فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

زیارت و امامت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
اهمیت زیارت امام حسین علیه‏السلام‏
یکى از مسائل بسیار مهم و قابل بررسى در ارتباط با موضوع زیارت، پیدا کردن راز آن همه تأکید و توصیه اهل‏بیت (علیهم السلام) به زیارت این خاندان بزرگوار است. وقتى سخنان اهل بیت (علیهم السلام) را در مورد ترغیب و تشویق به زیارت قبور خاندان رسالت، مرور مى‏کنیم، با انبوهى از روایاتى روبه‏رو مى‏شویم که در نگاه اول و در نگاه سطحى، قدرى اغراق‏آمیز به نظر مى‏رسند؛ ولى این روایات در منابع معتبر ما آمده، بسیارى از آنها از نظر سند هم صحیح مى‏باشند. در این جا به روایاتى اشاره مى‏کنیم که حج و زیارت اهل بیت (علیهم السلام) را با هم مقایسه کرده، تا ببینیم رمز این همه تأکید و تصریح به زیارت اهل بیت (علیهم السلام)، آن هم در مقایسه با حج، چیست و این روایات، چه پیامى براى پیروان اهل بیت (علیهم السلام) و پیروان قرآن دارند.
روایات زیادى درباره زیارت سیدالشهداء (علیه السلام) نقل شده که در بخش زیارت کتاب دانشنامه امام حسین (علیه السلام) گردآورى شده‏اند. در این جا، نمونه‏اى از این روایات را نقل مى‏کنیم:

قال الامام الصادق (علیه السلام):

«من أتى قبر الحسین (علیه السلام) کتب الله له حجة و عمرة؛
[1] کسى که به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) بیاید، خداوند متعال براى او یک حج و یک عمره مى‏نویسد».

قال الامام الصادق (علیه السلام):

ایّما مؤمن زار الحسین‏بن على (علیهما السلام) عارفاً بحقه فى غیر یوم عید، کتب له عشرون حجة و عشرون عمرة مبرورات متقبلات، و عشرون غزوة مع نبى مرسل او امامٍ عادل؛
[2] هر مؤمنى قبر امام حسین (علیه السلام) را در غیر روز عید، عارفانه و با شناخت حق او، زیارت کند، براى او ثواب بیست حج و بیست عمره نیکو و قبول شده و بیست جنگ همراه با پیامبر و امام عادل، نوشته مى‏شود.

«عن الامام الصادق (علیه السلام) قال:

کان الحسین بن على السلام ذات یوم فى حجر رسول الله (صلى‏الله و علیه وآله) یلاعبه و یضاحکه، فقالت عائشة یا رسول الله ما اشدّ اعجابک بهذا الصبى!
فقال لها: و یلک و کیف لا احبّه و لا اعجب به و هو ثمرة فؤادى، و قرة عینى، اما انّ امتى‏ ستقتلهُ، فمن زاره بعد و فاته کتب الله له حجتى من حججى. قالت: یا رسول الله حجة من حججک؟! قال: نعم، حجتین من حججى. قالت یا رسول الله حجتین من حججک؟ قال نعم و اربعه. قال فلم تزل تزاده و یزید و یضعف حتى بلغ تسعین حجة من حجج رسول الله (صلى‏الله و علیه وآله) باعمارها؛
[3] روزى حسین بن على (علیهما السلام) در دامن پیامبر اکرم (صلى‏الله و علیه وآله) بود که آن حضرت با او شوخى مى‏کرد و او را مى‏خنداند.
عایشه گفت: اى رسول خدا! چقدر از این کودک شگفت زده هستى؟ رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) فرمود: واى بر تو! چرا او را دوست نداشته باشم و از او شگفت زده نباشم؛ در صورتى که میوه دلم و نور چشم من است و آگاه باش که امت من، او را به زودى مى‏کشند؛ پس هر کس که او را زیارت کند، خداوند براى او ثواب حجى از حج‏هاى مرا مى‏نویسد.
عایشه گفت: ثواب حجى از حج‏هاى شما؟ پیامبر فرمود: بله، بلکه ثواب دو حج از حج‏هاى من. عایشه دوباره گفت: ثواب دو حج؟ پیامبر فرمود: بله و ثواب چهار حج.
امام ششم (علیه السلام) فرمود: مرتب پیامبر اکرم (صلى‏الله و علیه وآله) بر این تعداد مى‏افزود و مى‏افزود تا رسید به نود حج، از حج‏هاى پیامبر اکرم (صلى‏الله و علیه وآله)».

