فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

حرم نجف و خاکسپاری امیر مؤمنان علیه السلام

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
حریم مولا
نجف ازدیدگاه تاریخى، تداوم و گسترش یافته «کوفه» است. از این رو، بررسى تاریخ نجف، بدون گذر از کوفه، مقدور نیست.
در روایات اهل بیت (علیهم السلام) جایگاه کوفه و به ویژه قداست مسجد کوفه، از مطالب قطعى و مورد قبول عموم راویان حدیث است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: در آیه شریفه:

و آوینا هما الى ربوة ذات قرار و معین؛ منظور از «ربوه»، نجف و کوفه و منظور از معین، رود فرات است.[1]
آن روزها که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کوفه اقامت داشت، بارها به همین حدود نجف مى‏آمد و چنین مى‏فرمود:
وادى السلام ومجمع ارواح المؤمنین و نعم المضجع للمومن هذا المکان؛ این جا سرزمین سلامت و پایگاه اجتماع ارواح مؤمنان است و براى مؤمن، آرامگاهى نیکوست.
همچنین مى‏فرمود:
اللهم اجعل قبرى بها؛ خدایا! قبر مرا در این جایگاه قرار ده.[2]
شهادت امام‏
سخن گفتن از مزار و مرقد خورشید، کارى آسان نیست. نوزدهم رمضان سال چهلم هجرت، پیشواى پارسایان در محراب مسجد کوفه ضربت خورد و سه روز بعد، روح بلندش به ملکوت اعلا پرگشود و تن خاکى او در تپه‏هاى بیرون شهر کوفه، با فاصله حدود ده کیلومتر، به خاک سپرده شد. آن روز منطقه دفن امام علیه اسلام را «ظهر الکوفه» وغرى‏[3] مى‏گفتند. پیکر امیرالمؤمنین (علیه السلام) پنهانى و مخفیانه در جایگاه کنونى، در دل شب دفن شد و غیر از گروهى اندک از فرزندان و نزدیکان آن بزرگوار، کسى از جایگاه قبر مولا و مغرب آفتاب عدالت، خبر نداشت.
امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر، داماد آن بزرگوار و برخى دیگر از فرزندان امام، همچون جعفر، عباس، عون و یحیى، در مراسم دفن مولا حضور داشتند. صعصعة بن صوحان عبدى از یاران نزدیک امام، دراین مراسم شرکت داشت.
پنهان ماندن محل دفن‏
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که امیرالمؤمنین (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) فرمود: براى من چهار قبر در چهار موضع، حفر کن، یکى در مسجد کوفه، دوم در رحبه، سوم در نجف و چهارم در خانه جعدة بن هبیره مخزولى؛ تا کسى از جایگاه اصلى قبر من آگاه نشود.
راز پنهان کردن محل دفن مولا آن بود که امام على (علیه السلام) دو گروه دشمن کینه‏توز و بى‏فرهنگ داشت؛ گروه اول، خوارج نهروان بودند که پیامبر اکرم (صلى‏الله و علیه وآله) و خود آن حضرت، آنان را «مارقین» مى‏نامیدند.
اینان داراى تعصبى ناروا، تقدسى بدون آگاهى و فاقد فهم درست از دین الهى بودند و همین آمیزه جهل و غرور، دنیا و آخرت آنان را به تباهى کشاند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) سرانجام به دست اینان شهید شد.
گروه دوم، قاسطین، یعنى معاویه و امویان بودند که به تعبیر شهید مطهرى:
روح آنان، روح سیاست و تقلب و نفاق بود. آنها مى‏کوشیدند تا زمام حکومت را در دست گیرند و بنیان حکومت و زمامدارى على (علیه السلام) را در هم ریزند.[4]
این گروه در ایجاد و گسترش و تحریک گروه اول، نقش اساسى داشتند. دشمنى معاویه و طرفدارانش ریشه‏هاى عقیدتى، سیاسى و تاریخى داشت. تفکر دنیاگرایى امویان و اندیشه الهى و آخرت گراى علوى، در طول تاریخ، با هم ناسازگار بودند و هواداران معاویه سال‏هاى سال امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یارانش رامورد هجوم تبلیغى و سب و لعن و نفرین قرار دادند و از امام و یارانش، چهره‏اى منفور و بیرحم در ذهن جامعه اسلامى ترسیم کردند و در قتل و غارت و آزار پیروان على (علیه السلام) از هیچ کوششى کوتاهى نکردند.
