فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

زیارت عتبات در سیره و سخن امام صادق (علیه السلام)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
طلیعه‏
مسئله زیارت معصومین (علیهم السلام) به ویژه امام حسین (علیه السلام)، یکى از مسلمات فرهنگ شیعه است که هیچ راهى براى انکار و ردّ آن وجود ندارد؛ زیرا پیامبر (صلى الله و علیه وآله) و معصومان (علیهم السلام) در گفتارهاى فراوان خود، بر این مسئله پافشارى کرده‏اند.
یکى از امامانى که بر این وظیفه تأکید و سفارش فرموده، امام جعفر صادق (علیه السلام) است که با شیوه‏هاى گوناگون، همگان را به زیارت معصومین (علیهم السلام)، به ویژه امیر مؤمنان و امام حسین (علیهما السلام)، تشویق کرده است.
وى به یکى از ده‏ها موضوع زیارت اشاره کرده، مى‏فرماید: زیارت ابى عبدالله بر فقیر و ثروتمند و زن و مرد، به عنوان فریضه و اداى حق امام حسین (علیه السلام)، لازم و فرض است.
سپس امام (علیه السلام) به فاصله دو زیارت پرداخته، مى‏فرماید: شخص دارا و متمکن، باید سالى دو مرتبه و شخص فقیر، سه سال یک مرتبه به زیارت برود.
همچنین فرموده که سزاوار نیست مسلمان بیش از چهارسال، زیارت امام حسین (علیه السلام) را ترک کند و در برخى گفته‏هاى آن حضرت آمده که اگر سه سال بگذرد و شخص به زیارت حضرت امام حسین (علیه السلام) نرود، عاق رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) شده و حرمت او را از بین برده است؛ مگر این که معذور باشد.
وى به شخصى که از عراق خدمتش رسیده بود، فرمود: شما مردم چقدر جفا مى‏کنید؛ زیرا اگر قبر امام حسین (علیه السلام) نزدیک ما بود، آن جا را محل هجرت خودمان قرار مى‏دادیم.
امام (علیه السلام) هم دیگران را به زیارت امیرمؤمنان و امام حسین (علیهما السلام) تشویق مى‏کرد و هم خود مشتاقانه به زیارت این دو بزرگوار مى‏رفت.
امید است که پیروان اهل‏بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) با مطالعه این نوشته، بیش از پیش نسبت به زیارت اهل بیت (علیهم السلام) علاقمند شوند و توفیق زیارت پیدا کنند.
امام صادق (علیه السلام) و حضور در عراق‏
پنجمین امامى که پس از شهادت امیر مؤمنان و سومین امامى که پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) مشتاقانه براى زیارت آباء و اجداد خویش راهى عراق شد، حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) است.
امام صادق (علیه السلام) در سفرهاى اختیارى و یا اجبارى که به عراق داشته، هرگز از زیارت این دو امام بزرگ، غفلت نکرده، حتى در سفرهاى اجبارى خود به بغداد، در بین راه، اول به سراغ قبر اجداد خود رفته، سپس نزد منصور عباسى روانه‏ مى‏شد.
امام صادق (علیه السلام) در زمانى به زیارت قبر مولى الموحدین مى‏رفت که هنوز قبر امیرمؤمنان (علیه السلام) مخفى بود و کسى از محل دفن آن حضرت اطلاع دقیقى نداشت؛ زیرا هنوز قبر امیرمؤمنان (علیه السلام) آشکار نشده بود و پس از رفع موانع، امام (علیه السلام) به یکى از یارانش دستور داد تا به مرمت و بازسازى قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) بپردازد.
امام صادق (علیه السلام) در سفرهایى که به عراق داشت، بیشتر اوقات، در حیره کنار شهر کوفه سکونت مى‏کرد و از همان جا به زیارت قبر امیر مؤمنان و یا امام حسین (علیه السلام) مى‏رفت.
تشویق به زیارت امیر مؤمنان (علیه السلام)
بر اساس شواهد تاریخى و روایى، امام صادق (علیه السلام) چه در آن روزهایى که در مدینه اقامت داشت و چه در روزهایى که به اجبار در عراق، اقامت داشت، بسیارى از یاران خود را به زیارت قبر امیر مؤمنان تشویق مى‏کرد و در برخى موارد آنان را بر ترک زیارت، توبیخ مى‏کرد که به دو نمونه زیر اشاره مى‏کنیم:

سرزنش ابووهب بصرى؛

ابووهب بصرى مى‏گوید: وارد مدینه شده، خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و به او عرض کردم: نزد شما آمدم؛ در حالى که قبر امیرمؤمنان (علیه السلام) را زیارت نکرده‏ام.
امام (علیه السلام) فرمود:
بسیار کار بدى انجام دادى و اگر از شیعیان ما نبودى، هرگز به سوى تو نظر نمى‏کردم. آیا زیارت نمى‏کنى کسى را که خداوند با فرشتگان او را زیارت مى‏کنند و پیامبران و مؤمنان به زیارتش مى‏روند؟
گفتم: فدایت شوم! آگاهى درستى نداشتم.
حضرت فرمود:
پس بدان که امیر مؤمنان (علیه السلام) نزد خدا افضل از تمام امامان است و براى اوست ثواب عمل‏هاى آنها و به اندازه اعمالش فضیلت و برترى داده شده است».[1]