موسى بن جعفر (علیه السلام) قال:

من زار قبر ولدى کان له عندالله سبعین حجة مبرورة قلت: سبعین حجة؟ قال: نعم و سبعین الف حجة. قلت و سبعین الف حجة؟ قال نعم و رب حج لا تقبل و من زاره و بات عنده لیلة کان کمن زار الله فى عرشه؛
کسى که قبر فرزندم (امام رضا) را زیارت کند، براى او پیش خدا ثواب هفتاد حج نیکو خواهد بود، یحیى بن سلیمان مازنى مى‏گوید: به امام گفتم: هفتاد حج؟! امام فرمود: بله و هفتصد حج. گفتم: ثواب هفتصد حج؟ فرمود:
بله و هفتاد هزار حج. گفتم: هفتاد هزار حج؟ فرمود: بله و چه بسا حجى که پذیرفته نمى‏شود و کسى که او را زیارت کند و یک شب کنار قبر آن حضرت بخوابد، همانند کسى است که خدا را در عرش او زیارت کند ....
عن ابى عبدالله (علیه السلام) قال:
من زار امیرالمؤمنین (علیه السلام) ماشیاً کتب الله له بکلّ خطوة و عمرة، فان رجع ماشیاً کتب له بکلّ خطوة حجّتان و عمرتان‏
»؛[4] کسى که امیرالمؤمنین را با پاى پیاده زیارت کند، خداوند متعال براى او براى هر قدمى که برداشته، ثواب یک حج و یک عمره مى‏نویسد و اگر پیاده بر گردد، خداوند براى هر قدمى، ثواب دو حج و دو عمره ثبت مى‏کند.
مقایسه زیارت ائمه (علیهم السلام) با حج‏
در بخش قابل توجهى از این روایات آمده است که ثواب زیارت امام حسین (علیه السلام)، معادل حج و عمره مستحبى است.
در برخى از این روایات دیگر آمده که ثواب زیارت سیدالشهدا (علیه السلام)، مخصوص کسى است که موفق نشده در آن سال به حج مشرف شود؛ ولى روایات بسیار زیادى که سندشان هم معتبر است، زیارت سیدالشهدا را به طور مطلق و کلى، بالاتر از حج و عمره، بلکه معادل هزار حج و عمره، دانسته است که تعدادى از آنها ذکر مى‏شود.

عن الصادق (علیه السلام) قال:

من زارالحسین (علیه السلام) یوم عرفة عارفاً بحقّه، کتب اللّه له ألف حجّة مقبوله و ألف عمرة مبرورة؛
[5] کسى که امام حسین (علیه السلام) را در روز عرفه با شناخت حق او زیارت کند، خداوند متعال ثواب هزار حج مقبول و هزار حج نیکو براى او مى‏نویسد.

قال الصادق (علیه السلام) لرفاعه و قد أخبره انّه زار الحسین (علیه السلام) یوم عرفة اخبرنى ابى قال::

