(مسجد الرأس، ایوان العلما، جلوه هاى طبیعى صحن)
پروژه تعویض پرده
پرده ای که روى مقبره مقدّس سرور و مولایمان، امیر مؤمنان على (ع) قرار داشت، مربوط به زمانهاى گذشته بود و دیگر آن زیبایى، طراوت و تازگى را نداشت. رنگش پریده و تعویض آن با پرده جدیدِ دیگر، که شایسته این مکان مقدّس باشد، ضرورى به نظر مى رسید که به یارى خداوند و به برکت اهل بیت (علیهم السلام) در 13 رجب سال 1427 ه. (سالروز ولادت على بن ابى طالب (ع)) کار گلدوزى و زربافى پرده اى مجلل و شکوهمند براى مقبره ایشان به اتمام رسید. این کار به دست پنج تن از زنان با ایمان اصفهان، در ایران و پس از انجام بیش از شش ماه کار طاقت فرسا انجام شد.
برخى مشخصه هاى این پرده عبارتند از:
- پارچه آن، از بهترین و برجسته ترین نوع حریر است. کار بافت آن، در ایران و در شهر یزد انجام شده و مساحت آن 30 متر مربع مى باشد.
- آیاتى که این پرده با آن تزیین یافته، از سوى هیأت ناظر بر پروژه انتخاب گردیده است. بدین گونه که آیات سوره اخلاص براى سمت سر امام مشخص شده است؛ چرا که امام (ع) نمونه اخلاص و سرور موحّدان جهان است.
- آیه: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ[1] براى سمت صورت امام تعیین شده است؛ زیرا این آیه از برجسته ترین آیاتى است که بر ولایت ایشان دلالت مى کند.
- آیه قُلْ کَفى بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ[2] را براى قسمت پشت سر امام برگزیده اند تا دلیل بر علم او باشد.
- و بالأخره آیه: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ[3] براى سمت پاى شریف در نظر گرفته شده؛ زیرا این آیه گواه بر مبارزه و جهاد او در راه خدا است.
- آیات یاد شده، به قلم استاد بین المللى خوشنویسى، جناب آقاى «محمد موحّد» در شهر مقدس قم نگاشته شد و بعد از تهیه عکس به دست استاد «سید مجتبى امیر باقیان» در شرکت بیوگرافى الزهراى قم، کار چاپ آن بر روى پارچه در شهر مقدس مشهد انجام گرفت.
- در ساخت این پرده بیش از 110 کیلو طلاى 24 عیار، 8 کیلو نقره و حدود یک کیلو مروارید استفاده شده است.
- جناب آقاى حاج مرتضى محزونیه، از تجار شهر اصفهان، به این پروژه کمک کردند.
- دوخت پرده به دست سرکار خانم پوران محزونیه، به پایان رسید. خداوند متعال همه آنها و همه خواهران و برادران مؤمن را موفق و پیروز بدارد. همانا او بخشنده و مهربان است.
مسجد الرأس
مسجد الرأس، مسجدى با بناى کهن و در سمت غرب صحن حیدرى، چسبیده به ضلع غربى آن مىباشد. شیخ جعفر محبوبه، در باره آن مىگوید:
«مسجدى قدیمى است که منبرى ساخته شده از سنگهاى بزرگ در دیوارهاى آن ریشه دارد که همزمان با حرم علوى ساخته شده و «البراقى» آن را به شاه عباس اوّل نسبت مىدهد، همانطور که میان مردم نجف نیز اینگونه شایع است.»
شیخ محمد حرز الدین در شرح حال میرزا هادى خراسانى، او را مردى اهل مطالعه در تاریخ توصیف کرده و این سخن را از او نقل مى کند که:
«این مسجد به نام مسجد الرأس شناخته شد و آن را غازان بن هولاکوخان بنا نهاد. ساخت آن یکسال کامل به طول انجامید. غازان خان، میان نجف و مسجد «حنانه» در وادى «ثویه» چادر زده بود تا اینکه بناى آن را کامل کرد.»
