فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

زیارت در سیره علمای معاصر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
پژوهشکده حج و زیارت
چکیده
وقتى به تاریخ حوزه ‏هاى علمیه و زندگى علما مى‏نگریم، مى‏بینیم نه تنها آنان به زیارت قبور معصومان و بزرگان دین اهمیت مى‏ دادند بلکه ترجیح مى‏ دادند که در حد امکان، محل اقامت و درس و بحث خود را نیز نزدیک قبور مقدسه آنان قرار دهند. از این ‏روست که بیشتر حوزه ‏هاى علمیه جهان تشیع، در کنار قبور معصومین (علیهم السلام) تأسیس شده است.
در بررسى و مطالعه زندگى علما نیز درمى ‏یابیم که عموما مقید بودند قبور ائمه بزرگوار و حتى قبور فرزندان ایشان را به‏ طور مرتب زیارت کنند و از فیوضات آنها بهره ببرند. بنابراین سیره عملى همه علما در زیارت معصومین و فرزندانشان، یک سیره مستمر و بارز است. از این‏رو در این مقاله برآنیم‏[1] تا بیشتر در آداب زیارت آنان به بحث و بررسى بپردازیم. در این مجال به نمونه‏هایى از سیره این بزرگواران اشاره مى‏کنیم:

سیره امام خمینى (ره) بنیان‏گذار جمهورى اسلامى ایران‏

حضرت آیت‏الله‏ملکوتى درباره سیره امام چنین مى‏گوید: امام خمینى (رحمة الله) زمانى که در قم بود، دو ویژگى از ایشان مى‏دیدم:

دائم‏الجماعه بود؛ یعنى مقید بود نمازهاى پنج‏گانه را به جماعت بخواند. وى مرتب نماز صبح را در بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) حاضر مى‏شد و در نماز جماعت مرحوم آیةالله العظمى حاج سید صدرالدین صدر شرکت مى‏کرد که در همان بالاسر دفن شده است. یادم هست هر وقت او نمى‏آمد، به‏جاى ایشان حضرت آیةالله حاج سید احمد زنجانى نماز را اقامه مى‏کرد و حضرت امام براى نماز ظهر و عصر هم به مدرسه فیضیه تشریف مى‏آورد و در نماز مرحوم آیة الله سید احمد زنجانى حاضر مى‏شد و نماز مغرب و عشاء را هم در مدرسه فیضیه که نماز جماعت به امامت مرحوم آیةالله حاج سید محمدتقى خوانسارى برگزار مى‏گردید، اقامه مى‏کرد.
امام به‏طور مرتب در قم به زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و در نجف به زیارت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏رفت. یادم هست که امام بزرگوار هر روز بعد از درس فلسفه که عصرها بود و من هم در آن شرکت مى‏کردم به زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) مى‏رفت و بعد به فیضیه براى شرکت در نماز جماعت مرحوم خوانسارى مى‏آمد. همین‏طور زمانى هم که درس اصول تدریس مى‏کرد که آن هم عصرها بود، هر روز براى زیارت آن حضرت مشرف مى‏شد. و در نجف نیز امام امت (قدس سره) هر روز براى زیارت به حرم مطهر و باعظمت امیرمؤمنان مشرّف مى‏شد و قبر آن بزرگوار را زیارت مى‏کرد.[2]

حجت‏الاسلام والمسلمین قرهى از علماى شناخته شده‏اى است که پیش از تبعید امام در قم، از شاگردان ایشان بود و سپس در نجف و پس از پیروزى انقلاب اسلامى، هم‏چنان با امام رضوان الله علیه ارتباط داشت. وى درباره سیره زیارتى امام (رحمةالله علیه) چنین مى‏فرماید:
