موضوع «زیارت»، به عنوان یکى از آیینهاى مذهبى که سابقهاى دیرین دارد و مورد سفارش فراوان اولیاى دین است.
همراه خود یک سلسله اصطلاحات، آداب، سنن، اعلام و اشخاص، حوادث، ابزار و وسایل، معارف و مناسک خاص دارد که دانستن آنها براى «زائر»، مفید است.
گاهى برخى اصطلاحات و واژهها، با آنکه بسیار رایج و مشهورند، اما سابقهاى ناشناخته دارند یا مردم از معنى و ریشه آنها اطلاع چندانى ندارند. ریشهیابى اینگونه الفاظ و اصطلاحات، مىتواند جالب باشد.
اذن دخول
اذن دخول به معناى اجازه ورود طلبیدن است.
ورود به مکانهاى خاصّ، آداب و رسومى دارد و داخل شدن به حرمهاى مطهّر و مکانهاى مقدّس دینى نیز از این قاعده مستثنا نیست. آگاهى و رعایت این مقرّرات و آداب، نشانه معرفت و ادب کسى است که وارد جایى مىشود و از آنجا بازدید به عمل مىآورد و گویاى ادب و احترامى است که براى صاحب یک خانه یا مسئول یک معبد و بارگاه یا شخصى که در یک مرقد و حرم آرمیده است، قائل هستیم.
قرآن کریم به عنوان یک توصیه اخلاقى مىفرماید:
اى کسانى که ایمان آوردهاید! وارد خانههایى غیر از خانههاى خودتان نشوید؛ مگر آنکه پیشتر خبردهید و اعلام کنید (و سر زده وارد نشوید) و به اهل آن خانه سلام دهید .... اگر در آن خانهها کسى را نیافتید، وارد نشوید؛ مگر آنکه به شما «اذن» داده شود و اگر گفته شد «برگردید»، برگردید ....[1]
این آیه که مسئله خبر دادن و اذن و استیناس را هنگام ورود به خانه دیگران مطرح مىکند، به نوعى در بردارنده اذن دخول براى ورود به منزل دیگران است و به عنوان یک ادب اجتماعى به شمار مىرود.
وارد شدن به خانه پیامبر (صلىالله و علیه وآله)، به خاطر حرمت و جایگاهى که هم خانه و هم صاحب خانه دارد، نیازمند اجازه گرفتن است. این ورود، چه براى حضور در ضیافت و بر سر سفره اطعام آن حضرت باشد و چه براى پرسیدن چیزى یا درخواست حاجتى، لازم است.
باز هم از قرآن بشنویم که از ورود بدون اجازه به خانه پیامبر خدا (صلىالله و علیه وآله) نهى مىکند:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلى طَعامٍ؛[2]
اى کسانى که ایمان آوردهاید! وارد خانهها (یا اتاقهاى) پیامبر نشوید؛ تا آن که به شما اجازه دهند و به طعام دعوت شوید.
از مجموع این گونه آیات برمىآید که ورود سر زده و بى خبر و بدون اجازه به خانه دیگران، از جمله خانه حضرت رسول (صلىالله و علیه وآله)، دور از ادب و اخلاق است و اذن قبلى، نشانه حرمت نهادن به صاحب خانه است، حتى جبرئیل (علیه السلام) نیز هر گاه مىخواست به حضور پیامبر خدا برسد، کنار در، اجازه مىطلبید. آنچه در مسجد النبى به نام «باب جبرئیل» معروف است، جایگاه ایستادن جبرئیل (علیه السلام) در وقت اذن دخول خواستن از پیغمبر خدا (صلىالله و علیه وآله) بوده است.
حرمهاى معصومین (علیهمالسلام) به دلیل آنکه مدفن کسانى است که زنده و مرده آنان یکسان است و زائران را مىبینند و مىشناسند و سلامها را جواب مىدهند، در حکم خانه آنان است. از این رو، رعایت ادب، اقتضا مىکند که قبل از وارد شدن به حرم، به ارزش و قداست جایگاه و مقام و منزلت صاحب بقعه، توجه کنیم و از خدا و فرشتگان و رسول خدا و امامان (علیهمالسلام)، اذن بطلبیم.
در کتابهاى دعا و زیارت، براى زیارت حرم حضرت على (علیه السلام) آدابى ذکر شده که به نحوى، قدم به قدم، اذن ورود خواستن براى تشرّف است.