من خرج الى قبر الحسین (علیه السلام) عارفاً بحقّه، غیر مستکبر صحبه الف ملک عن یمینه و الف ملک عن یساره و کتب له الف حجة و الف عمرة مع نبى او وصى نبى؛[6]
امام ششم به رفاعه که قبر امام حسین (علیه السلام) را روز عرفه زیارت کرده بود، خبر داد که پدرم- امام باقر (علیه السلام)- فرمود: کسى با شناخت حق امام حسین (علیه السلام)، براى زیارت به سوى قبر مطهر آن امام بیرون رود، هزار فرشته در طرف راست او و هزار فرشته در طرف چپ او، او را همراهى کرده، براى او ثواب هزار حج و هزار عمره‏اى که همراه پیامبرى یا جانشین پیامبرى انجام شوند، نوشته مى‏شود.
از این نکته که بگذریم، روایتى است که مرحوم شیخ صدوق از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‏کند که در آن آمده است:
من زار واحداً منا کان کمن زار الحسین (علیه السلام)؛[7]
تمام آن ثواب‏هایى که براى زیارت امام حسین (علیه السلام) گفتیم، براى سایر اهل بیت (علیهم السلام) نیز هست.
از پیامبر اکرم (صلى‏الله و علیه وآله) نقل شده که فرمود:
من زارنى او زار احداً من ذرّیتى، زرته یوم القیامة فانقذله من اهوالها؛[8]
کسى که مرا یا یکى از فرزندان مرا زیارت کند، من هم روز قیامت او را دیدار مى‏کنم و از هول وهراس‏هاى آن روز نجاتش مى‏دهم.
از امام صادق (علیه السلام) نیز چنین نقل شده است:
قال الحسین (علیه السلام) صلوات الله علیه لرسول الله (صلى‏الله و علیه وآله) ما جزاء من زارک؟ فقال یا بنى من زارنى حیاً او میتاً او زار أخاک او زارک کان حقاً علىّ ان ازوره یوم القیامة حتى اخلقه من ذنوبه؛.
[9] امام حسین (علیه السلام) به رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) عرض کرد:
پاداش کسى که شما را زیارت کند چیست؟ پیامبر اکرم (صلى‏الله و علیه وآله) در پاسخ فرمود: اى فرزندم! کسى که مرا در زمانى که زنده هستم یا مرده‏ام، زیارت کند یا برادر تو را یا خود تو را زیارت کند، بر من لازم است که روز قیامت او را دیدار کنم؛ تا این که او را از گناهانش رهایى بخشم.
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
من زار قبر ابى ببغداد کمن زار قبر رسول الله (صلى‏الله و علیه وآله) و قبر امیر المؤمنین (علیه السلام) الّا انّ لرسول الله (صلى‏الله و علیه وآله) و لِأمیر المؤمنین (علیه السلام) فضلهما؛
[10]
کسى که قبر پدرم- موسى بن جعفر (علیه السلام)- را در بغداد زیارت کند، همانند کسى است که قبر مطهر رسول خدا (صلى‏الله و علیه وآله) و قبر امیر المؤمنین (علیه السلام) را زیارت کرده است، جز این که فضل و برترى رسول خدا و امیر المؤمنین که درود خدا بر آنان باد، جاى خود دارد.
دلالت التزامى اینها این است که زیارت سایر اهل بیت (علیهم السلام) هم ثوابش از حج بیشتر و بلکه معادل هزار حج است. از این مهم‏تر، برخى از روایات تصریح مى‏کنند که ثواب زیارت امام رضا (علیه السلام)، معادل یک میلیون حج است که احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى برایش خیلى تعجب‏آور بوده که چگونه مى‏شود زیارت یک امام، معادل یک میلیون حج و ثوابش بیش از ثواب زیارت امام حسین (علیه السلام) باشد.
احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى مى‏گوید در یک نوشته‏اى از امام رضا (علیه السلام)، دیدم که حضرت فرمود:
أبلغ شیعتى أنَّ زیارتى عند اللَّه تعدل ألف حجة و الف عمرة متقبله کلّها
؛ به شیعیان و پیروان من بگو که زیارت من، ثواب هزار حج و هزار عمره مقبوله دارد؛
سپس مى‏گوید:
با امام جواد (علیه السلام) این موضوع را در میان گذاشتم که چطور مى‏شود ثواب زیارت پدر بزرگوار شما، معادل هزار حج و هزار عمره باشد»؟ گویا مى‏خواسته سؤال بکند آیا این روایت، صحیح است و نوشته، نوشته پدر شماست؟ امام جوادعلیه‏السلام پاسخ داد:
«اى واللَّه و ألف ألف حجّة لمن زاره عارفاً بحقه؛
[11] بلى، به خدا سوگند! معادل یک میلیون حج است؛ براى کسى که پدرم را عارفا بحقه زیارت کند».
این روایت نشان مى‏دهد که عدد در این جا مفهوم ندارد. همچنین درباره سایر روایاتى که اختلاف در عدد دارند، باید گفت که در آنها عدد مفهوم ندارد و به معناى مطلق کثرت است و این روایت هم مؤید همین معناست و در واقع، امام‏علیه‏السلام مى‏خواهد بگوید که اصلًا قابل مقایسه نیست.
این را هم عرض کنم که شبیه این تردید را على بن مهزیار هم در این روایت داشته است. او مى‏گوید: من با امام جوادعلیه‏السلام این مسئله را در میان گذاشتم که چگونه مى‏شود ثواب زیارت پدر شما از ثواب زیارت امام حسین‏علیه‏السلام بیشتر باشد؟ حضرت فرمود:
زیارة أبى أفضل و ذلک أنّ أباعبداللّه یزوره کلّ الناس و ان أبى لا یزوره إلّا الخواصّ من شیعته‏
[12]
علتش این است که امام حسین (علیه السلام) را همه زیارت مى‏کنند؛ ولى پدرم را فقط خواص از شیعه [کسانى که شیعه دوازده امامى هستند] زیارت مى‏کنند».
این نشان مى‏دهد که شرایط سیاسى- اجتماعى در این که ثواب زیارت کدام امام بیشتر است، دخالت دارند.
پیام روایات و تحلیل آنها
براى فهم دقیق این روایات، چند نکته زیر قابل توجه است:

بدون تردید، موضوع سنجش در این روایات، سنجش حج واجب و زیارت مستحب نیست و منظور این نیست کسى که حج برایش واجب و مستطیع است، حجش را ترک کند و به جاى آن، به زیارت قبور یکى از اهل بیت (علیهم السلام) برود؛ بلکه مقایسه میان زیارت مستحب و حج مستحب است و به این مطلب- همان طور که اشاره کردم- در بعضى از روایات، تصریح شده که بعد از حجةالاسلام و بعد از حج تمتّع، ثواب زیارت قبور اهل بیت (علیهم السلام)، ثوابش بیشتر از حج مستحب است.

به روایت ذیل توجه کنید:
عن محمد بن سلیمان قال سألت ابا جعفر (علیه السلام) عن رجل حج حجّة الاسلام فدخل متمتعاً بالعمرة الى الحج فأعانه اللّه على عمرته و حجه ثم اتى المدینه فسلّم على النبى (صلى‏الله و علیه وآله) ثم اتاک عارفا بحقّک یعلم انّک حجة الله على خلقه و باب الذى یؤتى منه فسلم علیک ثم اتى اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ثم اتى بغداد و سلم على ابى الحسن موسى (علیه السلام) ثم انصرف الى بلاده، فلما کان فى وقت الحج رزقه الله الحج فایّهما افضل‏ هذا الذى قد حج حجة الاسلام یرجع ایضاً فیحج او یخرج الى خراسان الى ابیک على بن موسى (علیه السلام) فسلم علیه؟ قال: [لا] بل یاتى خراسان فیسلّم على ابى الحسن (علیه السلام) افضل و لیکن ذلک فى رجب و ...؛
[13]
محمد بن سلیمان گوید: از امام جواد (علیه السلام) در مورد مردى سؤال کردم که موفق به انجام حجة الاسلام شده است؛ او نیت عمره تمتع و حج تمتع کرد و خداوند هم او را کمک کرد و عمره و حج را انجام داد و سپس به مدینه آمد- و موفق به زیارت پیامبر (صلى‏الله و علیه وآله) شد- و به آن حضرت سلام کرد و سپس در حالى که عارف به حق شما بود و مى‏دانست تو حجت خدا بر خلق او هستى و بابى هستى که از آن باید وارد شد، خدمت شما آمد و به شما سلام کرد؛ سپس به زیارت امام حسین‏علیه‏السلام رفت و بعد به بغداد آمد و سلام بر امام هفتم کرد و سپس به شهر خود برگشت و سال بعد که ایام حج شد، خداوند هزینه حج را روزى او کرد؛ ایام انجام حج الآن- دوباره- براى او بهتر است یا این که بهتر است به خراسان برود و پدر شما على بن موسى الرضا (علیه السلام) را زیارت و بر او سلام کند؟ امام فرمود: نه، بهتر است به خراسان بیاید و سلام به ابى الحسن (علیه السلام) بکند که افضل است و این زیارت هم در ماه رجب باشد.