برنامه زیارتى امام (رحمةالله علیه) در نجف چنین بود که وقتى دو ساعت و نیم از شب (مغرب) مى‏گذشت، از اندرونى به بیرونى تشریف مى‏آورد و نیم ساعت جلوس مى‏کرد و مراجعین و کسانى که کارى یا سؤالى داشتند، خدمت امام مى‏رسیدند و بعد امام براى زیارت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) حرکت مى کرد و مى‏رفت و هر کارى هم که داشت و هر کس را هم که در بیرون بود، رها کرده و مى‏رفت. وارد حرم مطهر که مى‏شد، ابتدا زیارت امین الله را از حفظ مى‏خواند و بعد هم زیارت جامعه را از روى مفاتیح مى‏خواند و به‏طرف بالاسر هم به‏خاطر احترام امام نمى‏رفت و حدود یک ساعت زیارت امام طول مى‏کشید و چهار ساعت از شب گذشته، به منزل برمى‏گشت. پس از مدتى من دیدم خادمین براى بستن درب حرم، ملاحظه امام را مى‏کردند؛ لذا به امام تذکر دادم و امام پس از این تذکر، دیگر زیارت جامعه را در حرم ادامه نداد. جالب این بود که گاهى هم که مشرف مى‏شدیم و حرم را به خاطر مسائلى بسته مى‏دید، همین زیارت‏ها و برنامه را در رواق‏هاى اطراف، به طور کامل انجام مى‏داد. این برنامه منظم امام بود و در زمان‏هاى شلوغ هم ترک نمى‏شد. ضمناً امام هنگامى که وارد نجف شد و هنوز تدریس را شروع نکرده بود، صبح‏ها هم به حرم مشرف مى‏ شد و بعد از مدتى که تدریس را شروع کرد، فقط شب‏ها در همان ساعت مشخص مشرف مى‏شد. امام‏ بزرگوار (رحمة الله علیه) در مناسبت‏هایى مثل اول ماه رجب و نیمه رجب و نیمه شعبان، به کربلا مشرف مى‏شد و براى زیارت امام حسین (علیه السلام) مى‏رفت آنجا هم زیارت امین الله و جامعه و عاشورا را مى‏خواند و هم نماز زیارت به جا مى‏آورد و معمولا شب را در کربلا بود و صبح به نجف اشرف برمى‏گشت. در طول این چند سالى که من در نجف در خدمت حضرت امام خمینى بودم، به یاد ندارم که که ایشان غیر از حرم امیرمؤمنان حرم امام حسین و حرم حضرت ابوالفضل (علیهم‏السلام) به سایر اماکن زیارتى حتى مثل تلّ زینبیه بروند.[3]

سیره علامه آیةالله حاج شیخ عبدالحسین امینى (صاحب الغدیر)

آیت‏الله ملکوتى در بیان سیره علامه امینى مى‏فرماید:
مرحوم علامه امینى براى نوشتن کتاب گران‏قدر «الغدیر» سفرهاى زیادى مى‏کرد؛ ولى زمانى که در نجف بود، به‏طور مرتب به زیارت قبر مقدس حضرت امیر (علیه السلام) مى‏رفت و همیشه وقتى وارد حرم مطهر مى‏شد، در پایین پاى حضرت قرار مى‏گرفت و آن‏جا زیارت مى‏کرد و نماز مى‏خواند و از همان‏جا برمى‏گشت و به احترام آن حضرت، هیچ‏گاه به بالاى سر و جلوى حضرت و پشت سر ضریح آن حضرت نمى‏رفت. او هنگامى که روز عاشورا در کربلا بود، مى‏آمد و در حرم امام حسین (علیه السلام) پیراهن بلندى مى‏پوشید وچفیه به سر مى‏انداخت و با پاى برهنه، مَشکى به همراه خود برداشته و به دوش مى‏گذاشت و به زائرین آب مى‏داد و به اصطلاح سقایى مى‏کرد.[4]

سیره مرحوم آیةالله العظمى بهجت (رضوان الله تعالى علیه)

براى آگاهى از سیره مرحوم آیت‏الله بهجت، خدمت حجت‏الاسلام والمسلمین حاج شیخ على بهجت، فرزند آن مرحوم رسیدیم تا سیره زیارتى ایشان را از زبان فرزندى که به تعبیر خودش در این اواخر، تمام وقت همراه پدر و ملازم او بود، بشنویم. ایشان پس از صحبت‏هاى مقدماتى، شمّه‏اى از سیره پدر را چنین بیان کردند:
سالکان طریق الى الله معتقدند که پس از انتخاب راه، باید حرکت کرد و براى رسیدن به هدف، با کمک گرفتن از توسلات به انوار مقدسه، راه را کوتاه‏تر کرد. مرحوم ابوى هم این عقیده را داشت و انوار مقدسه ائمه معصومین (علیهم‏السلام) را واسطه فیض مى‏دانستند و از راه آنان حرکت مى‏ کردند و مى‏فرمودند: اگر انسان با اینها راست باشد و راست حرکت کند و معتقد هم باشد، جواب مى ‏گیرد.
