در سال 1106 قمرى در حادثه اى که منجر به آتش سوزى در آستان عسکریین (علیهما السلام) در سامرا شد، حاشیه هایى در جامعه وقت روى داد که شعاع این شعله، دامن اعتقادات و باورها را نیز در خطر اشتعال قرار داد. در این فضا، واکنش علّامه مجلسى، زیبا و ستودنى است. او در یک موضع رسمى، ضمن تشریح این واقعه، به پاسخگویى شبهه موجود در جامعه مى پردازد. متن ذیل برگردان فارسى مطلب مندرج در بحارالأنوار (ج 50، ص 337) با عنوان «دفع شبهه» است:
«پیش آمد بسیار بزرگ و مصیبتى وحشتزا، در سال 1106 هجرى در روضه منوره سامرا اتفاق افتاد و علت آن این بود که رومیها و گروهى از اعراب بىاهمیت، سامرا را در اختیار داشتند و کمتر اعتنا به روضه مقدس مى گذاشتند و سادات و بزرگان به واسطه ستمگرى، از سامرا کوچ کرده بودند؛ از جمله بىاعتنایى ایشان آن بود: یک شب چراغى را در محل نامناسب قرار داده بودند، داخل روضه مطهر، از فتیله آتش به فرش اثر گذاشت، کم کم به چوبها و بالأخره آتشسوزى ادامه یافت. هیچ کس نبود که خاموش کند. فرشها و ضریح و چوبها و درهاى حرم تمام سوخت. این آتشسوزى موجب سستى عقیده بعضى از شیعیان ضعیف الاعتقاد گردید و مستمسکى براى دشمنان ائمه و مخالفین شد.
با آنکه اینها نمىدانستند چنین پیش آمدهایى موجب زیان به مقام ائمه گرام نخواهد شد و از جلال و عظمت ایشان نمىکاهد. این وقایع خشم پروردگار است بر مردم و ضرورتى ندارد که پیوسته معجزهاى بکنند؛ زیرا اعجاز تابع مصالح کلّى و اسرار بسیار ریز و مهمى است که ما نمیتوانیم پى به موقعیت و یا عدم موقعیت بروز و ظهور معجزه ببریم. این خود نوعى امتحان و آزمایش براى مردم است.»
چنین پیشآمدى در حرم پیامبر (ص)، در مدینه نیز اتفاق افتاد؛ شیخ فاضل و دانشمند بزرگ، یحیى بن سعید، در کتاب خود بهنام «جامع الشرائع» مینویسد:
«در همین سال؛ یعنى 654 هجرى، در ماه رمضان، منبر پیامبر و سقفهاى مسجد آتش گرفت. بعد منبرى دیگر ساختند.»
صاحب «عیون التواریخ» که از دانشمندان اهل سنت است، مىنویسد:
«در سال 654، شب جمعه، در ماه رمضان آتشسوزى در مسجد پیامبر (ص) در مدینه اتفاق افتاد. ابتداى آتش از زاویه شمال غربى بود. یکى از خدمتکاران وارد خزانه شد و در دستش شمعدانى بود، آن را به محلى آویزان کرد، با سرعت آتش به سقف رسید و پیوسته پیش میرفت، با اینکه مردم بسیار کوشش در اطفاى حریق کردند. تمام سقف هاى مسجد سوخت و بعضى از پایهها خراب شد و گچهاى دیوار ریخت. هنوز مردم بهخواب نرفته بودند. سقف حجره پیامبر نیز سوخت وهرچه باقیمانده بود روى زمین ریخت و همانطور ماند، فردا صبح که جمعه بود، مردم محل نماز را تغییر دادند.»
«قرامطه نیز کعبه را ویران کردند و حجر الأسود را از آنجا برداشته، در مسجد کوفه نصب کردند.»
در تمام این وقایع معجزهاى ظهور و بروز نکرد و فورى با قدرت غیر عادى پیشگیرى نشد، ولى معمولًا در چنین وقایعى، آثار خشم خدا بر مخالفین دراین نواحى با فاصله مختصرى آشکار گردید؛ چنانچه در همین آتشسوزى خشم خدا بر این گروه آشکارا دیده شد.
وقتى جریان آتشسوزى سامرا به سلطان حسین صفوى رسید، دستور داد خرابیها را به خرج آن دولت، بسیار عالى ترمیم کنند و چهار صندوق مجلّل بسازند و ضریحى مشبک چون آسمان که زیبا و درخشان است، ساختند.»
*** ملا محمد باقر مجلسى یکى طلایه داران فرهنگ و اندیشه شیعى در عصر طلایى صفوى است. آثار اجتماعى و فرهنگى بسیارِ علّامه، او را به عنوان عالمى برجسته، نو آور و مبتکر، زبانزد همگان ساخته بود. از این روى، وى به سال 1098 هجرى از سوى شاه سلیمان به شیخ الاسلامى اصفهان برگزیده شد. وى این منصب را تا مرگ شاه سلیمان در اواخر سال 1105 بر عهده داشت. او، هم به «اصلاح اصحاب دولت» مىاندیشید و هم به «انس بیشتر مردم با آیین تشیع». به قول ادوارد براون او مىدانست «براى دست یافتن به مردم باید از زبان مردم سود جست و ساده نویسى کرد.»
مجلسى آثار بسیارى را به فارسى روان نوشت و برخى از آثار کهن را به فارسى ترجمه کرد. همچنین در رواج زبان پرسشگرى نیز سهم داشت و کتابهاى کوچک و بزرگى به نام پرسش و پاسخ نگاشت. مجموعه تلاش او در جهت آشنایى مردم با اسلام و ترویج مذهب بود؛ حرکتى که بر اعتقادات عامه مردم افزود و شناخت دینى آنان را عمق بخشید. مجلسى در سنه 1111 قمرى در سلطنت سلطان حسین وفات کرد.