این روایات، نخستین پیامشان این است که مى‏خواهند به امور مهم و سرنوشت‏ساز اجتماعى جامعه اسلامى، توجه دهند و مقصود این نیست که از اهمیت حج بکاهند؛ زیرا اگر حج اهمیت نداشته باشد، معیار قرار دادن آن، مناسبتى ندارد و این که زیارت اهل بیت (علیهم السلام) را با حج مقایسه مى‏کنند، نشانه این است که حج، مهم است؛ ولى زیارت اهل بیت (علیهم السلام) در شرایط خاصى، مهم‏تر است و این موضوع، اختصاص به زیارت اهل بیت (علیهم السلام) هم ندارد. در روایاتى نقل شده که اصلاح میان زن و شوهر یا صبر در مصائب، پاداش هزار شهید را دارد. این روایات، نمى‏خواهند که مردم را از جبهه رفتن و جهاد و رزم باز دارند؛ بلکه مى‏خواهند بگویند که این، کار مهمى است و در جایى که نیازى به جبهه نیست، این کار، ثوابش از جبهه رفتن بیشتر است؛ نه این که در جایى که جامعه اسلامى به جهاد و مجاهد نیاز دارد، مردم جبهه‏ها را خالى بگذارند؛ تا دشمن وارد خاک کشور اسلامى بشود و بعد بگویند که نمى‏خواهد بروى جبهه؛ بیا برو میان زن و شوهر را اصلاح کن؛ چون این، ثوابش بیشتر است. این روایات در واقع، مى‏خواهند اهمیت پیشگیرى از متلاشى شدن یک خانواده را بیان کنند و به بیان روشن‏تر، از آن جا که اهمیت حج و اهمیت شهادت در راه خدا، بین مسلمانان معلوم است، پیشوایان اسلام براى توجه دادن مسلمانان به ارزش و اهمیت مسائل مهم اجتماعى که نقشى اساسى در سازندگى جامعه دارند، آنها را با حج و جهاد مقایسه مى‏کنند و به کسانى که در کنار وظایف واجب خودشان، به‏ این مسائل مى‏پردازند، مژده مى‏دهند که ثواب شما، بیشتر است و خداوند از فضل خودش، پاداشى به شما عنایت مى‏کند که قابل مقایسه با حج مستحبى و عمره مستحبى نیست و اگر کسى مى‏خواهد عمره مستحبى انجام بدهد یا حج مستحبى انجام بدهد، بهتر است براى یک خانواده بیچاره‏اى، خانه بخرد یا براى ازدواج یک جوان، اقدام کند. بنابراین، علت مضاعف بودن پاداش در امورى که به آنها اشاره شد، این است که از یک سو ملاک وجوب در اینها نیست تا شارع واجب بکند و از سوى دیگر، براى ساختن جامعه مطلوب اسلامى، ضرورت دارد که این کار انجام شود. از این رو، براى بیان اهمیت این کار و براى این که مردم خیال نکنند که همه ثواب‏ها در حج و عمره خلاصه مى‏شوند، مردم به این سلسله امور، تشویق شده‏اند.
اصلى‏ترین نکته این است که مهم‏ترین نقش سیاسى- اجتماعى زیارت اهل بیت (علیهم السلام) در همین موضوع خلاصه مى‏شود. روایاتى که تأکید مى‏کنند زیارت امام حسین (علیه السلام) برتر از حج است یا زیارت اهل بیت (علیهم السلام) مثل زیارت امام حسین (علیه السلام) است، یعنى ثواب آن هم بیش از حج است و روایتى که مى‏گوید زیارت امام رضا (علیه السلام) معادل یک میلیون حج است، در شرایط سیاسى- اجتماعى، این مسئله تفاوت دارد و در واقع، همه این روایات مى‏خواهند جامعه را به این مسئله توجه بدهند که روح همه عبادات- که حج جامع‏ترین آنهاست- حاکمیت نظام اسلامى است و این روایات، بیان مى‏کنند که حاکمیت نظام مبتنى بر آرمان‏هاى توحیدى، با رهبرى امام عادل تحقق مى‏یابد و این، روح همه عبادات است؛ زیرا در سایه حاکمیت اهل بیت است که همه ارزش‏ها در جامعه تحقق مى‏یابند. کلینى در کافى از امام رضا (علیه السلام) چنین نقل مى‏کند:

«إنَّ الإمامة أس الاسلام؛
[14] اساس اسلام، امامت و رهبرى است».
این روایات، بیان مى‏کنند که رهبرى امام عادل و اهل بیت (علیهم السلام) که جلوه کامل حاکمیت توحید هستند، روح و جوهر حقیقى حج است و حجى با حقیقت همراه است که در سایه رهبرى امام عادل باشد. حجى همراه با حقیقت است که با حاکمیت امام عادل در جامعه، همراه باشد؛ اما آن حجى که در حاکمیت طاغوت انجام مى‏شود، در واقع، ظاهر حج است.
سراسر حج، لبیک گویى به خداى واحد و برائت از مشرکین است. بنابراین، جامعه‏اى که بناى مبارزه با شرک و کفر و سردمداران شرک و کفر را ندارد، در آن جامعه، حج واقعیت پیدا نمى‏کند. حجى که با نظام توحیدى و امامت پیوند نخورد، در واقع، با حقیقت خودش پیوند نخورده، بلکه حج جاهلیت است.
در روایتى چنین آمده است:
نظر ابوجعفر الى الناس یطوفون حول الکعبه؛ امام باقر (علیه السلام) مردمى را دید که [با ولایت و امامت پیوند ندارند] دور کعبه مى‏گردند؛ فرمود: «
هکذا یطوفون فى الجاهلیة؛
در جاهلیت هم همین طور طواف مى‏کردند.
این در زمان امام باقر (علیه السلام) بود که امام مى‏فرماید: این حجى که با امامت پیوند ندارد، حج جاهلیت است و بعد حضرت‏ مى‏فرماید:
إنّما أمروا ان یطوفوا بها ثم ینفروا الینا فیعلمونا ولایتنا مودتهم و یعرضوا علینا نصرتهم؛
[15] اصلًا آمدن این حج، براى این است که بیایند این جا و طواف کنند و بعد بیایند مودت خودشان را به ما عرضه کنند و براى این است که یارى خودشان را به ما و براى برپایى حکومت اسلامى، اعلام بکنند.
امام (علیه السلام) در روایت دیگرى مى‏فرماید:
تمام الحج لقاء الإمام؛
[16] آن حجى کامل است که همراه با دیدار امام باشد و با امامت، پیوند بخورد.
از امام صادق‏علیه‏السلام نقل شده که فرمود:
اذا حج احدکم فالیختم حجّه بزیارتنا لان ذلک من تمام الحج.
[17]
اینها در واقع، همه به یک نکته اساسى اشاره مى‏کنند. این روایات به روشنى نشان مى‏دهند که ولایت اهل بیت (علیهم السلام)، روح حج و حقیقت حج است و حج بدون پیوند با رهبرى امام عادل و برائت از سران شرک حاکم در جامعه، حج واقعى نیست.
رابطه زیارت ائمه (علیهم السلام) با حج‏
با در نظر گرفتن نکاتى که عرض کردم، این راز گشوده مى‏شود که آن همه فضیلتى که براى زیارت امام حسین (علیه السلام) و سایر اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده، براى این است که عبادات و در رأس همه، حج، با روح ائمه (علیهم السلام) پیوند داده شوند.
وقتى گفته مى‏شود که زیارت امام رضا (علیه السلام)، با یک میلیون حج مستحبى برابر است، یعنى تا ولایت اهل بیت نباشد، حج که جامع‏ترین عبادات است، مفهوم و معنا ندارد و در واقع، همه این عبادات مى‏خواهند مسلمانان را براى حکومت جهانى اسلام، به رهبرى مهدى آل محمد (صلى‏الله و علیه وآله) آماده کنند. پس مهم‏ترین پیام سیاسى تأکید بر زیارت قبور اهل بیت (علیهم السلام)، زمینه سازى براى حکومت اهل بیت (علیهم السلام) است و این پیام، از زیارت همه حرم‏هاى مربوط به اهل بیت (علیهم السلام)، قابل استنباط و استشمام است و به این دلیل، زیارت هر امامى که این محتوا را بیشتر برساند، فضیلت بیشترى دارد. آن زیارتى که مردم را براى تشکیل حکومت جهانى اهل بیت (علیهم السلام) بیشتر آماده کند و براى زمینه‏سازى حکومت جهانى اسلام، مناسب‏تر باشد، آن زیارت، ارزشش بیشتر است.
از این رو، در روایات، تأکید بیشترى روى زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) شده است و به همین دلیل است که این زیارت، تأثیر بیشترى دارد؛ البته در بعضى از اعصار و در بعضى شرایط سیاسى- اجتماعى، ممکن است این پیام در زیارت یکى دیگر از امامان، نمود بیشترى داشته باشد؛ همان طور که در زیارت امام رضا (علیه السلام) بیان شد؛ اما به طور مطلق، در طول‏ تاریخ، تا ظهور حضرت مهدى (علیه السلام)، پیامى که زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) براى تشکیل حکومت اسلامى به رهبرى اهل بیت (علیهم السلام) دارد، از همه امامان، قوى‏تر است و به همین جهت، تأکید بیشترى روى زیارت سیدالشهدا شده است.
سوتیتر:
در بخش قابل توجهى از این روایات آمده است که ثواب زیارت امام حسین (علیه السلام)، معادل حج و عمره مستحبى است. در برخى از این روایات دیگر آمده که ثواب زیارت سیدالشهدا (علیه السلام)، مخصوص کسى است که موفق نشده در آن سال به حج مشرف شود؛ ولى روایات بسیار زیادى که سندشان هم معتبر است، زیارت سیدالشهدا را به طور مطلق و کلى، بالاتر از حج و عمره، بلکه معادل هزار حج و عمره، دانسته است‏
بدون تردید، موضوع سنجش در این روایات، سنجش حج واجب و زیارت مستحب نیست و منظور این نیست کسى‏ که حج برایش واجب و مستطیع است، حجش را ترک کند و به جاى آن، به زیارت قبور یکى از اهل بیت (علیهم السلام) برود؛ بلکه مقایسه میان زیارت مستحب و حج مستحب است و به این مطلب- همان طور که اشاره کردم- در بعضى از روایات، تصریح شده که بعد از حجةالاسلام و بعد از حج تمتّع، ثواب زیارت قبور اهل بیت (علیهم السلام)، ثوابش بیشتر از حج مستحب است.
در روایات، تأکید بیشترى روى زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) شده است و به همین دلیل است که این زیارت، تأثیر بیشترى دارد؛ البته در بعضى از اعصار و در بعضى شرایط سیاسى- اجتماعى، ممکن است این پیام در زیارت یکى دیگر از امامان، نمود بیشترى داشته باشد.
 