یادآورى یزید بن عمرو؛

یزید بن عمرو بن طلحه مى‏گوید: در آن روزهایى که امام صادق (علیه السلام) در حیره بودند، روزى به من فرمود: آیا نمى‏خواهى آن چه را که به تو وعده دادم، انجام دهم؟
عرض کردم: آرى- و وعده حضرت رفتن به سوى قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) بود- پس آن حضرت سوار شد و فرزندش اسماعیل نیز سوار شد و من نیز همراهشان سوار شدم؛ تا این که از ثویّه‏[2] گذشتیم و در ذکوات [تپه‏هاى کوچک اطراف قبر امیر مؤمنان‏] فرود آمد و اسماعیل نیز پیاده شد و من هم پیاده شدم. او نماز خواند و اسماعیل هم نماز خواند و من هم نماز خواندم. امام صادق‏علیه‏السلام رو به اسماعیل کرده، فرمود: از جا بر خیز و به جدّت امام حسین‏علیه‏السلام سلام بده. گوید:
عرض کردم: فدایت شوم! مگر امام حسین در کربلا نیست؟ فرمود: آرى، اما وقتى که سر مقدسش را به شام بردند، یکى از دوست‏داران ما سر مقدس امام حسین‏علیه‏السلام را از آن جا برداشت و در کنار قبر امیرمؤمنان (علیه السلام) دفنش کرد.[3]
زیارت امام صادق (علیه السلام) از قبر امیر مؤمنان (علیه السلام)
امام صادق (علیه السلام) علاوه بر تشویق علاقه‏مندان به زیارت امیر مؤمنان و امام حسین (علیهما السلام) و بیان ثواب و فضیلت زیارت، خودش نیز در سفرهایى که به عراق مى‏رفت، بارها به زیارت قبر امیر مؤمنان و امام حسین (علیهما السلام) مى‏رفت.
گریه امام صادق (علیه السلام) کنار قبر امیر مؤمنان‏[4]
صفوان بن مهران مى‏گوید:
به همراه امام صادق (علیه السلام) از قادسیه حرکت کردیم؛ تا این که به بلندى‏هاى نجف رسیدیم؛ سپس به من فرمود: این کوهى است که فرزند جدّم نوح به آن پناه برد و گفت: به کوهى پناه خواهم برد که از آب مرا نگه بدارد. پس خداوند به نجف وحى کرد که آیا او، از من به تو پناه مى‏آورد؟ این جا بود که کوه فرو ریخت و قطعه قطعه گشته، قسمتى از آن به اطراف شام پرتاب شد؛ سپس فرمود: از راه اصلى فاصله بگیر و به حرکت خود ادامه داد تا به غرى رسید.
وقتى که کنار قبر قرار گرفت، نخست بر آدم و بعد بر یک یک پیامبران سلام کرد و من نیز سلام مى‏کردم تا این که نوبت سلام به پیامبر (صلى‏الله و علیه وآله) رسید. در این هنگام، خود را روى قبر انداخت و بر امیر مؤمنان (علیه السلام) سلام کرد و گریه‏اش بالا گرفت؛ سپس از جاى برخاسته، چهار رکعت نماز گزارد و من نیز نماز خواندم و عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! این قبر کیست؟ فرمود: این قبر جدّم، امیر مؤمنان على بن ابى‏طالب (علیه السلام) است.
آشکار کردن قبر امیر مؤمنان (علیه السلام)
تا پیش از دوران امامت امام جعفر صادق (علیه السلام)، قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) مخفى بود و جز عده اندکى از یاران امامان (علیهم السلام)، کسى از محل دقیق دفن آن حضرت خبر نداشت و امام زین العابدین یا امام باقر (علیهما السلام) نیز به صورت پنهانى قبر آن حضرت را زیارت مى‏کردند و علتش این بود که رفتار خشن و نابخردانه خوارج، به هیچ وجه اجازه نمى‏داد که قبر امیر المؤمنین (علیه السلام) ظاهر باشد؛ زیرا ممکن بود جسارتى به ساحت مقدس آن حضرت بشود؛ اما بعدها با فروکش کردن احساسات کینه توزانه علیه امام و تغییر حکومت امویان، دیگر ضرورتى براى مخفى کردن قبر وجود نداشت.
از این رو، در روزگارى که امام صادق (علیه السلام) به عراق احضار شد، وى در سفرهاى متعددى، به زیارت امیر مؤمنان رفت و مکان قبر آن حضرت را تعیین کرد و به یارانش نیز مکان قبر را نشان داد.
نشان دادن قبر به عمر بن یزید
عبدالله بن سنان مى‏گوید: روزى عمربن یزید پیش من آمده، گفت: همراهم بر مرکب سوار شو؛ پس سوار شدم و همراه‏ او حرکت کردم؛ تا این که به درب منزل حفص کناسى آمده، او را هم از خانه بیرون آورد، و هر سه نفر به راه افتادیم؛ تا به غرى و محل دفن امیر مؤمنان (علیه السلام) رسیدیم. گفتیم از کجا دانستى که این جا قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) است؟ گفت: آن روزگارى که امام صادق (علیه السلام) در حیره بود، چند مرتبه همراه وى به این جا آمدم و او به من خبر داد که این جا قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) است.[5]
دستور بازسازى قبر امیر مؤمنان (علیه السلام)
در سفرى دیگر که حضرت امام صادق (علیه السلام) به اجبار به عراق رفت، پیش از آن که به سوى منصور عباسى برود، هنگام ورود به کوفه، به همراه صفوان به سوى قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) رفته به صفوان فرمود: اى صفوان! شتر را بخوابان که این جا نزدیک قبر جدّم، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و پس از غسل و تغییر لباس‏ها، پاى برهنه روانه نجف شدند ....
تا این که به تپه‏هاى اطراف قبر امیر مؤمنان رسیده، با چوبى که در دست داشت، خطى کشید و فرمود: جست‏وجو کن.
صفوان مى‏گوید: اثر قبرى را یافتم و حضرت با مشاهده قبر جدش، امیر مؤمنان (علیه السلام) اشکش جارى شده، حضرت را زیارت کردند.
صفوان مى‏گوید: به آن حضرت عرض کردم: رخصت دهید اصحاب را از اهل کوفه خبر دهم و نشان این قبر را به ایشان بدهم. فرمود: آرى و چند درهم داد و من قبر را مرمّت و بازسازى کردم.[6]
تشویق به زیارت امام حسین (علیه السلام)
از بین صدها روایتى که از معصومین (علیهم السلام) درباره زیارت امام حسین (علیه السلام) نقل شده، روایات امام صادق (علیه السلام) در تشویق مردم براى زیارت امام حسین (علیه السلام) از همه معصومین (علیهم السلام) بیشتر است که به چند نمونه زیر اشاره مى‏کنیم:

امام صادق (علیه السلام) به معاویة بن وهب فرمود:

یا معاویه لا تدع زیارةالحسین لخوف فان من من ترکه رأى من الحسرة ما یتمنى أن قبره کان عنده؛ اى معاویه! هیچ گاه زیارت امام حسین را حتى اگر ترس داشته باشى، رها نکن؛ زیرا با ترک زیارت، حسرت و پشیمانى خواهد دید که آرزو داشته باشد قبر او نزد آن حضرت باشد.[7]

وقتى امام (علیه السلام) شنید که ابان بن تغلب- که یکى از یاران حضرت و یکى از رؤساى عراق بوده- مدت‏هاست که به زیارت امام حسین‏علیه‏السلام نرفته، او را سرزنش کرده، فرمود:

سبحان الله العظیم و انت من رؤساء الشیعه تترک زیارةالحسین؛ سبحان الله براى رفتن به زیارت حسین (علیه السلام) سستى کرده، در حالى که تو از رؤساى شیعه هستى.[8]

امام (علیه السلام) به عبدالملک بن مقرن فرمود:

و لو یعلموا ما فى زیارته من الخیر و یعلم ذلک الناس لا قتتلوا على زیارته بالسیوف و لباعوا اموالهم فى اتیانه؛ اگر مردم بدانند که چقدر خیر و برکت در زیارت امام حسین (علیه السلام) وجود دارد هر آینه براى رفتن به زیارت حضرت، دست به شمشیر مى‏شوند و همچنین اموال خود را براى زیارتش به فروش مى‏رسانند.[9]

امام (علیه السلام) به‏ام سعید که در مدینه قصد زیارت حمزه عموى پیامبر را داشت، فرمود:

ما اعجبکم یا اهل العراق تاتون الشهداء من سفر بعید و تترکون سید الشهدا لا تاتونه؛ مایه‏تعجب از شما مردم عراق است که از راه دور به زیارت شهدا مى‏آیید؛ اما زیارت سید الشهدا را ترک مى‏گویید.[10]
استقبال از زائر امام حسین (علیه السلام) در نجف‏
موسى حضر مى‏گوید: در اول ولایت و حکمرانى ابوجعفر منصور، امام صادق (علیه السلام) وارد عراق شده، به سوى نجف رفت و به من فرمود: اى موسى! به طرف راه اصلى رفته، آن جا بمان که مردى از ناحیه قادسیه از راه مى‏رسد. وقتى او که به تو نزدیک شد، به او بگو که در این جا مردى از اولاد و فرزندان رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) مى‏باشد که تو را فرا مى‏خواند؛ پس همراهت خواهد آمد.
موسى مى‏گوید: به دنبال انجام فرمان امام حرکت کردم؛ تا به راه اصلى رسیدم. مدتى در آن گرماى شدید صبر کردم و نزدیک بود کور شوم و بدین جهت خواستم کار را رها کرده، برگردم.
در این هنگام چشمم به شبحى خورد؛ سپس دیدم که مردى شتر سوار در حال نزدیک شدن است؛ پیوسته به او نگاه کردم؛ تا به من نزدیک شد.
به او گفتم: اى مرد! در این جا مردى از فرزندان رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) مى‏باشد که تو را فرا خوانده است. گفت: مرا به نزد او ببر.
موسى مى‏گوید: او را به نزد حضرت برده، پس از خواباندن شتر خود، امام صادق (علیه السلام) او را به درون چادر دعوت کرد.
موسى مى‏گوید: مرد عرب داخل خیمه شد و من بر در خیمه ایستاده، سخن هر دو را مى‏شنیدم؛ اما آن دو را نمى‏دیدم و مى‏شنیدم که امام صادق (علیه السلام) به او مى‏گفت: از کجا آمدى؟ پاسخ داد: از دورترین نقطه یمن. امام فرمود: تو از فلان مکان و موضع هستى؟ گفت: آرى، من از فلان مکان هستم. امام فرمود: براى چه به این جا آمدى؟ گفت: به قصد زیارت امام حسین (علیه السلام) آمده‏ام. امام فرمود: هیچ کارى جز زیارت نداشتى؟ گفت: هیچ کارى ندارم؛ جز این که کنار قبرش نماز بخوانم و زیارتش کنم و سلام بدهم و برگردم. امام صادق (علیه السلام) فرمود: چه اثرى بر این زیارت مى‏بینید؟ گفت: زیارت او برکت در نفس ما و اهل و کسان و اولاد و فرزندان و همچنین برکت به اموال و دارایى‏هایى خواهد داشت و از آثار و برکات این زیارت، برآورده شدن حاجت‏هاى ما خواهد بود.
امام فرمود: اى برادر یمنى! آیا چیز دیگرى اضافه نکنم؟ گفت: یابن رسول الله! به دانستنى‏هایم اضافه کن. امام فرمود:
زیارت امام حسین (علیه السلام) برابر با یک حج قبول شده است که همراه رسول خدا انجام شده باشد.
مرد یمنى از سخن امام صادق (علیه السلام) شگفت زده شد و بعد امام فرمود:
آرى و الله! دو حج مبرور و قبول شده، همراه رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) مرد یمنى به شدت متعجب شده بود و امام پیوسته تعداد حج قبول شده را بالا مى‏برد؛ تا این که تعداد حج‏ها را به سى حج مبرور و مقبول، همراه رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) رساند.»[11]
شیوه زیارت امام صادق‏علیه‏السلام‏
در زندگى امام صادق (علیه السلام) در رابطه با زیارت امیر مؤمنان و امام حسین (علیه السلام)، دو شیوه ضبط شده است که به شرح زیر مى‏باشند:

توصیه و سفارش؛

امام صادق (علیه السلام) به حسن بن عطیة چنین توصیه کرد:
هر گاه وارد حائر- حسینى- شدى، نخست چنین بگو: «الله ان هذا مقام اکرمتنى به و شرفتنى به ...» و آن گاه قدرى راه رفته، هفت مرتبه تکبیر بگو؛ سپس مى‏گویى:
«سبحان الله سبح له الملک و الملکوت ...» و آن گاه پنج تکبیر گفته، قدرى راه مى‏روى و مى‏گویى: «اللهم انّى بک مؤمن و بوعدک موقن ...»؛ سپس سه مرتبه تکبیر گفته، دست‏ها را بالا برده، هر دو را بر قبر امام حسین مى‏گذارى و چنین مى‏گویى: «اشهد انک طهر طاهر من طهر طاهر ...» و آن گاه هر دو گونه‏ات را بر قبر مى‏گذارى؛ سپس مى‏نشینى و آن چه که مى‏توانى، ذکر خدا مى‏گویى و آن گاه به سوى پایین پاى حضرت رفته، دست‏ها را بر قبر مى‏گذارى و مى‏گویى: «صلوات الله على روحک و على بدنک ...»؛ سپس به سوى قبر فرزندش على رفته، آن چه که دوست دارى، اظهار کن و سپس به سوى قبور شهدا رفته، در حال ایستادن به طرف قبور شهدا چنین بگو: «السلام علیکم ایها الشهداء انتم لنا فرط و نحن لکم تبع ...» و آن گاه قبر مقدس امام را در مقابلت قرار ده، هر چه مى‏خواهى، نماز بخوان و بگو: «جئت وافداً الیک و اتوسل الى الله بک ...»؛ سپس یازده تکبیر پشت‏ سر هم بگو و عجله نکن؛ سپس چند قدم به طرف قبله راه برو و چنین بگو:
«الحمد لله الواحد الموحد فى الامور کلها ...» و هفت مرتبه الله اکبر گفته، مقدارى راه برو و باز هم به سوى قبله قرار گرفته، چنین بگو: «الحمد لله الذى لم یتّخذ ولداً ...» و در آخر فرمود: هر گاه وارد حائر شدى، پس از سلام، صورت را بر قبر بگذار.[12]
ابن قولویه مى‏نویسد: «یونس به امام عرضه داشت، فدایت شوم! مى‏خواهم- امام حسین (علیه السلام)- را زیارت کنم؛ چه عملى انجام دهم و چه بگویم؟
امام در پاسخ فرمود:
وقتى به سوى قبر ابى‏عبدالله (علیه السلام) رفتى، نخست در شاطى فرات، غسل بکن و سپس پاک‏ترین لباس هایت را به تن کن و قدرى راه برو؛ زیرا تو در حرمى از حرم‏هاى خدا و پیامبرش مى‏باشى؛ پس زبان به تکبیر و تهلیل و تمجید و تعظیم خدا بگشا و بر پیامبر و اهل بیت طاهرینش فراوان درود فرست؛ تا این که به باب الحسین برسى و چنین بگو: «السلام علیک یا حجة اله و ابن حجته ...»؛ سپس ده قدم راه رفته، تکبیر بگو و بایست و آن گاه سى و چهار مرتبه تکبیر بگو و راه برو؛ تا به طرف صورت و پیش روى حضرت برسى؛ به گونه‏اى که صورت به صورت امام شوى و چنین بگو: «السلام علیک یا حجةالله و ابن حجته ...» و سه مرتبه مى‏گویى: «صلى الله علیک یا اباعبدالله ...»؛ سپس از جاى برخاسته به سوى فرزندش على که در زیر پایش مى‏باشد، رفته، مى‏گویى: «السلام علیک یا بن رسول الله ...» سپس از جاى برخاسته، با دستت به قبور شهدا اشاره کرده، سه مرتبه مى‏گویى: «السلام علیکم» و سه مرتبه مى‏گویى: «فزتم و الله ...» و آن گاه دور بزن و قبر ابى‏عبدالله را در مقابل‏خود قرار بده، شش رکعت نماز بخوان ...».[13]
نمونه‏هاى دیگرى نیز وجود دارد که حضرت به یوسف کناسى، معاویة بن عمار، مفضل عامر بن جذاعه، عمار بن موسى ساباطى، ابوسعید مدائنى، حسین بن عطیه و ابوحمزه ثمالى شبیه همین دستورات را داده است؛ مثلًا به یوسف کناسى فرمود:
پس از غسل در فرات، با سکینه و وقار از طرف شرق حائر وارد شو و بر امام حسین (علیه السلام) و سایر امامان سلام کن.[14]
و به مفضل ضمن بیان فضیلت زیارت امام حسین (علیه السلام)، فرمود: وقتى که به درب مى‏رسى، سلام بده و وقتى که وارد شدى، دست را روى قبر امام حسین (علیه السلام) بگذار و بگو: «السلام علیک یا حجةالله فى سمائه و ارضه».[15]
همچنین به ابوسعید مدائنى فرمود:
اگر امام حسین (علیه السلام) را زیارت کردى، در بالاى سر آن حضرت، هزار مرتبه تسبیح امیر مؤمنان (علیه السلام) را بر زبان جارى کن و در پایین پاى وى، هزار مرتبه تسبیح فاطمه زهرا (سلام الله علیهما) را بفرست و آن گاه دو رکعت نماز بخوان و در رکعت اول، سوره یاسین و در رکعت دوم، سوره الرحمن را تلاوت کن.[16]
امام در یک سفارش طولانى به ابو حمزه ثمالى فرمود:
هر گاه خواستى به زیارت امام حسین (علیه السلام) بروى، نخست سه روز روزه بگیر و آن گاه زن و فرزند را جمع کرده، دعاى سفر را بخوان و غسل کن و وقتى که به نینوا رسیدى، روغن نزن؛ سورمه نکش؛ گوشت نخور و به گونه‏اى راه برو که قدم‏هایت کوچک باشد.[17]