در حاشیه کتاب «معارف الرجال» آمده است: «غازان خان در سال 703 ه. برابر با سال 1304 م. در رى در گذشت.»
در مورد سبب نامگذارى این مسجد به «مسجد الرأس» دو احتمال وجود دارد:
اول: موقعیت مسجد؛ چرا که در سمت سرِ حضرت (ع) واقع است.
دوم: روایات؛ از امام صادق (ع) نقل شده که سرِ امام حسین (ع) در این مسجد دفن شده است؛ از جمله آنها است روایتى که عبدالکریم بن طاووس، شیخ کلینى و ابن قولویه از زیدبن ابى طلحه نقل مىکنند که گفت:
وقتى امام صادق (ع) در حیره بودند، به من فرمودند: نمىخواهى به آنچه که به تو وعده داده بودم عمل کنم؟ گفتم: میخواهم- مرادش بردن من براى زیارت قبر امیرالمؤمنین (ع) بود- در این هنگام امام (ع) و اسماعیل سوار بر مرکب شدند و من نیز با ایشان سوار شدم. وقتى از وادى «ثویه» عبور کرد، میان حیره و نجف، جنب ریگهاى سفید و روشن پیاده شد و اسماعیل هم پایین آمد و من نیز از مرکب پیاده شدم. حضرت نماز گزاردند و اسماعیل هم با آن حضرت نماز گزارد و من نیز نماز گذاردم. امام (ع) به اسماعیل فرمودند: برخیز و بر جدّت حسین (ع) سلام ده. گفتم: جانم به قربانت! مگر امام حسین (ع) در کربلا نیستند؟ فرمودند: بله، در کربلا هستند، ولى آنگاه که سر او را به شام مىبردند، یکى از دوستان ما آن را ربود و کنار امیر مؤمنان (ع) به خاک سپرد».[4]
شیخ محمد حرز الدین، از میرزا هادى خراسانى و از او «سید داوود رفیعى» و او از پدرش و پدرش نیز از اجدادش نقل مىکنند که:
«در مسجد غربى متصل به ساباط، ایوان کوچک چهار گوشى در سمت دیوار جنوبى، میان محراب مسجد و ساباط قرار دارد. در این ایوان قبرى است که بر روى آن پنجرهاى از فولاد گرانبها و ارزشمند میباشد و داراى درى قفلدار است. آنجا موضع قبر سر امام حسین فرزند امیر المؤمنین (ع) مىباشد.»
و نیز روایت کرده است:
«اسماعیلیانِ هندیتبار این قبر را زیارت مىکردند و زیارتش در نزد آنان از جایگاه ویژهاى برخوردار بود تا اینکه تعداد زائران آن زیاد شد، بلافاصله پس از این افزایش و ازدیاد جمعیت، اداره اوقاف عثمانى در نجف، از سمت تکیه بکتاشیه درى گشود و درِ اول آن را بست. هندیان وسایر زائران از درِ تکیه بکتاشیه داخل مىشدند. بعد از مدتى این در را هم بستند و مسجد سالهاى سال، تا زمان اشغال عراق و تشکیل حکومت عربى در عراق، بسته ماند.
در این مرحله، براى بار دوّم، قبرها آشکار شدند و مرمّت آن در سال 1351 ه. آغاز گشت. در روز 23 ذىحجه همان سال، از درِ اول مسجد، وارد آن شدیم و پس از اینکه به محل قبر نظر افکندیم، جز تخته سنگى بر دیوار جنوبى که طول آن بیش از یک ذراع و عرض آن یک ذراع بود، چیزى نیافتیم.» مىگویم:
«بر روى این تخته سنگ، نوشتهاى به خط کوفى بود و در همان مکانى قرار داشت که شیخ محمد حرزالدین ذکر کرده بود و تخته سنگِ دیگرى نیز به شکل محراب، در محلّ محراب مسجد قرار داشت که این دو تخته سنگ داراى ارزش باستانى مىباشند. در سال 1965 م هیئتى از سازمان میراث فرهنگى آمدند که دوربینهایى مدرن براى عکس بردارى از برخى آثار با خود همراه داشتند. درباره آن دو تخته سنگ از من پرسیدند و من آنها را راهنمایى کردم. من نیز آز آنها در مورد آن دو سنگ پرس و جو کردم که آنها گفتند: سازمان میراث فرهنگى از این دو سنگ در سال 1937 م. عکس بردارى کرده و این دو، از جنس سنگى معروف به «حدید چینى» مىباشند که نمونه نادرى از آن هستند؛ چرا که این دو سنگ رنگى هستند ولى «حدید چینى» معمولًا سیاه است. هنگام تخریب مسجد این دو تخته سنگ را براى محافظت از شکسته شدن آنها، به انبار منتقل کردند.»
