با اشاره به انجام برخى کارهاى حرام هنگام بازدید برخى از این اماکن، از این مسئله، به عنوان آسیب بزرگ دیگر نام برد و گفت: «یکى دیگر از نتایج سوء این کار، برخورد زنان و مردان نامحرم به همدیگر است که یک نمونهاش در خانه امام على (ع) یا در کوچه مقام على اکبر (ع) واقع مىشود. در آن کوچه باریک، چند هزار زائر مىآیند از کنار هم تردد کنند و در نتیجه، زن و مرد به هم فشرده مىشوند و این، فعل، حرام آشکار و بین است». مسئول محترم بعثه مقام معظم رهبرى در نجف، سوء استفاده مالى برخى از افراد بومى از زائران را دیگر آسیب زیارت برخى اماکن دانست و افزود: «دیگر اثر زیانبار در زیارت اینگونه مکانها، سوء استفاده مالى است که در این اماکن از زائران ایرانى مىشود؛ زیرا هر کدام از اینها، مقید هستند که از زائر پول بگیرند. در محل مقام علىاصغر، شخصى آمده و گهوارهاى قرار داده و مردم در آن پول مىریزند. یکى از روحانیان مىگفت: خانم زائرى آمد آنجا و وقتى گفتند اینجا محل تیر خوردن گلوى علىاصغر است، خیلى گریه کرد و طلاهایى که همراه داشت، همه را در آورد و به عشق حضرت علىاصغر، توى آن گهواره ریخت! خوب اینجا محلى است که نه موقوفه دارد، نه متولى دارد، نه هیئت امنا دارد و نه حساب و کتاب دقیق و روشنى دارد و در حقیقت یک مغازه به تمام معناست». حجتالاسلام والمسلمین حسینى شریف، همچنین آزار و اذیت مردم، بهویژه افراد بومى و محلى را از دیگر مواردى دانست که به اصل زیارت آسیب وارد مىکند و در این باره گفت: «رفت و آمد در کوچههاى تنگ و باریکى که در آنجا وجود دارد، هم براى خود زائران زحمت ایجاد مىکند و هم براى افراد ساکن در آنجا. شما تصور کنید که روزى هفتاد کاروان ایرانى مىخواهند بروند داخل این کوچه براى زیارت فلان مقام؛ همه هم یک بلندگو در دست دارند و سینه مىزنند. ما یک خانه را در آن منطقه بررسى کردیم، گفتند حدود پنجاه متر است و هجده نفر توى آن زندگى مىکنند! خوب در این خانه، مریض هست؛ بچه هست؛ زن زایمان کرده هست؛ پیرمرد عصبى هست. اینها مشکلاتى است که با کمال تأسف وجود دارد». نظر حجتالاسلام مقدس نیان هم درباره این نکته، مشابه نظر حجتالاسلام حسینى شریف بود. وى در این باره گفت: «از دیگر نتایج این کار، اذیت مؤمنین است. بعضى از مردمى که در محل این مقامها ساکن هستند، بیچارهها فریادشان به آسمان بلند است که آقا! مگر ما چه گناهى کردهایم؟ هر روز چند هزار آدم، آن هم با بلندگو مىخواهند از این کوچه باریک رد بشوند؛ همه هم مىخواهند عزادارى و سینهزنى بکنند. ما چه گناهى کردیم؟ زن من مىخواهد برود سر کوچه یک نان بخرد و بیاید نمىتواند؛ بچهام مریض مىشود مىخواهد برود دکتر نمىتواند». مشکلات زیارت مسجد کوفه حجتالاسلام و المسلمین مقدس نیان با اشاره به رفتن تمامى زائران به مسجد کوفه و به جا آوردن اعمال آن، این اعمال را براى بسیارى از آنها خسته کننده دانست و در این زمینه گفت: «مثلًا کسى که ماهها، بلکه سالها نماز قضا به گردنش هست را ما مىآوریم در یک نیمروز، در مسجد کوفه وادارش مىکنیم که 50 رکعت نماز مستحبى بخواند! خوب این کار، گاهى چنان حالتى نسبت به مسجد کوفه ایجاد مىکند که تا مىگوییم مىخواهیم برویم مسجد کوفه، زائر غمش مىگیرد و مىگوید کمرمان مىشکند از بس باید نماز بخوانیم! در مسجد سهله هم وضع به همین شکل است. این بزرگانى که مقامهاى مسجد کوفه یا مسجد سهله متعلق به آنهاست (مثل حضرت ابراهیم، حضرت خضر، حضرت نوح، حضرت رسول، امام صادق و امام سجاد علیهمالسلام) هر کدام از اینها آمدند دو یا چهار رکعت نماز خواندند و رفتند؛ آن وقت این زائر را ما مىآوریم و وادارش مىکنیم همه نمازهاى آنها را یکجا بخواند». او از دیگر موارد مشکلآفرین در مسجد