شیوه عملى؛

حضرت امام صادق (علیه السلام) در سفرهایى که به عراق داشت، خودش به زیات امام حسین (علیه السلام) مى‏رفت و به دوستانى که حضرت را همراهى مى‏کردند، مى‏فرمود: شما نیز چنین کنید. صفوان جمال مى‏گوید:
در سفرى که با حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) به نزد ابوجعفر دوانقى رفتیم، وارد کوفه شدیم. حضرت فرمود: اى صفوان! شتر را بخوابان که این جا نزدیک قبر جدم امیر مؤمنان (علیه السلام) است، پس فرود آمد، غسل کرد، جامه خویش را تغییر داد و پاها را برهنه کرد و فرمود: تو نیز چنین کن؛ پس به سوى نجف روانه شد و فرمود: گام‏ها را کوتاه بردار و سر خود را نیز به زیر انداز که حق تعالى براى تو به عدد هر گامى که برمى‏دارى، صد هزار حسنه مى‏نویسد و صد هزار گناه را محو مى‏کند و صدهزار درجه تو را بلند مى‏کند و صدهزار حاجت تو را برمى‏آورد و براى تو ثواب هر صدیق و شهید را مى‏نویسد.
من به دنبال حضرت به راه افتاده، با آرامش، تسبیح و تهلیل خدا مى‏کردیم؛ تا به تپه‏ها رسیدیم. حضرت به طرف راست و چپ نگاه کرد و با چوبى‏اى که در دست داشت، خطى کشید و فرمود: جست‏وجو کن. من نیز چنین کردم و اثر قبرى یافتم.
این جا بود که آب از دیدگان مبارک امام صادق (علیه السلام) سرازیر شده، فرمود: انا لله و انا الیه راجعون السلام علیک ایها الوصى البر التقى ...» پس برخاست و در بالاى سر آن حضرت چند رکعت نماز خواند و فرمود: اى صفوان! هر که زیارت کند امیر مؤمنان را به این زیارت و این نماز را بخواند، برگردد به سوى اهل و کسان خود، در حالى که گناهانش آمرزیده شده باشند و عملش مورد قبول و پسندیده شده باشد و نوشته شود براى او ثواب ملائکه‏اى که زیارت آن حضرت رفته باشند. صفوان از روى تعجب پرسید: ثواب فرشتگانى که زیارت کنند حضرت را؟
حضرت فرمود: آرى، در هر شبى هفتاد قبیله از ملائکه، آن حضرت را زیارت مى‏کنند. صفوان پرسید: هر قبیله چه مقدار هستند؟ امام فرمود: یک صدهزار فرشته.
حضرت در موقع وداع به پشت بیرون آمده، در اثناى بیرون آمدن مى‏فرمود:
«یا جداه، یا سیداه، یا طیباه یا طاهراه لا جعله الله آخر العهد منک و رزقنى العود الیک ...».[18]
امام صادق (علیه السلام) چنین زیارت کردند
مرحوم شیخ عباس قمى (ره) در زیارت ششم امیر مؤمنان (علیه السلام) مى‏نویسد:
زیارتى است که جماعتى از علما روایت کرده‏اند که از جمله آنها است شیخ محمد بن المشهدى که فرمود: روایت کرده است محمد بن خالد طیالسى از سیف بن عمیره که گفت: بیرون رفتم با صفوان جمال و جمعى از اصحاب به سوى نجف و امیر مؤمنان (علیه السلام) را زیارت کردیم و چون فارغ شدیم، صفوان روى خود را گردانید به سوى قبر حضرت امام حسین (علیه السلام) و گفت: زیارت مى‏کنم حضرت امام حسین (علیه السلام) را از این مکان، از بالاى سر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)؛ سپس گفت: با حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) به این جا آمدیم و حضرت چنین زیارت کرد و نماز و دعا خواند که من انجام مى‏دهم و به من فرمود:
اى صفوان! این زیارت را ضبط کن و این دعا را بخوان و همیشه حضرت امیر مؤمنان و امام حسین (علیه السلام) را به این نحو، زیارت کن که من ضامن هستم بر خدا که هر که ایشان را چنین زیارت کند و این دعا را بخواند، از نزدیک یا دور، زیارتش پذیرفته شود و به عملش مزد داده شود و سلامش به ایشان برسد و حاجتش برآورده شود؛ هر چند عظیم باشد.[19]
نماز در کنار سر مقدس امام حسین (علیه السلام)
اگر چه سید بن‏طاووس فرموده که عالمان شیعه معتقدند که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) به کربلا باز گردانده شده و به جسد شریفش ملحق شده است.[20]
و یا علامه مجلسى بر این نظر است که مشهور بین علما این است که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) به وسیله امام سجادعلیه‏السلام به بدن امام حسین (علیه السلام) ملحق شده است؛[21] اما نظرات دیگرى هم وجود دارد مبنى بر این که سر مقدس امام (علیه السلام) در جاى دیگرى دفن شده است. که از جمله آنها، دفن در کنار قبر مقدس امیر مؤمنان (علیه السلام) است.
امام صادق (علیه السلام) در این باره مى‏فرماید:
وقتى که عبیدالله ملعون سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را به شام فرساد، یزید آن را به کوفه برگرداند؛ سپس عبیدالله گفت: سر مقدس را از کوفه بیرون ببرید؛ تا مردم شیفته و فریفته آن نشوند؛ پس خداوند سر مقدس امام حسین را نزد امیر مؤمنان قرار داد.[22]