ایشان از دوره جوانى به زیارت اهمیت مى‏داد و ملازم زیارت و زیارتگاه‏ها بود. ایشان چهار سال در کربلا و دوازده سال در نجف ساکن بود و تحصیل مى‏کرد. در این مدت مرتب به زیارت امیرالمؤمنین و امام حسین (علیهماالسلام) مى‏رفت. گرچه من اطلاع زیادى از کیفیت زیارت ایشان در آن‏جاها ندارم، ولى با اطلاعاتى که دارم، مى‏دانم در مدت اقامت در نجف، تمام ایام زیارتى را به کربلا مشرف مى‏شده و با بعضى از علما پیاده از نجف به کربلا مى‏رفته‏اند. بنا بر نقل یکى از علما در آن سفر که ایشان اغلب در ذکر یا سکوت بوده‏اند، در راه به منزل «خان مصلّى» که رسیدیم، نماز صبح را جملگى به ایشان اقتدا کردند؛ با این‏که از ایشان بزرگ‏تر هم بودند، نماز بسیار عجیبى اقامه نمودند. ایشان از زمان جوانى که براى تحصیل علم به عتبات عالیات مشرف شد، به راز و نیاز و توسلات بسیار اهمیت مى‏داد. مرحوم آقا خودش مى‏فرمود: من یک سال و اندى در کربلا ماندم که بالغ شدم و مى‏فرمود: اولین بارى که در کربلا براى زیارت مشرف شدم، دیدم در یک رواق کوچک، آقایى مشغول نماز جماعت است که حالات عجیبى دارد. تصمیم گرفتم فردا براى نماز بروم آن‏جا و نماز صبح را به ایشان اقتدا نمایم. فردا که مشرف شدم، دیدم رواقى که ایشان نماز مى‏خواند بسیار کوچک است؛ به طورى که حدود بیست نفر بیشتر داخل رواق نمى‏توانند نماز بخوانند و اقتدا کنند. من با خود فکر کردم من که کوچک هستم کمتر از چهارده سال داشتم اگر داخل رواق بایستم، ممکن است مرا بیرونم کنند. در این فکر بودم که دیدم نزدیک امام جماعت چهارپایه‏اى هست؛ تصمیم گرفتم کنار چهارپایه بایستم و چنانچه خواستند بیرونم کنند، بروم داخل چهار پایه بایستم و نماز بخوانم. همان‏جا نزدیک امام جماعت ایستادم و امام جماعت آمد و نماز را شروع کرد و چون روز جمعه بود، شروع به خواندن سوره جمعه کرد. دیدم آن بزرگوار خشوع و خضوع عجیبى دارد و در هنگام نماز، در احوالات عجیبى سیر کرد که گفتنى نیست.