شیخ جعفر محبوبه چنین نقل کرده است: «گفته مىشود این بنا (مسجد الرأس) در دوران زندگى علّامه سید بحرالعلوم، براى دومین بار، احداث شده و ایشان به برخى از نزدیکان و خواص خود مىگفت: «این مسجد محلّ قبر سرِ امام حسین (ع) است و بناى مسجد در اینجا به همین دلیل مىباشد.»
از آنچه گذشت، بر ما روشن شد که بناى مسجد، یا منسوب به غازان (متوفاى سال 703 ه.) است و یا شاه عباس صفوى اوّل (متوفاى سال 1038 ه-.)؛ اگر فرضیه نخست را درست بدانیم، بعید به نظر نمىرسد که شاه عباس، برخى از تعمیرات و اصلاحات را بر روى مسجد انجام داده باشد، همانگونه که مانند این تعمیرات را بر روى ساختمان پیشین روضه حیدرى، در اوایل قرن یازدهم انجام داد.
و در صورت درستى هر دو فرضیه، قدمت و دیرینگى بنا، اجازه اجراى برخى از بازسازىها بر روى ساختمان را در هر دو زمان مىدهد. از آنجمله آنچهکه «شیخ جعفر محبوبه» از کتاب فارسى «تاریخ نادرى» نقل مىکند- که آن را ترجمه کردهام-: «رضیه سلطان بیگم دختر مرحوم شاه حسین که همسر نادر شاه بود، دو هزار نادرى به ساختمان مسجد جامع- که در کنار قبر سر امام حسین (ع) قرار داشت- کمک کرد.»
و نقل کرده است: «این کار در سال 1156 ه. یعنى سال طلا کارى گنبد شریف انجام شد.»
و نیز گفت: «در دوره سلطان عبد الحمید عثمانى دیوارهاى آن- یعنى مسجد الرأس- رنگ شد و منبرى از جنس سنگ مرمر در آن کار گذاشته شد و به اهل سنّت اختصاص یافت و پس از انهدام حکومت عثمانى، کار بر روى آن متوقف شد. سپس دولت به آبادانى و بازسازى آن اقدام کرد.»
بعد از گذشت این فاصله زمانى و روند طولانى ساخت این مسجدِ مقدس- که دست کم چهار قرن و شاید هشت قرن به طول انجامید و با همه اصلاحات و تغییراتى که بر روى آن انجام شده بود- به نزدیک آن رفتم و متوجه شدمکه تنها یک سوم شمالى آن ناتمام است و در مورد بقیه بنا، در کتاب «ماضى النجف» آمده است:
«پنج متر از ساختمان مسجد تخریب و به خیابان پیرامون حرم مطهّر افزوده شد و برخى از ستونهاى آن فرو ریخت و آن مقدار که خراب شده بود با همان سبک معمارى پیشین بازسازى گردید. شنیدم آیت الله العظمى میراز محمد حسین نائینى و پس از آن آیت الله العظمى سید جمال الدین هاشمى گلپایگانى و بعد از وى فرزندش آیت الله سید محمد جمال هاشمى امام جماعت این مسجد بودهاند. پس از سید محمد جمال هاشمى، فرزند فاضلش علامه سید هاشم هاشمى عهده دار این مسؤولیت بود حکومت گذشته، ایشان را دستگیر و تبعید کرد. بدین ترتیب مسجد براى چندین سال بسته و متروک ماند.