قاسطین و مارقین اگر بر بدن مولا سلطه مى‏یافتند، آن را مورد اهانت و هتک حرمت قرار مى‏دادند و شاید بى‏گناهان فراوانى در پى این اهانت، کشته مى‏شدند. از این رو، مزار و مدفن امیرالمؤمنین (علیه السلام) تاعصر امام صادق (علیه السلام) و زمان حکومت هارون، پنهان و ناشناخته باقى ماند؛ گرچه امامان و فرزندان ایشان، کم و بیش جایگاه قبر رامى شناختند و به زیارت آن بزرگوار مى‏رفتند. ابوحمزه ثمالى به همراه زید بن على بن الحسین، قبل از سال 121 ق. در شب نیمه شعبان، به زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفت و زید در منطقه «ذکوات بیض»، جایى رابه او نشان داد و گفت: این، قبر امیرالمؤمنین، على بن ابى طالب (علیه السلام) است.[5]
خاکسپارى امام‏
پس از شهادت، پیکر مطهر مولا، با حنوط بهشتى که جبرییل آورده بود، خوشبو شد؛ حنوطى که بوى خوش آن در آفاق شهر کوفه پیچیده. پیکر مولا در پنج جامه کفن شد و در تابوت قرار گرفت 9 و طبق وصیت آن حضرت، عقب تابوت را دو فرزندش امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) گرفتند و از زمین بلند کردند و دو فرشته عالى مقام الهى، میکاییل و جبراییل، جلو سریر مولا را حمل مى‏کردند و به سرعت به سوى جایگاهى که «ظهر کوفه» نامیده مى‏شد، حرکت کردند. برخى مردم خواستند، جنازه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تشیع کنند که امام حسن (علیه السلام) آنان را باز گرداند.
امام حسین (علیه السلام) همواره مى‏گریست و ذکر شریف «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» را تکرار مى‏کرد و مى‏فرمود: «اى پدر بزرگوار! پشت ما را شکستى؛ گریه را براى تو آموخته‏ایم».
محمد بن حنفیه مى‏گوید: به خدا سوگند! من شاهد بودم که جنازه مولا بر هر در و دیوار و ساختمان و درختى که عبور مى‏کرد آنها خم مى‏شدند و در برابر جنازه، کرنش مى‏کردند.
در کتاب امالى شیخ طوسى قدس‏سره چنین آمده است:
وقتى جنازه از برابر میل معروف غرّى عبور کرد، این بناى قدیمى که عَلَم نامیده مى‏شد، به احترام پیکر مطهر مولا، خم شد؛ همان طور که تخت ابرهه در برابر عبدالمطلب سر خم کرد.
امروز در جایگاه این میل معروف، مسجد حنانه قرار دارد که حدود سه هزار ذرع (سه کیلومتر) از شرق نجف فاصله دارد.
این مسجد، امروز یادآور خاطره عبور حزن آلود جنازه خورشید نجف و فرزندان غم‏زده او در شب بیست و سوم رمضان سال چهلم هجرى است.
وقتى پیکر مولا به جایگاه دفن رسید، جلو تابوت بر زمین قرار گرفت و امام حسن (علیه السلام) و همراهان، بر پیکر پدر نماز خواندند و هفت تکبیر گفتند؛ سپس همان جا را که جنازه بر زمین فرود آمد، کندند؛ قبرى ساخته و لحدى آماده، نمایان شد و تخته‏اى در درون قبر نمودار شد که با خط سریانى، دوسطر بر آن نوشته شده بود که ترجمه عربى آن عبارت، چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم‏
هذا ما حفره نوح النبى لعلى وصى محمد (صلى‏الله و علیه وآله) قبل الطوفان بسیع مانة عام؛ این قبرى است که هفت صد سال قبل از طوفان نوح پیامبر براى على، وقتى محمد (صلى‏الله و علیه وآله) حفر کرده است.[6]
در برخى روایات آمده که بر لوح کشف شده در جایگاه دفن مولا، این چنین نوشته شده بود:
این قبر را نوح پیغمبر براى بنده شایسته و طاهر و مطهر، آماده کرده است.[7]
شیخ صدوق در این باره چنین نوشته است:
صفوان بن مهران جمال درباره امام صادق (علیه السلام) مى‏گوید:
آن حضرت از قادسیه حرکت کرد تا به بلندى‏هاى نجف رسید. من با آن حضرت بودم که فرمود: نجف همان کوهى است که پسر جدم نوح (علیه السلام) وقتى گفت:
سآوى الى جبل یعصمنى لن الما»، به آن پناه برد و خداوند عزوجل بر او وحى کرد که آیا تو در برابر من کسى را پناه مى‏دهى؟ پس این کوه به زمین فرو رفت و قطعاتى از آن تا منطقه شام پراکنده شدند؛ سپس حضرت فرمود: از سمت دیگر برو و من راه را کج کردم و ادامه داد تا به «غرّى» رسید و بعد توقف کرد و سلام بر پیامبران را از آدم آغاز کرد و بر هر کدام از پیامبران (علیهم السلام) سلام مى‏کرد، من هم سلام‏ها را تکرار مى‏کردم؛ تا به سلام بر پیغمبر گرامى (صلى‏الله و علیه وآله) رسید؛ سپس حضرت خود را بر قبر افکند و سلام داد و صداى ناله‏اش بلند شد؛ سپس برخاست و چهار رکعت (و در برخى روایات شش رکعت) نمازگزارد و من هم با امام نماز خواندم و به حضرت گفتم: یابن رسول الله! این قبر کیست؟ فرمود: این قبر جدم، على بن ابى طالب (علیه السلام) است».[8]