ایشان از جوانى در این فکر و این حال بود که چنین درک و بینشى، از احوالات درونى و سیر عرفانى پنهان آن بزرگ‏مرد پرده برداشته و راز نهانش را یافته که از کس دیگرى حتى بزرگان تلامذه و شاگردانش، این مقام پنهان مانده‏ بود. با این درک و آگاهى در این سنّ کم مى‏توان حدس زد که در زیارت هم چه حال و هواى عجیبى داشته است. یکى از مراجع متوفى مى‏گفت: من آقاى بهجت را گاهى اذیت مى‏کردم و سر به سرش مى‏گذاشتم و حرف‏هایى را به شوخى به او مى‏گفتم که گاهى اذیت مى‏شد. یک روز ایشان وارد حرم امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) شد و مرا به اسم صدا کرد و گفت: اگر از این به بعد مرا اذیت کنى، به این مولا قسم مى‏گویم که از نجف بیرونت کند و من یقین داشتم که او این کار را مى‏تواند بکند؛ لذا دیگر ادامه ندادم. ایشان هنگامى که در نجف بود، وقتى از درس و بحث و ریاضات سیر و سلوکى کسل و خسته مى‏شد، چند روزى براى زیارت ائمه (علیهم السلام) به کربلا و کاظمین و سامرا مى‏رفت. ایشان مى‏فرمود: در حرم داد نزنند و سر و صدا راه نیاندازند؛ حتى براى صلوات خواستن، اگر بدانید چه بزرگانى و ملائکه‏اى در حرم‏ها هستند که اذیت مى‏شوند، چنین نمى‏کنید.
فرزند مرحوم آیت الله بهجت آنگاه به دوران حضور پدر در قم اشاره کرد و گفت:
وقتى که ایشان حدود 64 سال پیش یعنى سال 1324 شمسى به قم مشرف شد و مستقر گردید هر روز به حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) مشرف مى‏شد. در سال 1337 با این‏که منزل ما در خیابان آذر حسین‏آباد، در محله عربستان بود و راه تا حرم دور بود، ولى ایشان براى درس و بحث و تدریس و سپس براى زیارت، به‏طور مرتب به حرم مشرف مى‏شد و هر روز حتى روزهایى که درس و بحث هم تعطیل بود، مقید بود که براى زیارت، به حرم برود. زیارت ایشان در حرم مطهر حداقل بیش از یک ساعت و نیم یا دو ساعت و بعضى از روزها تا سه ساعت هم طول مى‏کشید و حدود یک ساعت را در مقابل ضریح حضرت معصومه (س) مى ‏ایستاد و سپس به داخل رواق‏ها مى ‏رفت که بعضى از شاگردان ایشان ساعت گذاشته بودند؛ زیرا همیشه علاوه بر زیارت حضرت معصومه، زیارت امین الله و زیارت جامعه کبیره را در حرم مى ‏خواند. به همین جهت من هم که خیلى از اوقات کنار ایشان مى ‏نشستم و گوش مى‏ دادم، زیارت جامعه را حفظ شده بودم. از ایشان سؤال شد این زیارت‏ها را چرا این‏جا مى ‏خوانید، در پاسخ فرمود: بزرگوارانى که در این زیارت‏ها مورد خطاب هستند را از همین‏جا زیارت مى ‏کنم. ایشان براى زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) معمولًا به ضریح نزدیک نمى ‏شد؛ بلکه در کنار دیوار طرف مسجد اعظم مى ‏ایستاد و زیارت مى‏ کرد تا کسى مزاحم نشود.
یکى از ویژگى‏هاى ایشان این بود که حدود دو ساعت قبل از فجر، از خواب بیدار مى‏شد و وضو مى‏گرفت و مشغول عبادت مى‏گردید. هنگامى که صبح مى‏شد، براى نماز و زیارت حرم از منزل خارج مى‏شد. زیارت ایشان طول مى‏کشید؛ به‏طورى که معمولًا برنامه‏هاى عبادت ایشان از وقتى که بیدار مى‏شد، تا مى‏رفت حرم و زیارت و برمى‏گشت پنج الى شش ساعت طول مى‏کشید و روزهاى پنج‏شنبه و جمعه بیشتر هم مى‏شد و وقتى هم که حرم شلوغ مى‏شد، به رواق‏هاى اطراف مى‏رفت و آن‏جاها راز و نیاز مى‏کرد؛ ولى با این همه، وقتى از حرم برمى‏گشت احساس خستگى نمى‏کرد؛ بلکه با نشاطتر مى‏شد. بله ایشان نمازهاى واجب را که مى‏خواند خیلى احساس خستگى مى‏کرد؛ بلاتشبیه ایشان وقتى با آن حال مخصوصى که داشت در نماز با فشار زیادى که تحمل مى‏کرد، به اندازه‏اى از حرارت عرق مى‏ریخت که پیراهنشان خیس مى‏شد؛ همانند پیامبر (صلى الله علیه و آله) که نقل شده است هنگام نزول وحى، احساس سنگینى مى‏کرد و عرق مى‏کرد؛ لذا ما کنارش پنکه مى‏گذاشتیم تا اذیت نشود.