از این رو، امام صادق (علیه السلام) وقتى که همراه یزید بن عمرو بن طلحه و فرزندش اسماعیل از حیره به زیارت امیر مؤمنان رفت، علاوه بر زیارت امیر مؤمنان (علیه السلام)، دو رکعت نماز دیگر خواند؛ سپس به فرزندش اسماعیل فرمود: برخیز و بر جدت امام حسین (علیه السلام) سلام بده.
یزیدبن عمرو پرسید: فدایت شوم! مگر امام حسین (علیه السلام) در کربلا دفن نشده؟
حضرت فرمود:
آرى، اما زمانى که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را به سوى شام مى‏بردند، یکى از دوستان ما سر را برداشت. و آن را در کنار قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) به خاک سپرد.[23]
و به ابان بن تغلب نیز چنین فرمود:
سر امام حسین (علیه السلام) در کنار قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) به خاک سپرده شد.[24]
همچنین به على بن اسباط فرمود:
وقتى که به غرى رسیدى، دو قبر را مشاهده خواهى کرد؛ یکى بزرگ و دیگرى کوچک؛ اما قبر بزرگ که قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) است و اما قبر کوچک، محل دفن سر مقدس امام حسین (علیه السلام) است.[25]
نماز و زیارت امام حسین (علیه السلام) در مسجد حنانه‏
در نزدیکى‏هاى شهر نجف، محلى است به نام حنانه و معناى حنّانه، ناله کننده مى‏باشد.
درباره علت این که آن محل را حنانه مى‏نامند، گفته شده که در آن جا نشانه‏اى بوده که وقتى جنازه امیر مؤمنان (علیه السلام) را از آن جا عبور دادند، آن نشان به علامت تعظیم، خم شد و بدین جهت آن جا را حنانه نامیدند.[26]
برخى دیگر گفته‏اند: وقتى که جنازه امیر مؤمنان (علیه السلام) به مکان رسید، ناله شدیدى از آن مکان شنیده شد و وقتى علت ناله را از امام حسن مجتبى‏علیه‏السلام پرسیدند. امام در پاسخ فرمود: چون امیر مؤمنان (علیه السلام) در شب‏هاى تاریک به این مکان مى‏آمد و در آن جا نماز مى‏خواند، بدین جهت، این مکان در فراق امیر مؤمنان ناله کرد.[27] و گفته شده که وقتى سر مقدس امام حسین‏علیه‏السلام را در این مکان گذاشتند، از سر مقدس امام تا صبح ناله شنیده شد.[28]
مرحوم شیخ عباس قمى مى‏نویسد: مستحب است که در آن جا امام حسین (علیه السلام) زیارت بشود؛ زیرا سر مقدس آن حضرت را در آن مکان قرار دادند.[29]
امام صادق (علیه السلام) به هنگام عبور از این مکان، دو رکعت نماز گزارد و هنگامى که علت آن را جویا شدند، فرمود:
این مکانى است که سر مقدس جدّم امام حسین (علیه السلام) را به هنگام بردن به سوى عبیدالله، در این مکان گذاشتند.[30]
نماز امام صادق (علیه السلام) در محل منبر امام زمان (علیه السلام)
بر اساس شواهد قطعى و روایات موجود، محل حکومت امام زمان (علیه السلام)، در عراق و در شهر کوفه خواهد بود و به یقین امام براى ملاقات مردم، باید مکان و جایگاه وسیعى داشته باشد و براى خطبه خواندن، مسجد به هزاردربى نیاز دارد و در درون آن مسجد، منبرى برقرار خواهد بود. این مکان، طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) در بین نجف و کوفه است؛ یعنى درست در همان جایى که مسجد هزاردربى براى نماز جمعه حضرت ساخته مى‏شود.
امام صادق (علیه السلام) پیشاپیش به هنگام عبور از آن محل، دو رکعت نماز خواند و وقتى برخى علت آن را جویا شدند، فرمود: این جا محل منبر امام زمان (علیه السلام) است.
ابان بن تغلب مى‏گوید:
کنت معابى عبدالله (علیه السلام)، فمرّ بظهر الکوفه، فنزل وصلى رکعتین ثم تقدم قلیلًا، فصلى رکعتین ثم سار قلیلًا فنزل فصلى رکعتین ثم قال: هذا موضع قبر امیرالمؤمنین (علیه السلام). قلت جعلت فداک: فما الموضعین الذین صلیت فیما؟
قال: موضع رأس الحسین و موضع منبر القائم؛ همراه حضرت امام صادق (علیه السلام) بودم که مسیر خود را به طرف پشت کوفه ادامه داده، پس فرود آمد و دو رکعت نماز خواند؛ سپس قدرى جلوتر رفته، دو رکعت دیگر نماز خواند؛ سپس سوار شده، مقدار دیگرى به راه افتاد و بار دیگر پیاده شد و دو رکعت نماز گزارد و فرمود: این، جایگاه قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) است. ابان مى‏گوید عرض کردم فدایت گردم! آن دو موضع قبلى چه بود که در آن جا نماز خواندى؟
حضرت فرمود: یکى محل گذاردن سر مقدس امام حسین (علیه السلام) بود و دیگرى محل نصب منبر حضرت قائم علیه‏السلام.[31]
مقام‏هاى امام صادق (علیه السلام) در عراق‏
در کربلا و نجف، مقام‏هاى متعددى براى امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل شده است که برخى از آنها سند روایى دارند و برخى دیگر در بین مردم معروف هستند که کنار قبر على (علیه السلام) و کنار قبر امام حسین (علیه السلام) و مسجد حنّانه، جزء این مقامات است؛ اگر چه این موارد جزء مقام‏ها به حساب نیامده‏اند.