کوفه را مرشدهایى دانست که در آنجا، به قرائت دعاهاى مربوط به مقامهاى مسجد مىپردازند و با اشاره به جنبههاى مختلف اشکال در کار این افراد، درباره آنان گفت: کار آنها این بود که وقتى کاروان ما به مسجد کوفه مىرفت، از جلوى در مسجد، به روحانى ما مىگفتند: شما بفرمایید استراحت کنید! بعد خودش کاروان را مىگرفت و یک مبلغى تعیین مىکرد و بعد کاروان را مىبرد و اعمال را انجام مىداد. مطالبى که مىخواند، به فراخور سلیقه و سواد خودش و پر از مسائل و اشکال بود. مردم هم با خودشان مىگفتند: روحانى ما نمى تواند این دعا را بخواند؛ اگر مى توانست که نمىداد به این فرد بخواند! آن فرد مرشد مىآمد به کاروانیان مىگفت که خوب، این اعمالى که انجام دادید، این قدر ثواب دارد؛ اگر بخواهید، من این اعمال را براى پدر و مادرتان هم به نیابت مىخوانم. این زائر هم مىگفت: خدا خیرت بدهد! بعد یک لیستى درمىآورد و اسمها را مىنوشت. بعد هم اصلًا نمىخواند؛ یعنى نمىتوانست بخواند. آن زائر مىرفت؛ او هم مىرفت کاروان بعدى را مىآورد و دوباره یک لیست از آنها مىگرفت و تا شب، چهار پنج تا کاروان مىآورد و از هر کدام، همین مقدار پول مىگرفت و چه سوء استفادهاى از این بیچارهها مىشد! وى درباره شیوه برخورد با مشکلات موجود در مسجد کوفه، به پیشنهادهاى خود در این باره اشاره کرد و گفت: «راجع به مسجد کوفه، ما چند توصیه به روحانیان کاروانها کردیم. یکى اینکه گفتیم این مقامها را در هم ادغام کنید؛ یعنى در یک گوشه مسجد بنشینید و در همان نقطه، دعاها را پشت سر هم بخوانید؛ هر دعا به نیت مقام آن. پیشنهاد دیگر این بود که کاروانهاىتان را در هم ادغام کنید؛ چون واقعاً خواندن تمام این دعاها براى یک نفر، آن هم به صورت بلند، خستهکننده است. گفتیم کاروانهاىتان را در هم ادغام کنید و هر کس یک قسمتى از دعاها را بخواند. دیگر این که توصیه کردیم بر روى مستحبات، زیاد تأکید نکنید. لزومى ندارد که همه مردم، همه اعمال را انجام دهند؛ هر کس که نشاط دارد، انجام بدهد؛ یعنى از اول به زائر بگویید که این اعمال واجب نیست؛ هر کس مىخواهد برود؛ یعنى به روشهاى مختلف، سعى کردیم قضیه را تخفیف بدهیم». روش برخورد با خرافات سؤال مهم این است که با این مشکلات، چگونه باید برخورد کرد؟ آیا مىتوان به یکباره، زائران را از رفتن به تمامى مکانهاى یادشده بازداشت؟ آیا اینگونه برخورد، موجب سرخوردگى زائران و رفتار متقابل آنان نمىگردد؟ حجتالاسلام و المسلمین حسینى شریف، در پاسخ این سؤال مىگوید: «نگاه ما، یک نگاه کیفیتمحور است. ما مىخواهیم کیفیت سفر زائر را بالا ببریم که یکى از شاخصهاى آن، این است که زائر را از شاخ و برگهاى اضافى به وجود آمده، دور کنیم». حجتالاسلام مقدس نیان نیز در این باره گفت: «ما بناىمان بر این نیست که هر چه مردم به آن معتقدند را خراب کنیم و از بین ببریم. مثلًا در مورد مقام امام زمان (عج) در کربلا، ما هر چه گشتیم، سندى براى آن پیدا نکردیم و تنها چیزى که راجع به آن وجود دارد، این است که در این محل، براى کسى تشرفى به خدمت حضرت صورت گرفته است. خوب اگر این مطلب بخواهد ملاک باشد، خیلى جاهاى دیگر هم هست که براى افراد، تشرف حاصل شده و لزومى ندارد که ما به اینجا بیاییم؛ ولى ما چون دیدیم زیارت این مکان، آن اثرات سوء را ندارد، یعنى سوء استفاده مالى نمىشود، تلاقى زن و مرد نامحرم با هم صورت نمىگیرد و یک فضاى فرش شده نسبتاً تمیزى در آنجا وجود دارد، لذا با آن برخورد نکردیم و الان هم جزو جاهایى است که زائران بازدید مىکنند. یا محل خیمهگاه را چون دیدیم یکى از جاهاى خوبى است که مفروش وتمیز است وکفشدارى هم دارد، گفتیم بروند، بنشینند و از آن استفاده کنند». مکانهاى جایگزین