[1] . صدوق، ثواب الاعمال و عقابها، مکتبة الحیدریه، 1326، ص 325، ح 1.
[2] . ثواب الاعمال، ص 117، ح 24.
[3] . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 68؛ ثواب الاعمال و عقابها، ص 328.
[4] . شیخ عباس قمى، سفینة البحار، ج 3، ص 519.
[5] . شیخ طوسى، مصباح المتجهد، ص 715؛ ثواب الاعمال و عقابها، ص 333، ح 7.
[6] . مصباح المتجهد، ص 716، ثواب الاعمال و عقابها، ص 333، ح 8.
[7] . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 126.
[8] . کامل الزیارات، ص 11، ح 4؛ مجلسى، بحارالانوار، ج 100، ص 123، ح 31.
[9] . کامل الزیارات، ص 11، ح 2.
[10] . کافى، ح 2، ص 583، ح 1.
[11] . طوسى، التهذیب، ج 6، ص 85، ح 6؛ نورى، مستدرک الوسائل، ج 10، ص 358، ح 2.
[12] . التهذیب، ج 6، ص 84، ح 1.
[13] . کافى، ج 2، ص 584، ح 2.
[14] . کافى، ج 1، ص 200، ح 1.
[15] . همان، ص 392، ح 1.
[16] . همان، ج 4، ص 549، ح 2.
[17] . صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 169، ح 1.

دوره 1، شماره 0
فصلنامه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی پیش شماره اول، تابستان 1388
تیر 1388
صفحه 13-25