مرجع بزرگ و عالیقدر، آیت الله العظمى سید محسن طباطبایى (رحمة الله) در این مسجد درس خارج مىگفت و در این اواخر، آیت الله العظمى شهید محمد صادق صدر این مسجد را مکانى براى تدریس قرار داده بود و صبح و عصر در آن تدیس داشت.
سرانجام در سال 1426 ه. تخریب این مسجد به اتمام رسید و داخل طرح بزرگ توسعه رواق مقدس قرار گرفت.»
مسجد الخضرة (مسجد الخضراء)
از مساجد کهن نجف اشرف است و به درستى مشخص نیست چه کسى آنرا ساخته و چه زمانى ساخت آن به پایان رسیده است؟ این مسجد چسبیده به ضلع شمال شرقى صحن مطهر حیدرى است و داراى دو در مىباشد: درِ نخستِ آن درخیابان دور صحن شریف و درِ دوم آن، در سوّمین ایوان سمت راست، هنگام داخل شدن از باب مسلم بن عقیل (باب العبایچه) قرار دارد.
شیخ محمد حرزالدین گفته است:
«مسجد خضره را درویشى هندى، در فضاى متّصل به مسجد و در حوالى دوران ملالى، در نجف ساخت و از آن تاریخ به بعد به مسجد خضره معروف شد.»
به استناد این گفته، مشخص مىشود که این مسجد در قرن دهم موجود بوده است؛ چرا که ملّا عبدالله صاحب کتاب «حاشیه المنطق» که به نام خودش مشهور است (حاشیه ملا عبدالله)، بزرگ خاندان ملالى، از طرف شاه عباس صفوى اول به خزانهدارى حرم علوى منسوب شده بود و شاه عباس هم در سال 996 ه. به حکومت رسید و در سال 1037 ه. وفات یافت.
شیخ جعفر محبوبه این چنین بیان کرده که: «در آن- یعنى در مسجد خضراء- اثرى باستانى که قدرت آن را ثابت کند، وجود ندارد ...»
و نیز گوید: «علّت نامگذارى این مسجد را نمىدانیم امّا ممکن است جدیدتر از نام «خضره الشریفه» باشد و سپس به «مسجد الحضره» معروف شده و بعد از آن تحریف (جابجایى نقطه و اعراب)، و تبدیل به «خضره» گردید و احتمال دیگر اینکه درون مسجد گیاه و سبزهاى بوده و به سبب آن به «خضره» (سبزه) مشهور گشت. «البراقى» این مسجد را به على بن مظفر صاحب کتاب «الرؤیا» نسبت مىدهد. آنچه شیخ جعفر محبوبه در این متن بیان کرده، تنها صِرف احتمالات است و به دلیل و مدرکى استناد نکرده و آنچه را از «البراقى» نقل مىکند ممکن است اشتباهى از سوى البراقى باشد. از سید عبدالکریم بن طاووس رؤیا ابن مظفر، متنى نقل شده که:
«ابن مظفر النّجار حکایت کرد که: در ملکى سهم داشتم که آنرا به صورت غصبى از من گرفتند. داخل حرم امیرالمؤمنین (ع) شدم در حالیکه شاکى بودم، گفتم: اى امیر مؤمنان، اگر ملکم را به من برگردانى این مجلس را از مال و ثروت خود خواهم ساخت. پس از مدّتى سهم من از آن زمین بازگردانده شد.
مدتى بىتوجه بود تا اینکه امیر المؤمنین (ع) را در خواب دید، در حالیکه حضرت در گوشه گنبد ایستاده بود. دستش را گرفت و حرکت کرد تا اینکه در قسمت بیرونى باب الوداع ایستاد و به مجلس اشاره کرد و فرمود: یُوفُونَ بِالنَّذْرِ)؛ یعنى آنان بر نذر خود وفا کردند.»