مرحوم آقا وقتى به مشهد مشرف مى‏شد، در راه زیاد خسته مى‏شد و احساس ضعف مى‏کرد و گاهى مى‏فرمود: انگار از قم تا مشهد پیاده آمده‏ام؛ لذا دفعه اول که به حرم مشرف مى‏شد، زیارت کوتاهى مى‏کرد و برمى‏گشت و زیارت دفعه اول حدود بیست دقیقه الى نیم ساعت بیشتر طول نمى‏کشید، ولى پس از رفع خستگى، روزهاى دیگر زیارتش را بسیار طول مى‏داد و زیارت حضرت امام رضا (علیه‏السلام) طولانى‏تر از حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) مى‏شد. ایشان در مشهد مخصوصاً آن اوایل تا این چند سال قبل که هنوز خیلى پیر نشده بود و توان بیشتر داشت، هر روز دو بار به حرم مشرف مى‏شد؛ یک‏بار صبح زود و یک‏بار هم شب، پس از آن‏که شلوغى بعد نماز مغرب و عشاء فروکش مى‏کرد به حرم مشرف مى‏شد و زیارت مى‏کرد و حدود ساعت ده شب از طرف مسجد گوهرشاد بیرون مى‏آمد.
شیوه زیارتى آیت الله بهجت در آستان امام رضا (ع) نیز بخش خواندنى این گفتگو بود:
ایشان در حرم امام رضا (علیه‏السلام) زیارت‏ها را همیشه بیش از یک ساعت ایستاده مى‏خواند و حتى به دیوار هم تکیه نمى‏داد. ما هم که جوان بودیم، خسته مى‏شدیم و مى‏نشستیم؛ ولى ایشان خسته نمى‏شد و با زیارت شاداب‏تر هم مى‏شد. یادم هست یکى از بزرگان آن‏جا که منبر مى‏رفت و مسئله مى‏گفت در حرم همراه آقا خیلى خسته و اذیت مى‏شد و مى‏نشست و مى‏گفت: ایشان با این‏که هشتاد سال دارد، چطور همیشه در حال ایستاده همه زیارت‏ها را انجام مى‏دهد؟! بعدها که سن آقا زیاد شده بود، به عصا تکیه مى‏داد و باز ایستاده زیارت مى‏کرد که به آن بزرگوار گفتم شما آقا را چشم کردید و حالا با تکیه به عصا زیارت مى‏کند که گفت: من چشم زدم بلکه نایستد و خسته نشود! یکى از شاگردان ایشان مى‏گوید بعد از حرم و زیارت در رواق به ایشان گفتم: آقا ما که جوان هستیم قدرت نداریم این همه وقت بایستیم، شما چگونه خسته نمى‏شوید؟! آقا چیزى نفرمود تا رسید به خیابان و اشاره کرد رفتم نزدیک؛ پولى داد به من و فرمود: به عطارى مراجعه کن و داروى عین، شین، قاف (عشق) تهیه کن و میل کن تا خسته نشوى.