مقام امام صادق (علیه السلام) در مسجد سهله‏

در وسط مسجد سهله مکانى که معروف به مقام امام صادق (علیه السلام) است. و ممکن است این جا همان مکانى باشد که امام با بشار مکارى، براى آزادى یک زن زندانى در کوفه به آن جا رفته و درخواست آزادى‏اش را از خدا کرده بود.
بشار مکارى مى‏گوید:
- روزى- در کوفه بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم که طبقى از رطب در مقابل او بود و از آن تناول مى‏کرد و به من فرمود: نزدیک بیا و تناول کن. عرض کردم:
گواراى وجود باشد؛ فدایت گردم؛ حال که مى‏آمدم، حادثه‏اى مرا سخت آزار داده، قلبم را به درد آورده و غیرتم را تحریک کرد.
امام فرمود: به حقى که بر تو دارم، از تو مى‏خواهم که پیش بیایى و از این رطب تناول کنى. بشار مى‏گوید: به خواست حضرت نزدیک رفته، مقدارى از آن رطب را تناول کردم. امام فرمود: حال ماجراى خود را نقل کن. عرض کردم: مأمورى را دیدم که بر سر بانویى مى‏زد و او را به سوى زندان مى‏برد و او نیز با صدایى بلند فریاد مى‏زد: «المستغاث بالله و رسوله» و کسى به فکر آزادى‏اش از دست جلادان نبود. امام صادق (علیه السلام) فرمود: چرا با او چنین رفتارى مى‏کردند؟ بشار گوید:
شنیدم که مردم مى‏گفتند: او به هنگام رفتن، پایش گیر کرد و برزمین افتاد و در آن حال گفته بود: «لعن الله ظالمیک یا فاطمه؛ خدا لعنت کند کسانى که به تو ظلم کرده‏اند؛ اى فاطمه! و همین سبب شد که این گونه با او رفتار کردند. بشار مى‏گوید:
پس امام از خوردن رطب دست کشیده، آن قدر گریه کرد که دستمال و محاسن شریف و سینه مبارکش پر از اشک شدند؛
سپس فرمود: اى بشار! برخیز با هم به مسجد سهله برویم و از خداوند، آزادى این زن را بخواه و همزمان به یکى از یاران خود دستور داد تا به سوى کاخ خلیفه رفته، بر درب کاخ بماند و آن جا را رها نکند؛ تا فرستاده امام نزدش بیاید و اگر خبرى از آن زن به دستش رسید، به سوى مسجد سهله برود.
بشار مى‏گوید: به سوى مسجد سهله به راه افتادیم و هر یک از ما دو نفر، دو رکعت نماز خوانده، سپس امام صادق‏علیه‏السلام دست خود را به سوى آسمان بالا برده، فرمود: «انت الله لا اله الا انت مبدى الخلق و معیدهم؛ تویى آن پروردگارى که هیچ خدایى جز تو نیست؛ بندگان را آفریده و آنها را برمى‏گردانى» و بعد به سجده رفت و از آن حضرت چیزى جز نفس کشیدن را نمى‏شنیدیم؛ آن گاه سربرداشت و فرمود: برخیز که آن زن آزاد شد. بشار مى‏گوید: هر دو از مسجد بیرون آمدیم که ناگاه همان شخصى را که امام او را به درب کاخ خلیفه فرستاده بود، از راه رسید.
امام پرسید: خبر تازه چه دارى؟ گفت: آزادش کردند. امام فرمود: چگونه؟ گفت:
نمى‏دانم و هم‏چنان که بر درب کاخ ایستاده بودم، یکى از نگهبانان بیرون آمد و آن زن را فراخواند و به او گفت: تو چه گفته بودى؟ آن زن گفت: پایم گیر کرده، به زمین افتادم و در همان حال گفتم: «لعن الله ظالمیک یا فاطمه» که دیدید با من چه رفتارى کردند؛ سپس آن نگهبان دویست درهم بیرون آورده، به آن زن داد و گفت:
این پول را بگیر و امیر را حلال کن. آن زن از گرفتن پول خوددارى کرد و وقتى که او چنین دید، وارد کاخ شده، صاحب خود را از آن باخبر ساخت؛ سپس بار دیگر بیرون آمد و گفت: به خانه‏ات برگرد و زن برخاسته، به خانه‏اش برگشت.[32]