عزادارى صعصعه‏
وقتى در دل شب، کار دفن مولا (علیه السلام) پایان یافت، صعصعة بن صوحان بر بالاى قبر ایستاد و مشتى از خاک برداشت و بر سرخویش ریخت و چنین گفت:
پدر و مادرم به فدایت یا امیرالمؤمنین!
کرامت‏هاى خدا گوارایت اى اباالحسن!
میلادت پاک بود و صبوریت فراوان؛ جهادت عظیم بود و به آن چه آرزوى داشتى، رسیدى؛ تجارتى پر سود کردى و به نزد پروردگار خویش رفتى ....
در این جا صعصعه به شدت گریست و همه را گریان کرد.[9]
حاضران مراسم دفن امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از شنیدن گفتار صعصعه، فرزندان حضرت را دلدارى دادند و تسلیت گفتند و به کوفه بازگشتند.
پس از خاکسپارى‏
صبح گاه آن روز، براى آن که جایگاه دفن مولا معلوم نباشد، خاندان حضرت و فرزندان آن بزرگوار، تابوتى از خانه حضرت بیرون آوردند و در بیرون کوفه با امام حسن (علیه السلام) بر آن نماز گزاردند و تابوت را بر شترى بستند و آن را به سوى مدینه اعزام کردند.[10]
از امام محمد باقر (علیه السلام)، چنین نقل شده است:
پیکر امیرالمؤمنین (علیه السلام) پیش از طلوع صبح در ناحیه غریین به خاک سپرده شد و چهار نفر وارد قبر آن حضرت شدند؛ امام حسن (علیه السلام)، امام حسین (علیه السلام)، محمد بن حنفیه و عبدالله بن جعفر طیار.
کلام آخر
مؤلف ناسخ التواریخ از کتاب فرحة الغرى، تألیف سیدعبدالکریم بن طاووس روایت کرده که امیرالمؤمنین (علیه السلام) اراضى بین کوفه و نجف تا حیره رااز دهقانان آن حدود به چهل هزار درهم خریدارى کرد و گروهى را بر این معامله شاهد گرفت. بعضى از اصحاب گفتند: چنین زمینى که آب و گیاه ندارد، گران خریدارى کرده‏اید. حضرت (علیه السلام) فرمود: از رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) شنیدم که فرمود:
کوفان، کوفان یحشر من ظهرها سبعون الف، یدخلون الجنه بغیر حساب فاشتهیت ان یحشروا فى ملکى؛ از سرزمین پشت کوفه، هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت مى‏شوند؛ خواستم آنان در ملک من محشور شوند.
پیشواى اول خود مى‏دانست که سرانجام دراین نقطه دفن خواهد و خود این جایگاه را دوست داشت.
سیدبن طاووس، چنین آورده ا ست که آن بزرگوار نگاهى به سرزمین بیرون کوفه کرد و فرمود:
ما احسن ظهرک و اطیب قعرک اللهم اجعل قبرى فیها؛[11] چقدر ظاهرت زیباست و چقدر درونت خوشبوست. خدایا! قبر مرا در این سرزمین قرار ده.
از دیدگاه پیروان عترت، قطعى است که مولا در جایگاه کنونى، در نجف به خاک سپرده شد و سرانجام، این آرزوى امام، تحقق یافت.
سوتیتر
وقتى جنازه از برابر میل معروف غرّى عبور کرد، این بناى قدیمى که عَلَم نامیده مى‏شد، به احترام پیکر مطهر مولا، خم شد؛ همان طور که تخت ابرهه در برابر عبدالمطلب سر خم کرد. امروز در جایگاه این میل معروف، مسجد حنانه قرار دارد که حدود سه هزار ذرع (سه کیلومتر) از شرق نجف فاصله دارد.
امیر المؤمنین (علیه السلام) اراضى بین کوفه و نجف تا حیره رااز دهقانان آن حدود به چهل هزار درهم خریدارى کرد و گروهى را بر این معامله شاهد گرفت.
 
[1] . همان، ص 13.
[2] . فضل الکوفه و مسجدها؛ ابن عساکر، التاریخ الکبیر، ج 1، ص 45.
[3] . غرّى یا غریین، زمینى پشت کوفه است که آرامگاه حضرت على بن ابى طالب‏علیه‏السلام در آن جا قرار دارد و برخى گمان کرده‏اند که از بناهاى پادشاهان حیره است( مسعودى، مروج الذهب، ج 1، ص 297، چاپ مصر).
[4] . جاذبه و دافعه، على‏علیه‏السلام، انتشارات صدرا، قم، ص 112.
[5] . مجلسى، بحارالانوار، ج 46، ص 184.
[6] . منتهى الآمال، ج 1، ص 183.
[7] . همان.
[8] . همان.
[9] . منتهى الاآمال، ج 1، ص 183.
[10] . همان، ص 183.
[11] . فرحة الغرى، ص 61.

دوره 1، شماره 0
فصلنامه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی پیش شماره اول، تابستان 1388
تیر 1388
صفحه 132-140