ابن مظفرالنجار مىگوید عرض کردم:
«با کمال مسرّت، از فرداى آن روز مشغول ساختن آن گردید. روشن است که این خواب و رؤیا و کرامت دلیل بر این نیست که او مسجد الخضرا را ساخته باشد؛ چراکه در این داستان کلمه «مجلس» آمده و این متن در کتابهاى «الغارات» و «بحارالأنوار» به همین شکل آمده ولى در حاشیه کتاب «ماضى النجف» این داستان از کتاب «فرحه الغرى» نقل شده که در آنجا به جاى کلمه «مجلس»، مسجد را آورده است.»
حاج حسین شاکرى مىگوید:
«این مسجد را «خضراء»، خواهر «عمران بن شاهین» بنا نهاده ولى منبع این اطلاعات را ذکر نکرده است. من هم پس از بررسى در منابعى که در مورد تاریخچه نجف و روضه حیدرى نوشته شده در این باره چیزى نیافتم، چرا که نام آن «مسجد الخضره» بوده و «خضراء» نام جدیدى است که مردم در قرن حاضر به آن پىبردهاند.
یکسوم از مساحت مسجد گرفته شد و به خیابان اطراف صحن افزوده گردید. بازسازى، مرمت و توسعه آن در سال 1368 ه. توسط دولت عراق به پایان رسید.»
آیت الله خویى (رحمة الله) دردهه هشتاد قرن چهاردهم دستور داد مسجد را تخریب وآنرا بازسازى کنند.
ایشان براى تجدید بناى آن، تلاشهاى زیادى انجام داد و حجت الاسلام شیخ میرزا احمد انصارى را به عنوان سرپرست و ناظر این طرح قرار داد.
مرحوم آیت الله خویى، امام جماعت این مسجد بود و همچنین محلّى براى تدریس فقه و اصول او معین شده بود. در این مسجد صدها مجتهد درس خوانده و در مناطق مختلف پراکنده شدهاند که از جمله آنها مراجع تقلید نجف اشرف و برخى از مراجع تقلید در قم بودند.
زمانیکه آیت الله خویى سلامتى خود را از دست داد و تدریس را کنار گذاشت، داماد خود، آیت الله سید نصرالله مستنبط را به جاى خویش گذاشت.
آیت الله خویى بعد از وفات سید مستنبط، مسؤولیت تدریس و امام جماعتى را به عهده آیت الله سید على سیستانى (دام ظله) نهادکه براى چندین سال ادامه داشت. پس از آن، اداره اوقاف به خاطر ترمیم مسجد، درِ آن را بست و تا زمان فرو پاشى رژیم سابق بسته ماند. بعد از سقوط حکومت قبلى، باز هم درِ مسجد به دلایل امنیتى بسته ماند؛ چراکه به صحن شریف راه داشت. تا اینکه بالأخره بعد از باز سازى و پیدا کردن وضعیت مناسب، به دستور آیت الله سید على سیستانى بازگشایى شد. این جریان در روز دو شنبه، مورخ یکم جمادى الأول سال 1427 ه. برابر با 29/ 5/ 2006 میلادى رخ داد و نماز مغرب و عشا به جماعت و به امامت سید حسن مرعشى در آن برگزار شد.
حسینیه صحن شریف
این حسینیه در جهت شرق، دیوار شمالى صحن حیدرى قرار دارد و درِ ورودى این حسینیه در ایوان سوم، از گوشه شمال شرقى مىباشد که تنها ورودى آن است. بناى آن قدمت چندانى ندارد و مشهور استکه متولّى ساخت آن، فردى نیکوکار به نام سید هاشم زینى (رحمة الله) از بزرگان و شخصیتهاى برجسته نجف اشرف بوده است.
این حسینیه در طبقه همکف داراى دو اتاق بزرگ مستطیل شکل استکه موازى هم هستند و شبیه سالن مىباشند که محوطهاى رو باز و تقریباً مربع شکل، میان این دو سالن فاصله شده و در بخش غربى این محوطه وضوخانه قرار دارد.