حجتالاسلام حسینى شریف، در پاسخ به این سؤال که «آیا مکانهاى جایگزینى براى این اماکن وجود دارد که بتوان زائران را به سوى آنها هدایت کرد»، با انتقاد از بىتوجهى به برخى مکانهاى مهم زیارتى و لزوم برنامهریزى براى بردن زائران به این مکانها گفت: «یکى از مقامات بسیار مهم، قبور طفلان مسلم است که هیچ مشکلى هم براى رفتن و زیارت کردن ندارد. یا قبرستان وادىالسلام با آن عظمتى که دارد و در قسمت جلویىاش، دو پیغمبر بزرگ خدا (حضرت هود و حضرت صالح) دفن هستند که مشکل امنیتى هم براى رفتن ندارد. همچنین بزرگانى مثل مرحوم قاضى طباطبایى، در آنجا دفن هستند. در کربلاى معلى هم خیلى جاها هست که مورد غفلت واقع شده و باید آنها را یک به یک مورد توجه قرار داد». حجتالاسلام و المسلمین مقدس نیان نیز در پاسخ به این سؤال، به تعداد زیادى از اماکن زیارتى در کشور عراق اشاره کرد و گفت: «ببینید، ما یک سرى اماکن مثبت داریم که مغفول واقع شدهو ما اگر بیاییم و آن اماکن مثبت را جایگزین این اماکن منفى بکنیم، خود به خود، جلوى آن بازخوردهاى منفى گرفته مىشود؛ یعنى ما در این مدتى که به این جا آمدهایم، مرتب به زوّارگفتهایم که اینجا نروید؛ آنجا نروید و فقط منفى برخورد کردهایم. خوب از ما سؤال مىکنند پس در کربلا کجا برویم؟ من در جوابشان مىگویم: حرم امام حسین (ع)، حرم ابالفضل، خیمهگاه، قتلگاه، تلّ زینبیه و مقام امام زمان؛ اما واقعاً این دو حرم را چند بار این زائر برود و بیاید؟ ما الان یک فهرست از مکانهایى که از لحاظ تاریخى مستند هستند، تهیه کردهایم که مىتوان زائران را به زیارت آنها برد». ایشان مکانهایى همچون «صافى صفا»، «مقام امام زینالعابدین (ع)»، «قبور علماى مدفون در نجف»، «قبرستان وادىالسلام»، را نام برد و درباره آنها گفت: «براى مثال، در نجف، ما «صافى صفا» را داریم که محل دفن «اثیب یمانى» است و سند تاریخى محکمى هم دارد. مرحوم صاحب جواهر، در بحث جواز حمل جنازه، به روایتى که مربوط به دفن ایشان است، استناد مىکند که در تاریخ هست که جنازهاو را از یمن آوردند و حضرت امیر (ع) آوردن جنازه او را تقریر فرمود و از این کار، نهى و منع نکرد. خوب یک جاى به این خوبى که مدرک به این خوبى هم از صاحب جواهر براى آن داریم، دیگر چه مىخواهیم؟ در کنار آن هم مقام حضرت على (ع) و مقام امام زینالعابدین (ع) وجود دارد. در مورد مقبره علما هم فهرستى تهیه کردیم از قبور علمایى که در نجف مدفون هستند و البته مشاهیرشان که تعدادشان زیاد است و در اطراف صحن امیرالمؤمن مدفون هستند؛ مثل علامه امینى. این فهرست را ما در جلسات، به روحانیان کاروانها مىدهیم ومىگوییم شما گاهى که در حرم یا حتى در خیابان از کنار قبور این بزرگان رد مىشوید، زائرانتان را ببرید یک فاتحه بخوانند؛ پنج دقیقه هم درباره عظمت و مقام آنها صحبت کنید. مکان مناسب دیگر، مقام امام زمان (ع) در وادىالسلام است. دلیل این که الان زائر را به آنجا نمىبرند، این است که مىگویند امنیت ندارد؛ در حالى که درگیرىهاى آنجا مربوط به چند سال پیش بود که گروهى در آنجا سنگر گرفته بودند. این مقام، داراى تاریخ و سند است. مرحوم ابنقولویه، مرحوم شیخ طوسى و مرحوم سید بن طاووس نقل مىکنند که امام صادق (ع) آمدند در حیره اقامت کردند و بعد در سه نقطه، نماز خواندند. کسى که همراه حضرت بوده، از ایشان پرسیده: آقا! اینجا کجا بود که شما پیاده شدید و نماز خواندید؟ حضرت فرمود: یکى، قبر جدم امیرالمؤمنین (ع) بود؛ یکى رأس الحسین بود؛ یکى هم محل منبر امام عصر (عج) در آخر الزمان است. اینجا را به اعتبار این که امام صادق (ع) در آن نماز خوانده، مقام امام صادق مىگویند و به اعتبار این که حضرت فرمود محل منبر قائم ماست، مقام امام زمان نامیدهاند. اصل مقام، جاى باارزشى است و بهانه خوبى است که روحانیان ما درباره ظهور امام زمان (ع) براى زائران مطالبى را بگویند». وى برخى مساجد، از جمله «مسجد حنانه»، «مسجد براثا» و «مسجد الرأس» را از دیگر مکانهاى باارزش زیارتى دانسته، درباره آنها گفت: «مکان مناسب دیگر، مسجد حنانه است. این مسجد، چند مناسبت دارد: یکى این که وقتى جنازه حضرت امیر را آوردند، دیوار آن به احترام حضرت خم شد. یکى دیگر این که امام صادق (ع) فرمود: اینجا محل رأس امام حسین (ع) است. مسجد دیگر که در اطراف بغداد قرار دارد، مسجد «بُراثا» ست. این مسجد، محل به دنیا آمدن حضرت عیسى (ع) است و در آن، سنگى هست که مریم، حضرت عیسى را بر روى آن گذاشت. اینجا هم به بهانه نداشتن امنیت، مورد بىتوجهى قرار گرفته است. در حرم حضرت امیر (ع) و در قسمت بالاى سر حضرت، محلى است که به «مسجد الرأس» معروف است؛ یعنى روایتى داریم سر مقدس امام حسین (ع) را آوردند و در اینجا دفن کردند که این مکان هم کاملًا مغفول است و هیچ کس روى آن کار نمىکند گرچه قول مشهور، دفن سر مقدس در کربلااست. ایشان همچنین برخى مکانهاى منتسب به برخى پیامبران الهى را مکانهایى بسیار مناسب براى زیارت زائران دانسته، گفت: «در کوفه، مکانى به نام «نبى یونس» وجود دارد که علماى اینجا مىگویند محلى است که ماهى، حضرت یونس را از آب بیرون انداخته است. این مکان که تقریباً دو کیلومتر بعد از مسجد کوفه، در کنار آب قرار دارد، بسیار معروف است و از هر کس که بپرسى، آن را به شما نشان مىدهد. در واقع، جایى که قرآن مىگوید: «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِیمٌ وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ»، اینجاست. خوب چنین جایى که گزارش به این خوبى در کنارش هست و مردم ما اینقدر در ایران، در نماز غفیله، آیه «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ ...» را مىخوانند، اگر بیایند اینجا را ببینند، چقدر باارزش است. در اطراف حلّه هم مقام پیغمبرى هست به نام «ذى الکِفل» یا مقام پیغمبر دیگرى هست به نام «نبى ایوب» که شاید قبر حضرت ایوب، اینجا باشد». از دیگر مکانهاى زیارتى که به عنوان مکانهاى جایگزین، توسط حجتالاسلام و المسلمین مقدس مورد اشاره قرار گرفت، قبور برخى از فرزندان ائمه، همچون «زید بن على بن الحسین»، «قاسم بن موسى بن جعفر»، «طفلان مسلم» و «عون بن عبدالله بن جعفر بود. وى در این باره گفت: «وقتى شما به سمت حلّه مىروید، زیارتگاهى هست معروف به قبر زید بن على بن حسین. او فرزند امام سجاد (ع) است که به خونخواهى امام حسین (ع) قیام کرد و شهید شد و جنازه او را به آتش کشیدند. معجزات و کرامات زیادى هم توسط عراقىها براى او نقل مىشود. در اطراف حلّه، محل دیگرى هست به نام قاسم که پسر امام موسى بن جعفر (ع)، برادر تنى حضرت رضاست؛ آنچنانکه من روایت دیدم، ایشان بسیار مورد علاقه حضرت موسى بن جعفر (ع) بوده است. ایشان قبور برخى از اصحاب و یاران اهل بیت (ع)، مانند «سلمان فارسى» و «نواب اربعه امام زمان (ع)» را مکانهاى بسیار باارزش زیارتى معرفى کرده، درباره آنها گفت: «قبور نواب اربعه امام زمان (عج) در بغداد است. قبر سلمان فارسى نیز که در واقع، افتخار ما ایرانىهاست، در مدائن قرار دارد. سلمان فارسى، از بزرگترین اصحاب رسول خدا و همچنین پشتوانه حضرت امیر (علیه السلام) بوده که درباره ولایتمدارىاش، چقدر تأکید شده است. همچنین در مورد ایمانش گفته اند که ده درجه از ایمان را کامل داشته و در این زمینه، از ابوذر و مقداد هم بالاتر بوده است. با این همه تأکیدى که روى ایشان وجود دارد، اگر ما به عراق بیاییم و سلمان را زیارت نکنیم، خسارتى بزرگى است».