ایشان علاقه عجیبى به زیارت داشت و به آن بسیار اهمیت مى‏داد. یک بار که به مشهد مشرف شده بودیم، مرحوم شهید مطهرى (ره) از ایشان دعوت کرد که به فریمان برود و مهمان ایشان شود و حتى به من هم فرمود شما آقا را راضى کنید به فریمان بیاید؛ چون مرحوم علامه طباطبایى (ره) هم مهمان ایشان بود و فرمود اگر ایشان هم بیاید ملاقات ایشان و علامه طباطبایى دیدنى و بسیار خوب و مفید خواهد بود. من هم به آقا اصرار کردم؛ ولى ایشان راضى نشد. بعد از سال‏هاى سال که از این قضیه گذشت، صحبت این موضوع شد؛ به من فرمود: من علاقه داشتم به آن میهمانى و ایشان هم اصرار کرد، ولى عذرخواهى کردم؛ چون احساس کردم اگر به آن میهمانى بروم، توفیق یک زیارت حضرت رضا (علیه‏السلام) از من سلب خواهد شد؛ لذا با آن همه اصرار ایشان عذرخواهى کردم و نرفتم؛ ولى اکنون چند روز است که به مشهد آمده‏ام و از کسالت، یک بار نتوانسته‏ام حرم بروم!
ایشان این‏قدر علاقه‏مند به زیارت حضرت بود. وقتى هم که توانایى نداشت و احیاناً نمى‏توانست به حرم مشرف شود، از همان خانه زیارت مى‏کرد و به والده هم که ناتوان و ضعیف بود و نمى‏توانست به حرم مشرف شود، مى‏فرمود در آخرین نقطه خانه بایستد و زیارت کند و مى‏فرمود: همین‏جا (آخرین نقطه توانایى) حرم توست و خودش هم آن‏وقت که نمى‏توانست چنین مى‏کرد.
من خوب یادم هست در سال 1344 که به شرح لمعه مشغول بودم، ایشان براى من برنامه هفتگى نوشت و به من داد که در آن نوشته بود «برنامه هفتگى با آسانى ان‏شاءالله» و در آن برنامه چند چیز را تأکید کرده بود: این‏که یک درس اصول و یک درس فقه بخوان؛ ادبیات را یک بار مرور کن و هر روز بیا و مقدارى از شرح ابن عقیل را براى من بخوان، چون ایشان به ادبیات خیلى اهمیت مى‏داد و خودش هم در ادبیات قوى بود؛ این‏که هفته‏اى دو بار به حرم مشرف شدن براى طلبه خوب است که یک بار آن صبح یا شب جمعه باشد؛ مطالعات را در منزل انجام بده و کتابخانه نرو، مگر همراه برادرت، چون آن وقت من کوچک بودم. این نوشته را من هنوز دارم و سعى کردم آثار ایشان را تا مى‏توانم حفظ کنم؛ زیرا مرحوم علامه محمد تقى جعفرى در سال 1363 به من تأکید کرد هر چه ایشان فرمود آن‏را حفظ کنید و من از آن سال تلاش داشتم آنچه مربوط به ایشان است را نگهدارى کنم.
توجه و انس آیت الله بهجت به زیارت امام زادگان نیز در سیره زیارتى ایشان جایگاه خاصى داشت، به گونه اى که فرزند ارجمندشان در گفتگو مى گوید:
ایشان همیشه سفارش مى‏کرد به زیارت امام‏زادگان هم بروید؛ زیرا هر کدام خواصى دارند و هر یک از آنان در حکم داروى مخصوصى هستند. ایشان مى‏فرمود: اگر مردم تهران هفته‏اى یک بار به زیارت حضرت عبدالعظیم نروند، جفا کرده‏اند. خود ایشان امکان نداشت که به تهران برود و به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنى مشرف نشود. مرحوم آقا وقتى به طرف مشهد حرکت مى‏کردند، مقید بودند تا در رفت و برگشت، به زیارت حضرت عبدالعظیم مشرف شود و اگر درب حرم بسته هم بود، مى‏گفت پشت حرم مى‏مانیم تا باز شود و زیارت کنیم، بعد برویم. به‏یاد دارم یک بار نیمه شب از مشهد مقدس به تهران رسیدیم و به حضرت عبدالعظیم رفتیم، اما درب حرم بسته شده بود، فرمود: اگر مسافرخانه بدون پله باشد، آن‏جا اطاق بگیریم و بمانیم تا صبح به زیارت مشرف شویم و بعد برویم که این کار را کردیم و ایشان به زیارت حضرت عبدالعظیم و امام‏زاده‏ها هم مى‏رفت و سفارش مى‏کرد که باید اینها را احیاء کرد و حتى به آقاى رى‏شهرى سفارش کرد که قبور علما آن‏جا را مشخص و احیاء کند که ایشان هم دستور داد و این کار را انجام دادند.