طبقه فوقانى حسینیه نیز داراى دو اتاق است که بر روى اتاقهاى طبقه همکف قرار گرفته و به اندازه آنها هستند. البته ایوانى مستطیل شکل و با ارتفاعى کم، میان این دو طبقه قرار دارد.
این حسینیه ساخته شد تا زائران، جهت وضو و برپایى نماز، از آن استفاده کنند ولى متوجه شدم که اتاقهاى بزرگ آن را انبارى براى مصالح ساختمانى و وسایل دور افتاده کردهاند و زائران فقط از آن براى وضو استفاده مىکنند. بعد از مدّتى درِ آن بسته شد و براى چندین سال، بسته ماند.
پس از فرو پاشى رژیم بعث عراق، هیأت ناظر و سرپرست امور حرم، وسایل را بیرون ریخت و ساختمان آن را تخریب کرد تا آنرا به سبک و شیوه جدید بسازد تا قابل بهرهبردارى شود امّا این هیأت پیش از اتمام پروژه، مدیریت امور حرم را از دست داد.
وقتى مدیریت امور حرم به دست مقام مرجعیت سپرده شد، کار در حسینیه دنبال شد تا آنچه را که مدیریت پیشین آغاز کرده بود به پایان برساند. کار بر روى این پروژه، بعد از پذیرش مدیریت از سوى هیأتى که «دیوان وقف شیعى» با حمایت مقام مرجعیت آنرا تشکیل داد، همچنان ادامه دارد.
ایوان علما
ایوانى است در مرکز ضلع شمالى رواقِ مطهر و مُشرف بر صحن شریف. این ایوان روبهروى مقبره مرحوم سید محمد کاظم یزدى، در نزدیکى باب شیخ طوسى (رحمة الله) واقع شده است.
به این خاطر «ایوان العلما» نامیده شد که تعدادى از علما در آن و یا مقابل این ایوان به خاک سپرده شدهاند؛ از جمله علماى مشهور مدفون در این ایوان، عبارتاند از: شیخ احمد بن اسماعیل جزایرى، صاحب کتاب، «قلائد الدرر فی بیان آیات الاحکام بالاثر» (متوفاى سال 1151 ه.) شیخ محمد مهدى نراقى، مؤلف کتاب «جامع السعادات» (متوفاى سال 1209 ه.) فرزندش شیخ احمد نراقى، مؤلف کتاب «المستند» (متوفى سال 1245 ه-.)، سید على داماد (متوفاى سال 1336 ه-.) و ...
مدرسه علمیه صحن شریف حیدرى
طبقه فوقانى ساختمان صحن، شامل پنجاه و دو حجره است. مقابل هر حجره ایوانى است که مشرف بر فضاى صحن شریف بوده و پشت سر هر مجموعه از آنها راهرویى است که به پلّهاى منتهى مىشد. این پله به حجرهها مىرسند. این اتفاقها ساخته شدند تا همانند سایر مدارس در محلههاى نجف اشرف، مسکن و محلّى براى اقامت طلاب علوم دینى باشند. این حجرهها شبیه همان چیزى است که امروزه به آن خوابگاه مىگویند.
بانگاهى به تاریخ متوجه مىشویم که ساختمان سابق این مجموعه، شامل حجرههایى براى اسکان طلاب علوم دینى بوده و این غرفهها توسط طلبهها پُر شده بودند. برخى ازعلما، همانند مقدس اردبیلى حجرههایى در صحن شریف داشتهاند که کتابهاى خود را داخل آنها تألیف کرده و نیز محلى براى تدریس درسهایشان بوده است. بعد از قیام ماه صفر سال 1377 ه. برابر با سال 1977 م. نیروهاى سرکوبگر رژیم سابق اقدام به تخلیه آنها کرد و در نتیجه این حجرهها از طلاب علوم دینى خالى شد. این کار با طرح و نقشه پاکسازى حوزههاى علمیه در نجف اشرف و دو شهر مقدس کربلا و کاظمین انجام شد و از آن تاریخ به بعد، حجرههاى این مدرسه خالى مانده است.