مشکلات جارى
حجتالاسلام حسینى شریف، با بیان نکاتى درباره کیفیت کار مداحان و روحانیون اعزام شده به همراه کاروانها و اینکه کیفیت پایین برخى از آنها، به یکى از دغدغههاى اصلى وى تبدیل شده است، گفت:
«نکتهاى که به یکى از دغدغههاى اصلى من تبدیل شده، کیفیت پایین برخى از مداحان عتبات عالیات است. من یک بار به مداحى گفتم: صدایت خوب است، زیارت عاشورا مىخوانى؟ گفت: نه، من روضه مىخوانم؛ زیارت عاشورا را غلط مى خوانم! مدیرى آمده بود مىگفت: من جلسه گذاشتم؛ اول جلسه به مداح گفتم که دو آیه قرآن بخوان؛ گفت من قرآن بلد نیستم بخوانم؛ حاضرم دعاى فرج بخوانم! خوب این طبیعى است که مشکلات را بیشتر مىکند».
حجتالاسلام و المسلمین مقدس نیان نیز ریشه و علت برخى مشکلات پیش آمده در زیارتها را وجود برخى از افراد کماطلاع و ضعیف در بعضى از کاروانها دانست و در این باره گفت:
«متأسفانه گاهى افراد با واجد شرایط را براى این کار نمىفرستند. برخى مىخواهند دل زائر را به هر نحوى که شده بشکنند و اشکش را دربیاورند. برخى از مداحان حتى یک زیارت امین الله هم بلد نیستند بخوانند و حتى نقاط وقف و ابتدا را گاهى رعایت نمىکنند. خوب افرادى که اینجا هستند، عربند و اینها را مىفهمند و به ما مىخندند».
نکات نهایى
حجتالاسلام حسینى شریف در پایان، با بیان سختتر بودن کار بعثه در عراق نسبت به کار آن در عربستان گفت:
«کار در اینجا، حداقل ده برابر کار در مکه است. من قبل از اذان صبح بیدار مىشوم، مىروم حرم و مسائل مربوط به منبر و میکروفن و ... را بررسى مىکنم تا مشکلى وجود نداشته باشد. ساعت یک ربع به هفت هم مراسممان تمام مىشود. من تا نزدیک هشت آنجا هستم و ساعت هشت مىروم صبحانه مىخورم و به دفتر برمىگردم و تا ظهر در دفتر هستم. ظهر دوباره به حرم مىروم. در واقع، در اینجا، حرم مرکز دوم استقرار ماست. باز حدود ساعت دو به هتل برمىگردم و تا آخر شب، به مراجعات رسیدگى مىکنم.
وى همچنین به مراسمهاى مختلفى که از سوى بعثه در نجف و کربلا برگزار مىشود، اشاره کرد و گفت:
«بعد از نماز صبح، مراسم خیلى خوبى داریم که حداقل سه تا چهار هزار نفر جمعیت در آن شرکت مى کنند. شاید باور نکنید که من براى گرفتن منبر و بلندگو براى این مراسم، حدود هشت ماه تلاش کردم و الحمدلله امروز به جاى خوبى رسیده است، همچنین هر شب در صحن حضرت ابوالفضل (ع) نیز مراسم سخنرانى و توسل برقرار است».