ایشان در قم هم مقید بود که روز وفات امام جواد (علیه السلام) به چهل‏اختران برود و قبر موسى مبرقع را زیارت کند.[5]
زیارت در کلام حضرت آیت‏الله بهجت (ره)
در پایان، نه نکته از نکات الهام بخش این عالم وارسته تقدیم مى شود:

توفیق زیارت ربطى به داشتن پول ندارد؛[6]
ایرانى‏ها باید نعمت حرم امام رضا (علیه‏السلام) را که زیارت آن براى‏شان فراهم است، مغتنم بشمارند؛[7]
حرم مطهر امام رضا (علیه‏السلام) نعمت بزرگ و گران‏قدرى است که در اختیار ایرانى‏هاست و عظمتش را خدا مى‏داند؛[8]
انسان اگر هر یک از مشاهد مشرفه را طواف کند، همه مشاهد مشرفه را در همه جا زیارت کرده و برایش مفید است؛[9]
به امام‏زاده‏ها بروید؛ زیرا این بزرگواران هم‏چون میوه‏ها که هر کدام خاصیتى دارند، هر کدام‏شان خواص و آثارى دارند؛[10]
یکى از کرامت‏هاى شیعه، قبور و مزارهاى امام‏زادگان است، لذا نباید از زیارت آن‏ها غافل باشیم و خود را محروم سازیم؛[11]
اهم آداب زیارت این است که بدانیم بین حیات معصومین (علیهم السلام) و مماتشان هیچ فرقى وجود ندارد؛[12]
دیده و شنیده شده که اشخاص در مشاهد مشرفه به امامى که صاحب ضریح است، سلام کرده و جواب شنیده‏اند؛[13]
اگر کسى بخواهد عطش دیدار آن‏ها (معصومین علیهم‏السلام) را در وجود خود تخفیف دهد، زیارت مشاهد مشرفه به منزله ملاقات آن‏ها و دیدارامام عصر (عج) است؛ زیرا آن‏ها در هر جا حاضر و ناظرند[14].

 
[1] . در دو شماره پیشین، با سیره معصومین( علیهم السلام) واصحاب بزرگوارشان در باب زیارت آشنا شدیم. در این بخش نمونه‏هایى از سیره علماى دین و احیاگران آیین محمدى در این‏باره را بیان مى کنیم.
[2] . برگرفته از نوار مصاحبه با حضرت آیةالله ملکوتى که با حضور نویسنده متعهد، جناب حجة الاسلام عبدالرحیم اباذرى انجام گرفته است.
[3] . برگرفته از نوار مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین ققرهى در سال 1388.
[4] . متن پیاده شده از مصاحبه حضرت آیه الله ملکوتى.
[5] . این مصاحبه در اواخر سال 1388 با حضورحجت الاسلام و المسلمین جناب آقاى عبدالرحیم اباذرى صورت گرفت. فرزند برومند ایشان ابتدا اظهار داشتند که مرحوم آقا زمانى که زنده بود، خودش در این موارد صحبت نمى‏کرد و مى‏فرمود: تا من زنده هستم، راضى نیستم کسى از طرف من حرفى بزند؛ لذا مطالب کمى از ایشان درباره زیارت و غیره باقى مانده است.
[6] . در محضر ج 1 ص 329
[7] . همان ج 1 ص 329
[8] . همان ج 1 ص 328.
[9] . همان ج 2 ص 104.
[10] . گوهرهاى حکیمانه ص 104.
[11] . در محضر ج 55 2.
[12] . برگى از دفتر آفتاب ص 140.
[13] . در محضر ج 1 ص 69.
[14] . همان.