ناودان طلا (ناودان رحمت)
این ناودان رو به روى در قبله، بر بالا و میانه ضلع جنوبى رواق شریف قرار دارد و تنها وسیله خروج آب بارانى است که بر روى گنبد، حرم و رواق مىبارد. بهطور معمول، مردم آبى راکه از این ناودان پایین مىریزد، به جهت تبرک به گنبد شریف، براى شفا بر مىدارند.
از برخى مردم شنیده شده که این ناودان، رو به روى ناودان کعبه است و این مطلبى است که پس از بررسى و مطالعه مصادر و منابع، تأییدى برآن نیافتم.
بسیارى از زائران ایرانى، هندى و عراقى به سوى این ناودان مىآیند تا در زیرآن بایستند و به قصد قربت دو رکعت نماز بخوانند و حاجات خود را از خداوند و با توسّل به امیر مؤمنان بخواهند. بیشتر آنان مىگویند حاجاتشان بعد از این کار برآورده شده، البته روشن است که این کار مستند به روایت نیست ولى هر روز به این کار مىپردازند و ندانستیم که منشأ آن چیست و کجا است.
به یقین کسى که دو رکعت نماز به قصد قربت بخواند و براى برآورده شدن خواستههایش دست طلب به درگاه خداوند دراز کند، در هر مکانى از حرم امیر المؤمنین هم که باشد، به خواست خدا حاجاتش برآورده مىشود.
سید عبدالکریم بن طاووس، با سندى که «داود بن فرقد» نقل کرده، روایت مىکند:
ابوعبدالله به من فرمودند، در نزدیکى کوفه قبرى است که اگر انسان داراى اندوه و مشکل در آنجا دو یا چهار رکعت نماز بخواند، خداوند خواستههایش را بر میآورد و غمهایش را مىزداید. راوىگوید: عرض کردم منظورتان قبر امام حسین (ع) است؟ امام با سر اشاره کردند: نه. پس پرسیدم: قبر امیرالمؤمنین؟ حضرت با سر اشاره کردند: بله.
جلوههاى طبیعى روضه مطهّر حیدرى
پدیده اول
دیوار شرقى صحن شریف حیدرى، به گونه اى طراحى شده است که در تمام فصول سال، شاخصى است براى تعیین وقت زوال. این پدیده در دو جاى آن رؤیت مىشود.
اوّل: در زیر ساعت، روبه روى باب «امام رضا (ع)» (معروف به باب سوق الکبیر) سه قوس وجود دارد که با کاشى خمیده آبى رنگ پوشیده شده است؛ زمانى که خورشید به میانه قوس وسطى مىرسد، نشانه وقت زوال مىباشد.
دوّم: در ایوانهاى چهارگانهاى که میان باب «مسلم بن عقیل» (معروف به باب العبایجیه) و گوشه شمال شرقى قرار دارد؛ هنگامى که خورشید بالا مىآید و به اندازه چهار انگشت از لبه این ایوانها مىگذرد، در تمامى فصول سال نشان دهنده وقت زوال است.
پدیده دوّم
در حرم مطهّر، جلوهاى وجود دارد که هر روز، زمان طلوع و غروب خورشید و در تمامى فصول سال، تکرار مىشود. این پدیده زمانى اتفاق مىافتد که پرتو خورشید هنگام طلوع آفتاب از پنجرههاى شرقى پایین گنبد، به داخل حرم رخنه مىکند و همزمان با غروب خورشید، از پنجرههاى غربى پایین گنبد خارج مىشود.
[1] .« ولى شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آوردهاند: همان کسانى که نماز بر پا مىدارند و در حال رکوع زکات مىدهند.»
[2] .« بگو: کافى است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، میان من و شما گواه باشد.»
[3] .« و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مىفروشد. و خدا نسبت به[ این] بندگان، مهربان است.»