هنگام ورود به دروازه نجف، دعاى خاصّى نقل شده است. وقتى زائر، وارد شهر مىشود، دعاى ویژهاى دارد. هنگام رسیدن به درگاه حرم، آن درگاه را آستانه خدا دانستن و وقوف در درگاه والاى منتسب به پروردگار، مضمون دعاى خاصى آن است. هنگام رسیدن به در صحن، هنگام ورود به صحن شریف، هنگام رسیدن به رواق، وقت ورود به رواق و هنگام قرار گرفتن رو به روى قبر مطهر، براى همه این مراحل، ذکرها و دعاهایى است که زائر را به جایگاه والا و حرمت معنوى زیارتگاه توجه مىدهد و ادب او را نسبت به صاحب قبر مطهر، نشان مىدهد.[3] همه اینهاقدم به قدم، وارد شدن به حریم حرم یک امام، با آمادگى روحى و اجازه خواستن براى عتبه بوسى است.
دعایى که به عنوان «اذن دخول» در کتابهاى دعا آمده است و خوب است هنگام زیارت حرم نبوى یا بارگاه هر یک از معصومین (علیهم السلام) خوانده شود، همه مضامین یاد شده را در بر دارد. آن چه به عنوان اذن دخول هر یک از حرمهاى شریف در مفاتیح الجنان، به نقل از مرحوم کفعمى آمده است، بسیار زیباست واین گونه آغاز مىشود:
«اللهّم انّى وقفت على باب من ابواب بیوت نبیّک ....[4]
مضمون این اذن دخول، چنین است:
خداوندا! من در آستانه درى از درهاى خانه پیامبرت ایستادهام، تو مردم را از این که بدون اجازه وارد آن شوند، نهى کرده و فرمودهاى: اى اهل ایمان! وارد خانههاى پیامبر نشوید؛ تا آن که به شما اذن داده شود. خداوندا! من به حرمت و احترام صاحب این حرم شریف، در دوران غیبتش، اعتقاد دارم؛ همان گونه که به حرمت او در حال حیات، معتقدم و مىدانم که رسول تو و خلفاى تو-/ که درود خدا بر همه آنان باد-/ نزد تو زندهاند و روزى مىخورند به جایگاه مرا مىبینند؛ سخن مرا مىشنوند و سلام مرا پاسخ مىدهند و تو گرچه گوشم را از شنیدن کلامشان محجوب ساختهاى، ولى دریچه فهم مرا به لذت مناجاتشان گشودهاى. خدایا! ابتدا از تو، سپس از پیامبرت، آنگاه از امام معصوم و خلیفه واجب الاطاعة اجازه مىخواهم و از همه فرشتگانى که گماشته به این آستان مبارکند، اذن مىطلبم. اى پیامبر خدا! آیا وارد شوم؟ اى حجّت خدا! آیا وارد شوم؟ اى فرشتگان مقرب الهى که مقیم این درگاهید! آیا وارد شوم؟ اى مولاى من! اجازه بده که وارد شوم؛ همچون بهترین اجازه و رخصتى که به یکى از دوستانت دادهاى. اگر من اهل و شایسته ورود نیستم، تو شایسته اجازه دادنى».
مرحوم محدث قمى، سپس اذن دخول دیگرى را از علّامه مجلسى نقل مىکند که مفصلتر است و در آن به موضوعات توحیدى، جایگاه والاى رسولان الهى و صاحبان شرایع آسمانى اشاره مىشود و بر نعمت توفیق حضور در مرقد اولیاء الله، اداى شکر به درگاه خدا مىشود و با بیان مقام اوصیاى معصومین و برگزیدگى آن انسانهاى والا و درخواست توفیق براى حضور همواره و مشتاقانه در حرمهاى پاک آنان، این گونه اجازه ورود درخواست مىشود:
خداوندا! مارا اجازه بده که وارد این عرصههاى نورانى شویم؛ جایگاه هایى که از بندگانت خواستهاى با زیارت آنها، عبودیت خود را نشان دهند. خدایا! اشک ما را در سایه خشوع مهابت، جارى ساز و اعضا و جوارح ما را با خضوع بندگى، رام گردان ....
پس از آن، توصیه شده که با اشک چشم و خشوع قلبى، وارد حرم شوى و به زیارت بپردازى.
معمولًا متن «اذن دخول»، در مدخل ورودى حرم امامان معصوم (علیهم السلام) بر کاشىهاى دیوار نگاشته شده یا بر لوحى نوشته شده و در قاب قرار گرفته شده است و زائران، هنگام ورود، آن را مىخوانند؛ سپس داخل روضه منوره هر یک از معصومین (علیهم السلام) یا امامزادگان مىشوند.