مقام امام صادق (علیه السلام) در مسجد کوفه‏

دومین مقامى که براى امام صادق (علیه السلام) نقل شده، مقام آن حضرت در مسجد کوفه است. اگر چه به دلیل اهمیت این مسجد شریف، جاى جاى آن، محل نماز امام صادق (علیه السلام) بوده است، اما مقامى که براى وى نقل شده، در نزدیکى قبر حضرت مسلم بن عقیل بوده و مشهور به دکّه حضرت صادق (علیه السلام) است.
مرحوم شیخ عباس قمى در بخش اعمال مسجد بزرگ کوفه مى‏نویسد: اعمال دکّه حضرت صادق (علیه السلام). پس برو به سوى مقام حضرت صادق (علیه السلام) و آن واقع است در نزدیکى مسلم بن عقیل و آن جا دو رکعت نماز کن و چون سلام دادى و تسبیح نمودى بگو: یا صانع کل مصنوع و یا ...

مقام امام صادق در وادى السلام نجف‏

سومین مقامى که براى امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل شده، مقام امام صادق (علیه السلام) در وادى السلام نجف است که در کنار مقام حضرت امام زمان (علیه السلام) قرار گرفته و هر دو مقام در یک ساختمان قرار دارند. این مقام، ممکن است که یک ریشه روایى یا تاریخى داشته باشد؛ اما من به چنین مدرکى برخورد نکرده‏ام.

مقام امام صادق (علیه السلام) در کربلاى معلى‏

چهارمین مکانى که به امام جعفر صادق (علیه السلام) نسبت مى‏دهند، مقام امام صادق (علیه السلام) در کربلاست. این مقام که در پشت مقام حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) و در میان باغ‏ها قرار گرفته، از قدیم معروف به مقام امام صادق (علیه السلام) بوده‏ است؛ گویا امام در موقع سفر به کربلا و زیارت امام حسین (علیه السلام)، ابتدا در آن نقطه مستقر شده، سپس به زیارت مرقد پاک و مطهر امام حسین‏علیه‏السلام رفت.
این مقام همانند مقام امام صادق (علیه السلام) در وادى السلام نجف است که ممکن است یک ریشه تاریخى داشته باشد؛ اما این جانب به چنین مدرکى دست نیافته‏ام.[33]
سوتیتر:
. امام صادق (علیه السلام) در سفرهاى اختیارى و یا اجبارى که به عراق داشته، هرگز از زیارت این دو امام بزرگ، غفلت نکرده، حتى در سفرهاى اجبارى خود به بغداد، در بین راه، اول به سراغ قبر اجداد خود رفته، سپس نزد منصور عباسى روانه مى‏شد
. ابوسعید مدائنى فرمود:
اگر امام حسین (علیه السلام) را زیارت کردى، در بالاى سر آن حضرت، هزار مرتبه تسبیح امیر مؤمنان (علیه السلام) را بر زبان جارى کن و در پایین پاى وى، هزار مرتبه تسبیح فاطمه زهرا (سلام الله علیهما) را بفرست و آن گاه دو رکعت نماز بخوان و در رکعت اول، سوره یاسین و در رکعت دوم، سوره الرحمن را تلاوت کن‏
. در کربلا و نجف، مقام‏هاى متعددى براى امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل شده است که برخى از آنها سند روایى دارند و برخى دیگر در بین مردم معروف هستند که کنار قبر على (علیه السلام) و کنار قبر امام حسین (علیه السلام) و مسجد حنّانه، جزء این مقامات است؛ اگر چه این موارد جزء مقام‏ها به حساب نیامده‏اند.
 
[1] . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 89.
[2] . ثویّه، مکانى است در کوفه که در آن قبر ابوموسى اشعرى و مقبره بن شعبه واقع است( مجمع البحرین، ص 16).
[3] . مجلسى، بحارالانوار، ج 45، ص 178.
[4] . کامل الزیارات، ص 84.
[5] . کامل الزیارات، ص 82؛ بحارالانوار، ج 100، ص 240؛ فرحة الغرى، ص 24.
[6] . ابن طاوس، فرحة الغرى، ص 94؛ بحارالانوار، ج 97، ص 279.
[7] . کامل الزیارات، ص 270.
[8] . همان، ص 546.
[9] . همان، ص 176.
[10] . صدوق، ثواب الأعمال، و عقاب الاعمال، ص 88.
[11] . ثواب الأعمال و عقاب الاعمال، ص 84.
[12] . کامل الزیارات، ص 358.
[13] . همان، ص 362.
[14] . همان، ص 367.
[15] . همان، ص 375.
[16] . همان، ص 384.
[17] . همان، ص 393.
[18] . فرحة الغرى، ص 94؛ بحارالانوار، ج 97، ص 279.
[19] . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، ص 642،( زیارت ششم امیر مؤمنان).
[20] . الهدف، ص 194، المقتل المأثور الحسین، ص 236.
[21] . بحارالانوار، ج 45، ص 145.
[22] . همان، ص 178.
[23] . همان، ج 44، ص 199.
[24] . مناقب آل‏بى‏طالب، ج 4، ص 76.
[25] . کامل الزیارات، ص 84.
[26] . معالى السبطین، ج 2، ص 95.
[27] . همان.
[28] . همان.
[29] . همان.
[30] . شیخ عباس قمى، نفس المهموم، ص 229؛ المقتل الحسین المأثور، ص 196.
[31] . کامل الزیارات، ص 83.
[32] . نورى، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 419.
[33] . مفاتیح الجنان، ص 731.

دوره 1، شماره 0
فصلنامه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی پیش شماره اول، تابستان 1388
تیر 1388
صفحه 53-73