در مورد زیارت حضرت موسى ابن جعفر (علیهما السلام) در کاظمین، پس از آداب و اذکارى که در بدو ورود به حرم نقل شده، سفارش شده که چون به در قبّه شریفه رسیدى، بایست و اذن دخول طلب کن و بگو:
أدخل یا رسول الله؟ أدخل یا نبىّ الله؟ أدخل یا محمد بن عبدالله؟ أدخل یا امیرالمؤمنین؟ أدخل یا ابامحمدالحسن؟ أدخل یا ابا عبدالله الحسین؟ أدخل یا ابا محمد على بن الحسین؟ أدخل یا ابا جعفر محمد بن على؟ أدخل یا ابا عبدالله جعفربن محمد، أدخل یا مولاى یا اباالحسن موسى بن جعفر؟ أدخل یا مولاى یا ابا جعفر، أدخل یا مولاى محمد بن على؟[5]
جالب اینجاست که براى ورود به حرم امام موسى بن جعفر و امام جواد (علیهما السلام)، ابتدا از حضرت رسول (صلىالله و علیه وآله)، سپس از امیرالمؤمنین (علیه السلام) و آن گاه از هر یک از امامان قبل از آنها، اذن دخول طلبیده مىشود؛ سپس از خود آن دو پیشواى معصوم که در حرم کاظمین مدفونند، اذن دخول خواسته مىشود و این، همان مضمونى است که در اذن دخولهاى دیگر هم مطرح شده است و هر یک از این حرمهاى شریف اولیاى دین، خانه پیامبر (صلىالله و علیه وآله) و سراى عترت مصطفى به شمار مىرود که متعلق به این خاندان پاک است.
در این قسمت، نقل کلام مرحوم شیخ عباس قمى در آداب زیارت، خالى از لطف نیست. وى به عنوان ادب نهم از آداب زیارت، مىنویسید:
نهم: بر در حرم شریف ایستادن و اذن دخول طلبیدن و سعى در تحصیل رقّت قلب و خضوع و شکستگى خاطر نمودن، به تصور و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور، و اینکه مىبیند ایستادن او را و مىشنود کلام او را جواب مىدهد سلام او را، چنانکه به همه اینها شهادت مىدهد در وقت خواندن اذن دخول و تدّبر در محبت و لطفى که به شیعیان و زائرین خود دارند و تأمّل در خرابىهاى حال خود و خلافها که با آن بزرگواران کرده و فرمودههاى بىحدّ که از ایشان نشنیده. و آزارها و اذیتها که از او به ایشان یا به خاصّان و دوستان ایشان رسیده که برگشت آن به آزردن ایشان است و اگر به راستى در خود نگرد، قدمهایش از رفتن بازایستد و قلبش هراسان و چشمش گریان شود و این، روح تمام آداب است ....[6]
انجام این سنت و رعایت این ادب، به طور طبیعى براى زائر هر یک از حرمها، «انقلاب روحى» پیش مىآورد و خود را در «محضر» صاحب قبر حسّ مىکند و خشوع قلبى برایش پیدا مىشود.
از قول مرحوم شهید نقل شده است که زائر، بر درگاه حرم بایستد؛ دعا کند و اذن بطلبد و اگر در دل خود، خشوعى احساس کرد و رقّت قلب حاصل شد، وارد شود وگرنه، بهتر است که براى ورود، زمان دیگرى را انتخاب کند که رقت قلب و خشوع، حاصل شود.[7]
سوتیتر:
ورود سر زده و بى خبر و بدون اجازه به خانه دیگران، از جمله خانه حضرت رسول (صلىالله و علیه وآله)، دور از ادب و اخلاق است و اذن قبلى، نشانه حرمت نهادن به صاحب خانه است، حتى جبرئیل (علیه السلام) نیز هر گاه مىخواست به حضور پیامبر خدا برسد، کنار در، اجازه مىطلبید.
از قول مرحوم شهید نقل شده است که زائر، بر درگاه حرم بایستد؛ دعا کند و اذن بطلبد و اگر در دل خود، خشوعى احساس کرد و رقّت قلب حاصل شد، وارد شود وگرنه، بهتر است که براى ورود، زمان دیگرى را انتخاب کند که رقت قلب و خشوع، حاصل شود.
[1] . نور، آیه 27 و 28.
[2] . احزاب، آیه 53.
[3] . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیر المؤمنین( علیه السلام).
[4] . همان، بخش آداب زیارت.
[5] . همان، بخش کیفیت زیارت امام موسى بن جعفر( علیهما السلام).
[6] . همان، آداب زیارت، ادب نهم.
[7] . علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج 97 ص 126.